1. برگزیده
کتاب

گزارشی از جلسه وضعیت نشر کتاب در دوره پساتحریم

منبع
شرق
بروزرسانی
گزارشی از جلسه وضعیت نشر کتاب در دوره پساتحریم
شرق/ وضعيت نشر کتاب در چند سال گذشته، مانند بسياري از حوزه‌هاي ديگر، بحراني بود و دست‌کم تا امروز هم اين بحران ادامه دارد. عوامل مختلفي در بروز اين بحران نقش داشته‌اند، اما در اين سال‌ها بيش از همه بر نقش مميزي تأکيد شده است. اگرچه مميزي تأثير قابل‌توجهي در بروز وضعيت فعلي نشر کتاب داشته، اما امروز انتشار کتاب در ايران با مسائل ديگري هم روبه‌روست و به‌عبارتي ديگر مميزي تنها مشکل انتشار کتاب در ايران نيست. سقوط تيراژ کتاب تا مرز پانصد نسخه يا حتي کمتر، و در مقابل رشد چشمگير انتشار کتاب‌هاي فاقد کيفيت يا به بيان بهتر افزايش کتاب‌سازي از نشانه‌هاي بحران فعلي نشر کتاب در ايران به شمار مي‌روند. بيست‌ودوم مهرماه نشستي از سوي مؤسسه مديران فرهنگي تجربه روشن در خانه انديشمندان برگزار شد که موضوع آن «وضع نشر در دوره پساتحريم» بود. در اين نشست که به‌صورت خصوصي برگزار شد، خسرو طالب‌زاده، مدير اين مؤسسه همراه عده ديگري از فعالان و پژوهشگران حوزه کتاب و علوم اجتماعي؛ جعفر همايي (مدير نشر ني)، محمدجواد مظفر (مدير نشر کوير)، احمد پورنجاتي، عبدالعلي رضايي، علي‌اصغر سيد‌آبادي و محسن گودرزي حضور داشتند. در ادامه بخش‌هايي از اين نشست را مي‌خوانيد.
سقوط تيراژ بررسي وضعيت نشر در دوره پساتحريم، آن‌طور که خسرو طالب‌زاده در ابتداي جلسه توضيح داد، اولين جلسه از سلسله نشست‌هايي با موضوع فرهنگ در دوره پساتحريم است و قرار است جلسات ديگري نيز با محوريت ديگر حوزه‌هاي فرهنگي در قالب اين سلسله جلسات برگزار شود. او درباره علت انتخاب اين موضوع توسط مؤسسه مديران فرهنگي تجربه روشن گفت: «در شوراي علمي اين مؤسسه به اين ارزيابي رسيديم که امروز با دوره جديدي سروکار داريم که وضعيت پساتحريم ناميده مي‌شود. در اينجا اين پرسش مطرح است که آيا اين دوره، دوران جديدي است يا تداوم وضع موجود است با اندکي تغيير؟ تا امروز درباره حوزه‌هاي مختلفي در دوره پس از تحريم صحبت شده و حالا بايد ديد مقوله فرهنگ در دوره پساتحريم حامل چه معنايي است. در اين سلسله جلسات قرار است به موضوعات مختلف فرهنگي مثل سينما، تئاتر، موسيقي و ... بپردازيم و اولين نشست از اين جلسات هم به وضعيت نشر در اين دوره مي‌پردازد. به نظر مي‌رسد در ذيل اين عنوان بايد به سه موضوع بپردازيم: اول، وضع موجود نشر کتاب يا همان وضع نشر در دوره تحريم. دوم، وضعيت نشر در دوره پساتحريم و سوم، پاسخ به اين پرسش که چه راهکارهاي احتمالي براي مديريت نشر در اين دوره وجود دارد تا بتوان بخشي از مشکلات نشر را مرتفع کرد. از سوي ديگر وقتي درباره نشر صحبت مي‌کنيم دو موضوع کلي قابل تفکيک هستند؛ يکي وضعيت توليد کتاب که بنگاه‌هاي اقتصادي نشر با آن مواجه هستند و ديگري وضعيت مصرف يا تقاضاي کتاب که با خوانندگان سروکار دارد. در هر دوي اين موارد بايد بتوانيم وضع موجود و آينده را تصوير کنيم. من به‌ عنوان مقدمه بحث، براي اينکه مباحث از حالت انتزاعي بيرون بيايد آماري ارائه مي‌دهم تا تصوير اوليه‌اي از وضع فرهنگ و نشر در دوره تحريم داشته باشيم. گزارشي در دست است که در آن نشر کتاب را بين سال‌هاي ١٣٨٥ تا ١٣٩٢ از چند جنبه مقايسه کرده است، براي مثال در سال ١٣٨٥ تعداد عناوين کل کتاب‌هاي منتشر‌شده پنجاه‌و‌سه هزار و هفتصد‌و‌سيزده عنوان بوده و اين رقم تا سال ٩٠ هرساله با افزايش روبه‌رو بوده است. اما در سال ٩٢ اين فاکتور در مقايسه با سال ٩٠ کاهش مي‌يابد. اين در حالي است که تيراژ کل کتاب در اين سال‌ها همواره با کاهش روبه‌رو بوده، به‌طوري‌که تيراژ ٢٢٩ ميليوني در سال ٨٥، به عدد ١٥٧ ميليون در سال ٩٢ مي‌رسد. در سال ٨٥ بهاي متوسط کتاب ١٥٠٠ تومان بوده، در سال ٨٦ به ١٨٠٠ تومان مي‌رسد و در سال ٨٨ به ٢٨٠٠ تومان، و در سال ٩٠ بهاي متوسط کتاب ٣٧٠٠ تومان مي‌شود و نهايتا در سال ٩٢ به ٧٤٠٠ تومان مي‌رسد. مشخص است که در اين سال‌ها از تيراژ کتاب در حوزه کتاب‌هاي عمومي کاسته شده و الان به تيراژهاي دويست يا سيصد نسخه هم رسيده‌ايم. در اين وضعيت حوزه نشر، صنايع و بنگاه‌هاي حول‌و‌حوش نشر هم تحت‌تأثير قرار گرفته‌اند. پيش‌بيني وضعيت آينده نشر در دوره پساتحريم دشوار است اما نمي‌توان گفت مواد اوليه نشر و توليد کتاب ارزان مي‌شود اما مي‌توان به اين مسئله اميدوار بود که نشر از اين نظر ثبات پيدا مي‌کند؛ يعني احتمال دارد که توليد در حوزه نشر سروسامان پيدا کند. اما در سويه مصرف يا تقاضا به نظر نمي‌رسد که در يکي، دو سال آينده تغييرات عمده‌اي رخ دهد».
حوزه نشر و ساحت سياست محمدجواد مظفر نيز به شرايط کنوني نشر پرداخت و به تأثير سياست در نشر تأکيد کرد: «متأسفانه يا خوشبختانه از هر طرف که به موضوع بحث امروز بپردازيم باز به عالم سياست بازمي‌گرديم. ساحت نشر به‌گونه‌اي است که کاملا با عالم سياست گره مي‌خورد. نشر ما دچار سرنوشت محتومي است و ما با جسمي لاغر و ضعيف روبه‌روييم که در آن پول و گردش مالي بسيار اندک است و در مقايسه با بسياري از فعاليت‌هاي اقتصادي خيلي کم‌جان است. در تمام صد سال گذشته ميزان ارتباط مردم با خواندن و علاقه‌مندي‌ آنها به کتاب و مطبوعات ارتباط مستقيمي با سرزندگي سياسي داشته است. با اوج سرزندگي سياسي مطالعه کتاب و نشريات رونق پيدا کرده و با ازبين‌رفتن نشاط سياسي مردم با کتاب و نشريات قهر کرده‌اند. آخرين دوران رونق در سال‌هاي ٧٦ تا ٧٩ بود که در اين مدت آدم‌هاي زيادي هر روز با چند روزنامه به خانه مي‌رفتند. اما در سال‌هاي بعد از آن افت ماجرا شروع شد و بسياري از آن آدم‌ها امروز حتي يک روزنامه هم نمي‌خوانند. اين موضوع دقيقا در مورد کتاب هم صادق است. از اين جهت به نظر من وضعيت نشر هيچ ارتباطي با مسئله تحريم و پساتحريم ندارد. زبان فارسي، زبان محدودي است و در تمام اين سال‌ها هم ثابت شده که ما حرفي براي گفتن در دنيا نداشته‌ايم که کسي به‌دنبال ترجمه آثار ما باشد. بحث اقتصاد نشر ربط چنداني به فضاي جهاني هم ندارد و ما در کل صادرکننده کتاب نبوده و نيستيم و از اين نظر در شرايط بعد از تحريم هم اتفاقي از اين حيث نمي‌افتد. جامعه ايران در حال حاضر جامعه تماشاچي است، الان حدود دو، سه سال است که اين جامعه سر جاي خود ايستاده و حرکت نمي‌کند. همه فقط نگاه مي‌کنند و مي‌پرسند چه مي‌شود؟ اين جامعه تماشاچي به‌دليل همين موقعيت ايستايي‌اش نيازي به خواندن و دانستن احساس نمي‌کند. در اين سال‌ها گسترش فضاي مجازي نيز تأثير منفي بر کتابخواني داشته است. در تمام دنيا در شرايط رکود نرخ بهره کاهش مي‌يابد، اما در ايران همراه با رکود نرخ بهره به بالاترين رقمش مي‌رسد. اين چه شکلي از اقتصاد است؟ حال پرسش اين است که براي نشر در دوره پس از تحريم چه اتفاقي مي‌افتد؟ در کشوري مثل ما با اين وضعيت پيش‌بيني بسيار دشوار است. اما يک چيز مي‌توان گفت و آن اينکه اگر در سال‌هاي آينده وضع معيشتي بهتر شود و مردم کمي احساس آرامش کنند، بخش کمي از پول آنها به حوزه فرهنگ و کتاب مي‌آيد. جز اين مورد، ساير عوامل نشر مربوط به عوامل داخلي ما هستند. اگر همراه با دوره پس از تحريم سرزندگي سياسي و اجتماعي هم حاصل شود ما شرايط ديگري در نشر خواهيم داشت و اگر اين اتفاق نيفتد وضعيت پساتحريم ارتباطي با نشر کتاب پيدا نمي‌کند.
معايب دخالت دولت و پيوستن به کپي‌رايت جعفر همايي با نگاهي اميدوارانه‌تر درباره آينده نشر کتاب صحبت کرد و البته پيوستن احتمالي ايران به کپي‌رايت را خطر حوزه نشر در آينده دانست: «در اين سال‌ها تعداد ناشران و عناوين سالانه کتاب رشد چشمگيري داشته و اين مسئله باعث شده تا کتاب‌هاي زيادي به بازار عرضه شود و بازار را دچار کتاب‌زدگي کند. نمي‌توان به آمارهايي که وزارت ارشاد يا دولت در حوزه نشر و کتاب مي‌دهد اعتماد کرد؛ چون مثلا بخش زيادي از کتاب‌هايي که امروز منتشر مي‌شوند کتاب‌سازي‌اند و به‌لحاظ کيفي اصلا قابل بحث نيستند. هرچه دخالت دولت در حوزه نشر کمتر شود وضعيت انتشار کتاب بهبود پيدا مي‌کند. من فکر مي‌کنم حداقل آينده بدتر از اين نمي‌شود. اما يک خطر در آينده وجود دارد؛ اينکه ما به کپي‌رايت بپيونديم که اگر اين اتفاق بيفتد نشر به‌شدت دولتي‌تر خواهد شد و اين مسئله توازن را در حوزه نشر شديدا بر هم مي‌زند. به‌طور کلي من خيلي نگران وضعيت نشر در آينده نيستم».
تشديد بحران نشر دکتر عبدالعلي رضايي وضعيت پساتحريم نشر را بحراني‌تر از وضعيت قبلي دانست و دو دليل اصلي براي اين اتفاق ذکر کرد: «تحريم مسئله‌‌اي است که از خارج تحميل شده و آن بخشي از اقتصاد نشر که به خارج مربوط بود ممکن است در شرايط بعد از تحريم تحت‌تأثير قرار بگيرد. اما طرف تقاضا چندان ربطي به عوامل خارجي مسئله تحريم ندارد. پس به‌عبارتي بخش غالب نشر ربط چنداني به تحريم ندارد، بااين‌حال تحريم دو تأثير عمده مي‌تواند داشته باشد؛ يکي تأثير بر روي نرخ ارز و تجارت مواد اوليه صنعت نشر و ديگري تأثيري که مربوط مي‌شود به تکنولوژي جديد که رقيب کتاب کاغذي است. بايد ديد برداشته‌‌شدن تحريم‌ها تا چه ميزان باعث گسترش اين نوع تکنولوژي‌ها مي‌شود. با توجه به وضعيت فعلي مي‌توان گفت در هر دو مورد وضعيت پساتحريم تأثير مثبتي بر صنعت نشر نخواهد داشت. تکنولوژي‌هاي جديد باعث شده‌اند که تقريبا در همه جاي دنيا شکل کاغذي کتاب و نشريات با افت تيراژ مواجه شوند و سهم کتاب کاغذي به‌طور نسبي در همه جاي دنيا کم شده است. از اين نظر اين مسئله يک تغيير ساختاري است که در همه جاي دنيا اتفاق افتاده است. به اين خاطر صنعت نشر بايد به انتشار مجازي فکر کند. اين چالشي است که به صنعت نشر در وضعيت پساتحريم کمکي نخواهد کرد، بلکه مي‌تواند وضع آن را بدتر کند. دوم اينکه اتفاقاتي در يک دهه گذشته در حوزه اقتصاد افتاده که امروز در حوزه نشر مي‌بينيم مجموع تيراژ کتاب حدود بيست‌و‌پنج درصد کم شده و بهاي متوسط يک جلد کتاب پانصد درصد زياد شده است. امروز اگر يک کتاب خوب در تيراژ هزار يا نهايتا هزاروپانصد نسخه چاپ شود اتفاق خيلي خوبي تلقي مي‌شود. در اين مقياس به لحاظ توليد، شرايط براي هيچ يک از طرف‌هاي درگير نشر کتاب کاري اقتصادي نيست. اين مورد هم در دوران پساتحريم، اگر مسائل ديگر دچار تغيير نشوند، بهتر نخواهد شد و در بهترين وضعيت مي‌تواند در همان نقطه‌اي که قرار دارد بماند. از گذشته، مثلا از دهه شصت به اين سو سهم کتاب در سبد خانوار هميشه کمتر از يک درصد بوده است. امروز به‌طور متوسط براي بخش بزرگي از جمعيت، قدرت خريد کمتر شده و بنابراين همين سهم متوسطي که خرج کتاب مي‌شود نيز کمتر خواهد شد. وقتي اين فاکتورهاي اقتصادي را کنار هم بگذاريم مي‌بينيم ما با شرايطي مواجهيم که نيروي نخبه جديدي جذب اين حوزه نمي‌شود. نويسندگان کتاب‌هاي باکيفيت و پرفروش امروزي را اگر با نويسندگان بيست سال پيش مقايسه کنيم، مي‌بينيم که به‌اصطلاح دست زياد شده، اما از تعداد آدم‌هاي نخبه کاسته شده. اين نشانه اين است که وقتي در يک صنعت بازده، چه به لحاظ پرستيژ اجتماعي و چه به لحاظ اقتصادي، اندک است؛ بنابراين نيروي انساني باکيفيت از اين حوزه خارج مي‌شود و اين ماجرا باعث کاهش خلاقيت و نوآوري مي‌شود و همين به فروش آسيب مي‌زند. پس يک زنجيره معيوبي در صنعت نشر وجود دارد. نشانه ديگرِ کاهش نيروي نخبه اين است که هم نسبت تأليف به ترجمه در سال‌هاي گذشته کم شده و هم نسبت چاپ اول به تجديد‌چاپ. پس فقط تيراژ کم نشده، بلکه هرجا با مسائل کيفي سروکار داريم کيفيت دچار افت شده است.»
تأثيرنداشتن رفع تحريم‌ها در وضعيت نشر محسن گودرزي نيز گفت: «وضعيتي که امروز براي کتاب ترسيم مي‌کنيم مختص به کتاب نيست و همه محصولات فرهنگي همين وضعيت را دارند. ما درحال‌حاضر يک حوزه فرهنگ رسمي داريم و يک حوزه فرهنگ غير‌رسمي که اين دو از هم دورند و ارتباط ناچيزي بين‌شان وجود دارد. اين پولاريزه‌شدن باعث مي‌شود که توليدات حوزه رسمي يا توليداتي که تصور مي‌شود تحت نظارت حوزه رسمي بيرون آمده‌اند اعتبار بخش ديگر را جلب نکنند. مسئله ديگر جزيره‌اي‌شدن آگاهي است. امروز کسي که در حوزه سينما کار مي‌کند احساس مي‌کند که به کتاب نيازي ندارد و کسي که در حوزه موسيقي کار مي‌کند فيلم نمي‌بيند و به‌عبارتي درهاي اين حوزه‌ها به روي هم بسته شده‌اند. در نشر با حوزه‌اي سروکار داريم که لاغر است، اعتبار در آن کم است و به‌لحاظ اقتصادي هم محدود است. نتيجه اين وضعيت تنش‌هايي است که بين کنشگران اين حوزه‌ها وجود دارد. اين تضادها و تنش‌ها اعتبار اهل فرهنگ را کم مي‌کند. بارها ديده‌ايم که کنشگران سينما، تئاتر، کتاب و... با يکديگر مشکل دارند و با هم درگيرند. بحث ديگر ماجرا، مسئله اقتصادي است. امروز طبق آماري که منتشر مي‌شود، چهل درصد جمعيت خانوارهاي ما زير خط فقر هستند و نيازهاي اوليه‌شان تأمين نمي‌شود. در چنين شرايطي انتظار نمي‌رود که افراد هزينه و وقت خودشان را صرف کتاب کنند يا بر‌اساس گزارش مرکز پژوهش‌ها بي‌کاري تحصيل‌کردگان در طول شش سال آينده با فرض نرخ رشد پنج درصد چيزي نزديک به چهار ميليون خواهد بود. اين چهار ميليون بي‌کار که از گردونه حذف مي‌شوند نه تمايلي به مطالعه دارند و نه انگيزه‌اي. به نظر مي‌رسد که اين فرايندها هريک به‌شکلي در مسئله کتاب و نشر تأثير مي‌گذارد. پس به‌طور خلاصه در حوزه فرهنگ جزيره‌اي‌شدن و پولاريزه‌شدن و در حوزه اقتصادي گسترش فقر و افزايش بي‌کاري عملا بر سطح توليدات کتاب و ديگر محصولات فرهنگي اثر مي‌گذارد. به نظر نمي‌رسد وضعيت پساتحريم بتواند در اين دو حوزه تغيير عمده‌اي ايجاد کند.»
سياست‌هاي کلان فرهنگي و بحران نشر احمد پورنجاتي در ابتداي صحبت‌هايش تأکيد داشت که تنها به‌ عنوان مصرف‌کننده کتاب نظراتش را درباره وضعيت فعلي نشر مي‌گويد: «من هنوز درک نکردم که خط‌کشي پيشا‌تحريم و پساتحريم دست‌کم در حوزه‌هاي لطيف فرهنگ و هنر يعني چه؟ رفع تحريم شايد به‌شکل ثانوي اثراتي در اين حوزه‌ها داشته باشد و هم به‌لحاظ سياسي و هم اقتصادي بتوان نوعي مرزبندي قايل شد، اما به‌طور اصولي دوره قبل از جنگ جهاني دوم و بعد از آن يا دوره قبل از قاجار و بعد از آن قابل فهم است، اما من دوره پيشاتحريم و پساتحريم را در وضعيت کنوني هنوز نتوانسته‌ام براي خودم تبيين کنم. اگر اين مرزبندي وجود داشت اين‌گونه بود که در وضعيت پساتحريم در حوزه‌هاي فرهنگ و هنر و به‌خصوص در حوزه‌هاي ادبيات و انديشه و علوم اجتماعي بايد گشايشي رخ مي‌داد که من به‌ عنوان مصرف‌کننده احساس مي‌کنم که قرار نيست در چارچوب يک ساختار سانتراليستي مديريت‌شده اين اتفاق بيفتد اگر عکس اين گشايش رخ ندهد. به عوامل وضعيت فعلي کتاب هم اشاره‌هايي شد. اما بايد توجه کرد که در دوره‌هاي پيشين هم جامعه توليدکننده کتاب محدود بود و مصرف‌کنندگان هم جمعيت محدودي بودند. البته امروز از عمق توليدات کاسته شده و کتاب‌هاي دم‌دستي افزايش پيدا کرده‌اند، ولي در آن دوره هم اين‌طور نبود که همه مردم ايران کتابخوان باشند. پس بايد گفت در حوزه کتاب وضع موجود، ساليان سال است که وضع موجود است و تغيير و تحول بنيادي از اين نظر چه در جامعه توليدکننده و چه در جامعه مصرف‌کننده اتفاق نيفتاده است. هرچند موارد استثنايي در اين بين وجود دارد. نکته ديگر اين است که ما به هر حوزه‌اي که نگاه کنيم رد سياست را مي‌بينيم. از اين منظر در بررسي وضعيت کلي جامعه بايد يک اولويت‌بندي انجام داد که مثلا اولويت با مسائل اقتصادي و معيشتي است يا با مسائل فرهنگي و افزايش آگاهي و دانايي مردم يا مواردي ديگر. به نظر من در اين جلسات بايد عوامل مهم‌تري را مدنظر قرار دهيم. برداشت من اين است که تغيير مهمي در نظام ارزشي جامعه اتفاق افتاده و بايد علت‌هاي اصلي آن را پيدا کرد. امروز اگر کسي زندگي‌اش را با گوگل اداره کند مي‌تواند با همان پرستيژ کسي که مدام در حال مطالعه است کارش را پيش ببرد. به همين دليل نوعي غلط‌اندازي به‌صورت نهادينه در اين حوزه در جامعه پذيرفته شده. وقتي يک نفر مي‌تواند دوپينگي تحصيل کند و دوپينگي مسئوليت بپذيرد، در شرايطي که حتي نمي‌تواند واژه‌ها را درست تلفظ کند، رفرنس مي‌دهد. من فکر مي‌کنم مسئله اصلي همين تغيير نظام ارزشي است و اگر بخواهم تقسيم تقصير کنم نقش مديران را از گذشته تا امروز پررنگ‌تر مي‌دانم و معتقدم عوامل ديگر تابعي از اين علت اصلي هستند. نقش مميزي و سانسور را با همه اهميتي که دارد، نقش ثانويه‌اي مي‌دانم و سياست‌هاي کلاني را که براي عرصه فرهنگ و هنر تدبير مي‌شوند، علت اصلي قلمداد مي‌کنم. همين حالا و در همين شرايط هم اين اتفاق مي‌افتد. چندي پيش مسئولين دولت آقاي روحاني جلسه‌اي ترتيب داده بودند که از من هم دعوت شده بود و بحث هم درباره مهندسي فرهنگي بود. من در آن جلسه ديدم نگاهي بر حوزه فرهنگ و هنر سايه افکنده که بسيار خطرناک‌تر از خود مميزي است. اگر مميزي به جزئيات نظر دارد، اين نگاه درباره کهکشان ماجرا تصميم مي‌گيرد. من به‌ عنوان مصرف‌کننده و خواننده کتاب احساس مي‌کنم که اتفاق متفاوتي در دوره پساتحريم در حوزه نشر نخواهد افتاد.
رانتي براي ترجمه علي‌اصغر سيدآبادي نيز از اتفاقات مثبت نشر پس از تحريم‌ها گفت. او معتقد است ايرانيان خارج از کشور هرگز کتاب‌خوان نبوده‌اند و به‌همين‌دليل رفع تحريم‌ها اثر چنداني بر فروش کتاب ندارد، گرچه تا حدي به صادرات کمک مي‌کند و البته بر فروش کتاب از طريق سايت آمازون و کيفيت بخش بين‌الملل نمايشگاه کتاب نيز بي‌تأثير نيست. سيدآبادي نپيوستن ايران به کپي‌رايت را رانتي به ترجمه خواند. او با دفاع از پيوستن به کپي‌رايت گفت که در همه کشورهاي غربي عضو کپي‌رايت، سهم مترجم ٤ يا ٥ درصد است اما در ايران مترجمان ١٠ يا ١٢ درصد يا بيشتر مي‌گيرند که اين امر موجب شده مترجمان نسبت به مؤلفان شأن بيشتري داشته باشند.
با کانال تلگرامي آخرين خبر همراه شويد https://telegram.me/akharinkhabar