مهر/ چهارمين رمان نسرين قرباني که با نام «نيمه ناتمام» از سوي نشر آموت روانه بازار کتاب شده است، روايتي خانوادگي را در دو مقطع قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي روايت ميکند که بر محور روايت يکي از اعضاي اين خانواده به نام مهناز ميگذرد.
وي که در طبقه متوسط جامعه زمان زندگي خود قرار ميگيرد و پدر وي نيز با وجود کاسب بودن از نظر طرز تفکر بالاتر از هم نسلان زمان خودش قرار گرفته که اين موضوع در ادامه منجر به ايجاد فاصله ميان وي و همسر و خانوادهاش نيز ميشود.
اين رمان در طول داستان خود به روايتهايي مختلف از سرنوشت اعضاي اين خانواده ميپردازد و پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان نقطه عطف اين اثر، منجر به ايجاد تحولات زيادي در شخصيتهاي داستان ميشود و پس از اين رويداد است که برخي از آنها از پوستين روايي صرف راوي داستان بيرون آمده و جبههبندي هايي تازهاي را پيش روي خود و مخاطبشان خلق ميکنند.
قرباني در ارتباط با داستان اين رمان که بخشي از آن را نشات گرفته از گذشته حقيقي خود به ويژه دوران کودکياش مي داند و بخش اعظم آن را نيز داراي منشاء خيالي دانسته، عنوان کرده است که داستان اگرچه ميتواند از واقعيت شخصي نويسنده نشات گرفته باشد اما حجم اين واقعيات به اندازهاي نيست که بتواند چندين رمان ايجاد کند و به همين خاطر نويسنده بايد بيش از پيش متکي به تخيلات خودش براي نوشتن باشد.
بخشي از اين رمان اينگونه روايت ميشود: خبر مثل بمبي منفجر شد: «دايي رضا را از سر کلاس بردند.» انگار شيئي سنگين توي سرم خورد و چيزي توي مغزم ترکيد. گيج و ناهوشيار به دهان آقاجون نگاه کردم. چنگ انداختم به بازوي صبا. زمين زير پايم تاب ميخورد. چشمانم ميجوشيد. حلقههاي اشک روي صورتم سر ميخوردند. عزيز از پشت پرده، دو بامبي توي سرش کوبيد: «يا ابوالفضل، خودت رحم کن» پشتش روي ديوار سر خورد و مثل کيسه بزرگي با صدا روي زمين نشست. نگاه مات و مه گرفتهاش يک دور از همه گذشت. مثل معلمي که بچهها را به صف ميکند و قرار است خبر رفوزگي را از دم بدهد. صبا تکانم ميدهد: «به خاطر عزيزت هم شده بايد سرپا باشي»
قرباني پيش از اين آثاري چون خانه پدري، من هم انسانم، فخرالزمان و نيمه چهارم را منتشر کرده است.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد