
ماجرای شعر سایه برای امام حسین (ع)
فرهيختگان
بروزرسانی

فرهیختگان/ هوشنگ ابتهاج در بخشی از کتاب «پیر پرنیاناندیش» (گفتوگو با ه.ا.سایه) که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد، روایت جالبی از سرودنِ شعری با عنوان «اربعین» برای سیدالشهدا (ع) ارائه میدهد.
🔹روایت مصاحبهکنندگان (میلاد عظیمی و عاطفه طیّه) از آن روز:
🔻امروز هشتم محرم بود و عصر به خانۀ سایه رفتیم. سایه مغموم بود و از چشمهایش معلوم بود گریه کرده. پرسیدم: «اتفاقی افتاده؟»
🔻سایه: «نه! شما میدونین که تلویزیون همیشه جلوم روشنه. هر کانالی هم که میزنم داره روضه و نوحه نشون میده. من هم گوش میکنم و خب گریهام میگیره. میشینم با اینها گریه میکنم.» (لبخند میزند.)
🔻«سالها پیش یک شعری گفتم به اسم «اربعین» که تمومش نکردم:
یا حسینبنعلی
خونِ گرمِ تو هنوز
از زمین میجوشد
هر کجا باغِ گلِ سرخی هست
آب از این چشمه خون مینوشد.
کربلاییست دلم










