مردم سالاری/« جمعه‌های خدمت و چیستی آن » عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم منصور فرزامی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:


رئیسی در نخستین هفته تصدی خود، جمعه را به خوزستان رفت و جمعه دوم به سیستان و بلوچستان و جمعه سوم به خراسان‌جنوبی و با این کار نشان داد که رئیس‌جمهوری نشسته نیست که بنشیند و از دور از اوضاع گله کند و منتقد آن مواردی باشد که دیگران باید این وظیفه را در قبال دولت بر عهده بگیرند. به سبب همین سفرهای جمعه‌ای، عنوان درشت برخی روزنامه‌های طیف تفکر رئیسی، «جمعه‌های خدمتی» نام گرفت.
این سفرها اگر برای دیدار مردم باشد به‌صرف شنیدن درددل‌های مردم و از خود دانستن رئیس‌جمهور، از نظر عاطفی و محبوبیت و دل به دست آوردن بسیار مؤثر است اما اگر بدون برنامه و بدون آمادگی استان‌ها باشد، نه‌تنها یک فرصت نیست بلکه یک آسیب هم خواهد بود بخصوص اگر قولی بدون پشتوانه و خارج از وسع بر زبان بیاید و طوری هم فضاسازی شود که همه از رئیس‌جمهور بخواهند و خود هم باور کند که گشودن همه گره‌ها به اراده اوست. آن‌چنان‌که برخی اسلاف، احساسی عمل کردند و اعتبار خویش را در بی‌وفایی، از دست دادند.
البته در روزگاران گذشته، بودند شاهانی مانند شاه‌عباس که با لباس درویشی به میان مردم می‌آمدند تا ناشنیده‌ها را بی‌حجاب و مانع بشنوند و اعمال کارگزاران را بدین‌وسیله محک بزنند اما امروز، آن روز نیست.
چون در انفجار بمب اطلاعات، جهان به دهکده‌ای تشبیه شده‌است. پس می‌شود در اتاقکی نشست و کل اعمال و رفتارها را دید و «کنترل» کرد. کاری که کشورهای پیشرفته که سیاست و اقتصاد جهانی را در قبضه خود دارند، مدیریت می‌کنند و سفرهای دور و دراز کاری‌شان به‌ندرت و به ضرورت اتفاق می‌افتد. این‌ها، تشکیلات منسجم اجرایی قوی دارند و اعمال‌شان نیز مبتنی بر قاعده و قانون است و متکی به فرد نیست. کمیت‌ها و کیفیت‌ها هم از پیش برنامه‌ریزی‌ شده است.
از طرفی، سفرهای استانی از نوع دولت نهم و دهم ضمن محاسن قابل‌ ذکر، معایب و آسیب‌هایی را نیز در پی داشته ‌است. آن آسیب‌ها وقتی است که فی‌المثل، ده‌ها طرح در یک ساعت تصویب شود بدون آنکه کشور، توان و بضاعت اجرای آن‌ها را داشته باشد. نمونه‌اش آوار طرح‌های برجای‌مانده است که چند دولت بعدی هم قوای آن را ندارند تا به پایان و نتیجه برسانند و چنانچه اتلاف منابعی که در این رکود و بازماندگی، وبال گردن این ملت شد، محاسبه شود مشخص خواهد شد که نتایج آن سفرهای استانی مثبت بوده‌است یا منفی؟
پس رئیسی نباید پا جای پای احمدی‌نژاد بگذارد ضمن آنکه دیدار احساسی و عاطفی با مردم هم در طول چهار سال، یکی دو بار می‌تواند مفید فایده باشد وگرنه دل‌زدگی می‌آورد و لوث می‌شود و نتایج منفی آن بیش‌ از مثبت، رقم می‌خورد.
به‌هرحال اگر قصدی برای سفرهای استانی هست، نخست باید دستگاه‌های اجرایی به‌ترتیب مناصب و مسئولیت‌ها از شهرها و شهرستان‌های اقماری و مراکز استان‌ها، تمامی توان‌مندی‌های بالقوه و بالفعل خود را با مستندات مستدل احصا نموده، راه‌حل‌های برآوردن نیازها و امکانات موجود را به‌دقت باز کنند و در اختیار وزیران و هیات دولت و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی قرار بدهند و مشاوران رئیس‌جمهوری و معاونان رئیس‌جمهوری همه آن‌ها را مورد مداقه و مطالعه قرار بدهند و با داشته‌های خود مطابقت دهند و چون استنتاج و استنباط به کمال رسید، آن‌گاه به‌ترتیب اولویت‌ها و نخست نیز به مناطق محروم و به ترجیح از استان‌های مرزی پرمسئله و با تنوع قومی و مذهبی آغاز کنند. نکته این‌که تناسب‌ها و ضرورت‌ها باید در این سفرها لحاظ شود و به‌هوش باشیم که برای بیماران هر استانی باید نسخه‌ای درخور حال‌شان و نیازشان نوشت.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar