نقد کتاب/ سفر به گرای 270 درجه؛ خاطره نوشتی ریزنگر یا داستانی بلند؟
1394/07/08 - 22:48
611
1394/07/08 - 22:48
ايرنا/ سفر به گراي 270 درجه نوشته احمد دهقان، روايتي دست اولي از مقطع مهمي از حوادث جنگ را بيان مي کند، اما صرفا روايت صريح و ساده را مي توان داستان ناميد يا به عناصر ديگري هم نياز است؟
کتاب سفر به گراي 270 درجه از اولين آثار مرتبط با جنگ تحميلي است که در سال 1375 توسط نشر صرير منتشر و با اقبال خوانندگان داخلي روبرو (18 چاپ طي 17 سال) شد و بعد از آن انتشارات مزدا و انتشارات سوره مهر نيز آن را به زبان انگليسي ترجمه و منتشر کردند.
دهقان که دانش آموخته کارشناسي ارشد رشته مردم شناسي و کارشناس ادبي مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري است، داستان هاي ديگري در مورد جنگ ايران و عراق مانند هجوم و دشت بان نوشته و يک داستان از مجموعه داستان بحث برانگيز من قاتل پسرتان هستم از او نيز به فيلمي به نام پاداش سکوت در سال 1385تبديل شد. بنابراين به آساني مي توان وي را از پيشگامان عرصه ادبيات دفاع مقدس و نويسندگان مطرح اين حوزه دانست.
داستان بلند سفر به گراي 270 درجه از آثار برگزيده جايزه بيست سال ادبيات داستاني شناخته شد و جايزه بيست سال ادبيات پايداري را برد.
دهقان در مورد اين رمان مي گويد: نوشتن اين رمان حدود يک سال و نيم زمان برد و هنگامي که به پايان رسيد احساس کردم توانستم يک روزنه کوچک از جنگ را به تصوير بکشم. به نظر من هر اثري که در مورد جنگ به چاپ مي رسد، يک روزنه است و اين روزنه ها مي توانند در نهايت، قسمتي از جنگ را نشان دهند. اصلا جامعه شناسي ادبيات، بعد از سال ها روي اين آثار تحقيق مي کند تا جامعه آن لحظه ايران و افکار آدم هايي که در آن جنگ بودند را پيدا کند.
نقدها و نشست هاي ادبي فراواني براي بررسي آثار دهقان برگزار شده است که گاه متشنج نيز بوده اند.
دهقان در 248 صفحه سفر به گراي 270 درجه داستان ناصر رزمنده نوجوان دبيرستاني را روايت مي کند که حين امتحانات درس و مشق را رها مي کند و به همراه علي دوست صميمي و هم محله اي اش راهي منطقه جنگي جنوب مي شود. توصيف هاي دهقان از وضعيت جبهه و عملياتي که ناصر در آن شرکت دارد خواننده را متقاعد مي کند که کتاب سفر به گراي 270 درجه در هشت فصل ماجراي عمليات کربلاي 5 را اواخر دي ماه 1365 بازگو مي کند.
داستان از زاويه ديد اول شخص روايت مي شود و با ورود قهرمان به جبهه شخصيت هاي مختلفي که بسياري از آنها از طريق روايت هاي مکتوب و تصويري براي خواننده ايراني آشنا هستند، وارد داستان مي شوند.
شايد عمده ترين غايب در اين اثر عنصر مهم تعليق در روايت داستاني باشد. از يک طرف چون راوي اول شخص و قهرمان هست خواننده مي داند که احتمالا قهرمان سالم برمي گردد و حتي در ميانه اين جبهه فراخ و عمليات گسترده براي او نبايد اتفاقي بيافتد تا روايت ادامه يابد. از طرف ديگر روند ساده و خطي حوادث که از خانه ناصر جايي در محله اي متوسط نشين يا جنوب تهران آغاز و به جبهه، خط مقدم، درمانگاهي در شهر اهواز و در نهايت خانه او منتهي مي شود؛ هر نوع کنجکاوي خواننده را در مورد روند حوادث از بين مي برد. حتي توصيفاتي مانند روياي راوي در مورد شهادت علي و تعبير شدن آن خواب در انتها و شهيد شدن علي به همان شکلي که در خواب ديده، نيز پيرنگ داستان را بيش از حد ساده و خطي و سوال از پيامد ماجرا را از بي معني مي کند.
شايد خصوصيت ديگري که سفر به گراي 270 درجه را تاحدي به خاطرات نوشته شده از جنگ نزديک مي کند؛ تعدد شخصيت هاي خامي باشد که به ويژه از ورود ناصر به جبهه با آنها روبرو هستيم. غير از اينکه نويسنده در مجموع به پردازش دقيق همه شخصيت ها علاقه اي ندارد و حتي اعضاي خانواده قهرمان مانند مادر، پدر و خواهر و برادرش هم پرداخت نشده اند، شخصيت هاي فراواني که در جبهه با آنها روبرو مي شود (غير از پنج شخصيت اصلي که آنهم در حد تيپ باقي مي مانند) حتي شخصيت راننده داش مشتي که با بقيه شخصيت ها در ظاهر فرق دارد، به کلي به تيپ هاي هميشگي نزديک اند.
هر چند نبايد از حق گذشت که روايت دست اول دهقان از حوادث و روابط ميان رزمنده ها در جبهه فضا را به خوبي براي خواننده قابل درک مي کند. مانند اين بند: مي رويم بيرون سنگر، علي تو صف ايستاده و با ابوالفضل فرمانده دسته دو، کرکري مي خواند. دو صف شده ايم در کتار هم و منتظريم که چه دستور برسد و چه کارمان کنند. يکي از تو صف دسته دو بلند فرياد مي کشد: براي سلامتي بچه ها دسته يک ...و به يکباره همه شان فرياد مي کشند....به دکتر متخصص اطفال مراجعه کنيد! مي زنند زير خنده. (ص124)
گاه هم اين توضيحات به اندازه اي جزئي و مفصل مي شود که در پس آن به آساني مي توان چهره خشن جنگ را درک کرد؛ به ويژه در مقطعي که نيروهاي خودي با آتشباري شديد دشمن روبرو هستند. مانند اين بند: دو نفر لنگ دراز کسي را گرفته اند و مثل گوسفند قرباني روي زمين مي کشند و مي آورند. پشت سرشان خون رو زمين خط مي اندازد و زمين خون را مي مکد (ص 191). در بعضي موارد نيز نويسنده در توصيف حالات و روحيات خود تا حدي پيش مي رود که بوي شعارزدگي به شدت از آن به مشام مي رسد. مانند اين جمله که در مورد بيسکوئيت هديه خواهرش با خود واگو مي کند: حاضرم خودم ترکش بخورم ولي يادگاري رويا آسيبي نبيند. (ص187).
يک نکته قابل توجه ديگر نيز استفاده نويسنده از بعضي اصطلاحات مانند کانال، سنگر (و تفاوت آنها) کانال زوجي، دژ، خاکريز، گردان، لشگر، پاشتري، پامرغي، شني تانک و ... در کتاب باشد که براي خواننده امروزي ديرياب است؛ هر چند يقينا براي کساني که جنگ را درک کرده اند بسيار عادي است. شايد نويسنده مي توانست در چند صفحه پاياني هر کدام از اين اصطلاحات را در حد يک خط براي خواننده جوان توضيح دهد.
در نهايت شايد بتوان نتيجه گرفت که سفر به گراي 270 درجه تجربه نويسندگي رزمنده اي است که 10 سال بعد از حضور در عملياتي دشوار، لحظه هاي رويارويي با دشمن، از دست دادن دوستان و تا آستانه مرگ رفتن و برگشتن را جزئي و مفصل براي خواننده دهه 1370 ايران ترسيم مي کند و از ميان همه عناصر داستاني روايت صاف و صريح نزديک به نويسندگان سبک ناتوراليسم را به خوبي در داستان خود رعايت کرده است.











