
حال و هوای محرم در بحبوحه انقلاب 57
خبرگزاري کتاب ايران
بروزرسانی

خبرگزاري کتاب ايران/ شب و روز اول محرم 1357 در کتاب «الف لام خميني» اينگونه روايت شده است: «روز دهم آذر، شب اول ماه محرم، مردم در محلههاي گوناگون تهران راهپيمايي و تظاهرات کردند. گردهمآيي مردم در سرچشمه تهران و حرکت به سوي ميدان شهدا، مهمترين تظاهرات شب اول ماه محرم بود. منابع امنيتي نوشتند که حدود ده هزار کفنپوش، اللهاکبر گويان در اين اجتماع شرکت داشتند. آن شب صداي آمبولانسها براي جابهجايي صدها مجروح بلند بود.
منابع حکومتي تعداد کشتهشدگان را هفتتن نوشتند. در اين شب جنبش تازهاي رخ نمود و آن فرياد اللهاکبر از فراز بامهاي پايتخت بود. شکل تازهاي از اعتراض به حکومت شاه و نفي آغاز گرديد. با شروع ساعات منع رفتوآمد، مردم به پشتبام خانههايشان رفته و در کنار فريادهاي اللهاکبر، نداي لاالهالاالله و مرگ بر شاه هم سر دادند. اين موج پرصدا از تهران شروع شد و خيلي زود با استقبال شهرهاي ديگر روبرو گرديد. دستگاه امنيتي، غافلگير از اين پديده، پيشنهاد کرد چند خانه پرصدا شناسايي، اشغال، و فريادگران آن سرکوب شوند؛ چارهساز نشد.
تظاهرات مردم تهران در يازدهم آذر نيز گسترده بود. آن روز صبح بار ديگر رخدادهاي منطقه سرچشمه خونين و متنساز بود. زبان اسناد ميگويد که با فرارسيدن ماه محرم به همان اندازهاي که بر تندي تظاهرات افزوده شد، رويارويي مأموران مسلح نيز تشديد گرديد. شايد پيش از ظهر روز اول محرم، بيست تن در حوالي سرچشمه تهران به شهادت رسيده، حدود شصت تن زخمي شده باشند. ناصر مقدم، رئيس سازمان اطلاعات و امنيت کشور، آگاه از فزوني شور مخالفتها به حاکمان نظامي تهران توصيه کرد مردم را با تفنگ ساچمهزني نشانه بگيرند؛ شمار زخميها بالا ميرود، تعداد کشتهها پايين ميآيد، وحشت و نگراني را بين مردم افزايش ميدهد، زودتر پراکنده ميشوند؛ فرسودگي روحي نيروهاي اسلحه به دست نيز کاهش مييابد.
تزريق اطلاعات دروغ
تلفنهاي نوفللوشاتو پياپي به صدا درميآمد و خبرهاي ايران را ميرساند. خبر کشتار مردم تهران و برخي از شهرهاي ديگر چون بوشهر، مهاباد، اروميه و زنجان به آيتالله رسيده بود. در اين بين شمار کشتهها بسيار اغراقآميز گزارش شد، تا جايي که گمان ميرود رسيدن خبر بيست هزار کشته، آن هم از دو منبع جداگانه، ترفند ساواک بوده باشد. براي دستگاه اطلاعاتي که خطوط ارتباطي تهران، قم، مشهد، يزد، اصفهان و ... را با پاريس شنود ميکرد، تزريق خبرهاي نادرست، سخت نبود. سازمان اطلاعات و امنيت کشور ميکوشيد با هزار برابر نشان دادن کشتهها، آيتالله را به گرفتن تصميمهاي تازهاي وادارد؛ تصميمي که از کوتاه آمدن و پس نشستن او در براندازي حکومت شاه بگويد.
اما آقاي خميني با ترديد در درستي اين رقم، امروز يازدهم آذر به ديدارکنندگانش گفت که امام امت، امام حسين عليهالسلام، سر به فرمان الهي سپرد، ما نيز سرسپرده امر خداوند هستيم. همچنان که او با ساز و برگ اندک به رويارويي خليفه ستمگر زمان خود رفت، ما نيز بايد در برابر شاه کشور فروش قيام کنيم؛ و بدانيد که قيام براي خدا شکست ندارد. «ايرانيها اگر انشاءالله براي خدا قيام کردند، شکست در آن نيست؛ يعني اگر چنانچه اين مرد ادامه ظلم خودش هم تا آخر بدهد ما موفق نشويم به اينکه او را خلعاش کنيم... باز هم ما غم نداريم، براي اين که ما اطاعت خدا کرديم... پيغمبر در بعضي جنگها شکست خورد... حضرت امير در جنگ با معاويه شکست خورد؛ حضرت سيدالشهدا را کشتند، اما اطاعت خدا بود... از اين جهت هيچ شکستي در کار نبود.» او در توضيح شکستناپذيري قيام در راه خدا گفت که در اينجا از دست دادن جان و مال، يعني به دستاوردن زندگي والاتر در جهان ماندگار.
گفتني است که ساواک به دواندن اطلاعات دروغ در بين اخبار فرستاده شده از ايران به فرانسه بسنده نکرد و اعلاميهاي به امضاء «روحالله الموسوي الخميني» جعل کرد که رد آن به مردم توصيه شده بود در عزاداريهاي ماه محرم از روبروشدن با مأموران حکومت نظامي خودداري کنند، چراکه «اخبار قطعي و متقن به ما رسيده است که افراد حزب توده کمونيستي ميخواهند از مبارزات ملت مسلمان به نفع مقاصد خود بهرهبرداري نمايند... [و نيز] مزدوران بيگانه، مخصوصاً کمونيستها سوءاستفاده کرده و نهضت حسيني و اسلامي ما را مبدل به کشت و کشتار جمعي بيگناه و اطفال معصوم بنمايند.» نويسنده دستگاه اطلاعاتي کوشيده بود ادبيات آيتالله را تدوين اعلاميه رعايت کند. تاريخ نگارش اعلاميه 26 ذيحجه/ 5 آذر و ناشر آن «نشريه قم» بود. نشريه قم پيش از اين برخي از اطلاعيههاي امام خميني را چاپ و پخش کرده بود.
کار اصلي امام خميني در اين روز نوشتن پيامي براي مردم ايران بود. او از شنيدن خبرهاي تلخکام و آزرده بود، از اين رو يادآوري کرد که از اين راه دور به شما درود ميفرستم، در غم و شادي شما شريک هستم؛ اما فراز نوشته او مربوط به تمرد سربازان و فرار آنان از پادگانها بود. آيتالله اين کار را يک وظيفه شرعي خواند، چرا که نبايد در خدمت ستمار بود. و نيز به خانواده همه صاحب منصبان توصيه کرد، از شوهران و فرزندان شاغل به کار خود در نيروهاي مسلح بخواهند که زير امر فرماندهان وابسته به شاه نباشند؛ به ملت بپيوندند. اطلاعيه امروز امام در اختيار رسانةهاي گروهي اروپا نيز گذاشته شد. براي نمونه خبرگزاري فرانسه آن را با تفصيل به سراسر جهان مخابره کرد.
يکي از پاسخهاي امروز امام خميني به خبرنگار تلويزيوني سراسري ايتاليا درباره ارتش بود. خبرنگار پرسيد که ارتش ايران تغيير موضع داده؟ امکان بيطرف ماندنش ميرود؟ ممکن است دست به کودتا بزند؟ «در تحليل نهايي ارتش از هيمن مردم است؛ و از هماکنون نيز مشکلاتي در داخل آن ايجاد شده است. اميد ما آن است که ارتشيان به خود آمده و به صفوف مردم بپيوندند. به هر صورت ايجاد يک کودتاي نظامي چيري را تغيير نميدهد و تا روزي که يک جمهوري اسلامي واقعي ايجاد نگردد، مبارزات مردم ادامه خواهد داشت.» خبرنگار ايتاليايي از امکان وقوع جنگ داخلي هم پرسيد و شنيد که جنگ داخلي هنگامي در ميگيرد که مردم به دو دسته تقسيم شده، رودروي هم قرار گيرند. مردم ايران يکپارچه و متحد هستند؛ اتحاد مردم ايران عليه شده و براي برپايي جمهوري اسلامي است.
دومين مصاحبه امام با خبرنگار راديو کانادا بود. يکي از سوالهاي مخبر کانادايي اين بود که چندنفر بايد براي رفتن شاه قرباني شوند؟ آقاي خميني هم گفت: «تا شاه چه تعدادي را بکشد.»
ترس مکرر
با فرارسيدن ماه محرم، همان ترسي که از آغاز اوجگيري انقلاب دامنگير مقامات امنيتي ايران شده بود، دوباره به سراغشان آمد؛ بازگشت ناگهاني آيتالله خميني به ايران، ناصر مقدم رئيس اين سازمان در نامهاي به «رئيس ستاد بزرگ ارتشتاران» با اشاره به احتمال ورود خميني در ماههاي محرم و صفر، درخواست کرد هشدار لازم به فرماندهان مرزهاي زميني، دريايي و هوايي کشور داده شود تا به محض ورود يادشده هرگونه ارتباط او را بدوا با افراد غيرمسئول قطع نموده و با همکاري سازمان اطلاعات و امنيت محل وي را در اولين فرصت با هواپيما يا هليکوپتر نظامي به تهران اعزام دارند.»










