دیپلماسی ایرانی/متن پیش رو در دیپلماسی ایرانی منتشر شده و بازنشر آن در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

دانیل دِپِتریس، عضو اولویت های دفاعی و ستون نویس امور بین الملل در شیکاگو تریبیون و نیوزویک|  پیوندهای ایران، کره شمالی و چین با روسیه و کمک های آنها به کرملین، برخی ناظران را به این برداشت رسانده است که این چهار کشور در آستانه تشکیل "محور تازه ای" هستند. با این حال، واقعیت آنقدرها هم هیجان انگیز نیست. آنچه رخ می دهد، ظهور یک اتحاد راهبردی میان این چهار کشور نیست بلکه یک همگرایی موقت است که در آن سه قدرت (چین، کره شمالی و ایران) از چهارمی یعنی روسیه استفاده می کنند تا منافع خودشان را پیش ببرند.

از این زاویه، رفتار ایران، درس آموز است. در ظاهر ماجرا، تهران دستاورد چندانی در اوکراین ندارد. صرف نظر از اینکه جنگ اوکراین چگونه به پایان برسد یا کدام طرف غلبه کند، نتیجه اش پیامد چندانی برای امنیت ملی ایران نخواهد داشت. جمهوری اسلامی، اولویت های بالاتری در خاورمیانه دارد؛ از خاموش کردن پایدارترین اعتراضات ضدحکومتی در بیش از یک دهه گذشته در داخل کشور تا ایجاد موازنه با بلوک عربی مسلح شده توسط آمریکا.

پس چرا جمهوری اسلامی، تجهیزات نظامی به روسیه می فرستد؟ دو دلیل به ذهن می رسد. نخست، ارسال پهپاد به روسیه یک حرکت کم هزینه برای عمل متقابل در برابر آن چیزی است که تهران تلاش دیگری از واشنگتن برای به زیر کشیدن یک دشمن (در این مورد، روسیه) می بیند چرا که روسیه نظم تحت سلطه آمریکا را نقض کرده است. کم هزینه است به این دلیل که آمریکا کار چندانی برای آسیب زدن بیشتر به اقتصاد ایران نمی تواند انجام دهد. تحریم های فشار حداکثری ترامپ، هنوز سرجایشان هستند، پای گفت وگوهای هسته ای لب گور است و روابط با غرب هم که آشفته شده است.

دوم، ایران سرگرم بازی طولانی تری است. ارسال پهپادها به مسکو در زمانی که به آنها نیاز دارد، برای کمک به پیروزی روسیه در جنگ نیست بلکه هدفش استفاده از مخمصه کنونی روسیه به سود ایران است. هیچ یک از این حمایت ها، رایگان نیستند؛ ایرانی ها از روسیه انتظار دارند که این لطف شان را با حمایت دیپلماتیک و اقتصادی جبران کند آن هم چنانچه واشنگتن رسما فاتحه گفت وگوهای هسته ای را بخواند و از آن بگذرد.

کره شمالی هم، تا حد زیادی همچون ایران، در حال جمع آوری برگ هایی است که زمانی در آینده نقد شوند. به نظر می رسد که قمار کیم جون اون، دست کم در حال حاضر جواب بدهد. در چهارم نوامبر، روسیه، آمریکا و کره جنوبی را متهم کرد که کره شمالی را به انجام آزمایش های مکرر موشکی اخیر تحریک کرده اند. 

اما چین، سنجش های دیگری دارد. درست است که شی جین پینگ روابط شخصی نزدیکی با پوتین دارد و پیش از تهاجم روسیه به اوکراین، "هیچ محدودیتی" هم برای شراکت با مسکو قائل نشد، اما همچنین این هم واقعیت دارد که چین بازیگری است که منافع خودش را می بیند. پکن می داند که هرچه پوتین در غرب منزوی تر شود، بیشتر مجبور به چرخش اقتصاد روسیه به سمت همسایه بزرگ شرقی اش می شود، اقتصادی که بطور چشمگیری هنوز هم به صادرات منابع طبیعی وابسته است. این دقیقا همان چیزی است که در این 9 ماه گذشته به سود منافع پکن رخ داده است.

واردات نفت چین از روسیه 22 درصد افزایش یافته و روس ها مشوق های چشمگیری برای فروش نفت پیشنهاد می دهند. همین وضعیت هم برای گاز طبیعی روسیه است. صادرات گاز روسیه به اروپا به نصف رسیده و دولت روسیه را مجبور به تسریع طرح هایی برای سازگارکردن زیرساخت های خطوط لوله خود به سمت بازارهای آسیا کرده است. همانند گذشته، پکن بر شرایط ترجیحی خود در هر قراردادی برای واردات گاز طبیعی از روسیه پافشاری خواهد کرد و پوتین، در این ناچاری، در موقعیتی نیست که زیر بار نرود.

وسوسه انگیز است که تصور کنیم آمریکا و متحدانش اکنون در یک هماوردی وجودی با یک بلوک منسجم از بازیگران خودکامه درگیرند اما آنچه در واقع جریان دارد، رخدادی کاملا معمولی است، یک گروه کشورهایی که هریک به دلایلی خاص خود، از روسیه حمایت می کنند و هریک به دنبال دستیابی به اهداف سیاسی و اقتصادی خودشان هستند.

این نگرش، درس هایی برای آمریکا دارد، اگر راهبرد امنیت ملی اخیر دولت بایدن، نشانه ای باشد از ادامه پی جویی جهانی که میان دموکراسی ها و خودکامه ها تقسیم شده است. واقعیت (اما) پیچیده تر و آشفته تر است. پافشاری بر نگاهی مانوی و ساده انگارانه به جهان، با این ریسک همراه است که تفاوت های ظریفی را که در سطح دولت به دولت وجود دارد، نادیده گرفته و به همان شکافی در جهان کمک کنیم که آمریکا خواهان از میان برداشتن آن است.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar