
یادداشت طنز/ خیریتی تو این گرماست
قانون
بروزرسانی

قانون/ «نيريش و ميل» چيز خارقالعادهاي نيست، همان ليموشيرين است که برعکس شده. ليموشيرين اول شيرين است و به مرور تلخ ميشود، ولي «نيريش و ميل» زن و شوهري هستند که اولش تلخند و آخرش شيرين.
«ميل» در را که باز کرد از ديدن تيپ «نيريش» تعجب کرد، چشمهايش برقي زد و پرسيد: «خبريه به سلامتي؟» نيريش بيحوصله از جلوي در کنار رفت و گفت: «دلت خوشه ها... گرمه، گرم. ميفهمي؟» ميل ناخودآگاه به کولر نگاه کرد و گفت: «باز برق رفته؟» نيريش خودش را روي مبل انداخت و گفت: «نرفته، قطعه! قطعش کردن». ميل از توي اتاق گفت: «مگه تو برنامهاي که دادن امروز نوبت قطعي ما بود؟» نيريش زير لب گفت: «همچين ميگه نوبت که انگار نميدونه کجا زندگي ميکنه...». بعد با صداي بلند گفت: «اون برنامه مال قطعيهاي با برنامه است، اين الان قطعي بيبرنامه است، حس نميکني برق نداشتن امروزمون يه جور ديگه است؟!» ميل گفت: «حالا حرص نخور، خدا رو شکر که به جايش آب هست». نيريش پوزخندي زد و گفت: «برو کارهاي آبيت رو زود بکن، همون نخ آب هم ممکنه هر لحظه قطع بشه». ميل داخل دستشويي رفت و گفت: «پس حالا که آب و برق نداريم، گاز که هست! به قول مادر بزرگ خدا بيامرزم هميشه جاي شکرش باقيه. راستي امروز رفتم پول رو از اون موسسه گرفتم!».
داشت دست و صورتش را خشک ميکرد که نيريش سراسيمه در دستشويي را هل داد، ميل خودش را عقب کشيد که در توي پوزش نخورد. نيريش با ذوق پرسيد: «جدي ميگي؟ بالاخره تونستي از چنگشون دربياري؟» ميل گفت: «ديدي گفتم جاي شکرش باقيه؟ فکرشرو بکن اگه اين دو قروني که پسانداز کرده بوديم، هاپولي شده بود، چه خاکي به سرمون ميريختيم». نيريش گفت: «يه شربت مشتي برات درست کنم که جيگرت حال بياد به خاطر اين خبر خوشي که دادي. خداييش شانس آورديم پولمون به فنا نرفت، هرچند جاي دوري نميرفت، تو جيب يه عده مسئول سابق و آقازادههاي اسبق و شبه سلبريتيها ميرفت ديگه! نوش جونشون، تونستن و کردن. ما که نميتونيم و نميکنيم هم بايد دهنمون رو ببنديم و فقط نگاه کنيم!».
ميل جلوي کانتر آشپزخانه ايستاد و گفت: «خب حالا! هنوز چيزي ثابت نشده که، همه تکذيبش کردن». نيريش توي ليوان آب ريخت و گفت: «آره راست ميگي، کلا هميشه تاييد و تکذيبها بستگي به جَو روز داره. آخرش هم هيچي معلوم نميشه. مثل جريان رييسجمهور کرواسي که تا الان 10 تا روايت ازش دراومده که يا مادري فداکار و سياستمداري زبده است، يا يک الکلي بيمسئوليت، فقط به خاطر چندتا بغل مادرانه!». ميل يک قورت شربت خورد و گفت: «حساب سلبريتيها رو با بقيه قاطي نکن... چرا اين شربته اينقدر گرمه؟» نيريش با بيخيالي گفت: «يخچال وقت نميکنه روشن بشه تو اين قطعيهاي برق، عوضش سلبريتي جونات خوشحال ميشن که ديگه وسيله برقي روشن نيست!». ميل شربت را تا ته سر کشيد و گفت: «راست ميگي. اتفاقا گرما خيلي هم خوبه!».
عليرضا کاردار
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در ايتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرين خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar










