بيتوته/ بي قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
آه بي تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستي وبين من وتو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد
بال وقتي قفس پر زدن چلچله هاست
بي هر لحضه مرا بيم فرو ريختن است
مثل شهري که به روي گسل زلزله هاست
باز مي پرسمت از مسئله دوري وعشق
وسکوت تو جواب همه مسئله هاست
شعر از فاضل نظري
فاضل نظري, اشعار عاشقانه
به خدا حافظي تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتي ودلم ثانيه اي بند نشد
لب تو ميوه ممنوع ولي لبهايم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغي همه جا گشتم وگشتم در شهر
هيچ کس هيچ کس اينجا به تو مانند نشد
هر کسي در دل من جاي خودش را دارد
جانشين تو در اين سينه خداوند نشد
خواستند از تو بگويند شبي شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!
شعر از :آقاي فاضل نظري
بازار