ای همنشین قدیم شب غربت من؛ شعر زیبای اخوان ثالث با صدای فروغ فرخزاد
آخرين خبر/ اي تکيهگاه و پناه
زيباترين لحظههاي
پرعصمت و پرشکوه
تنهايي و خلوت من
اي شط شيرين پرشوکت من
اي با تو من گشته بسيار
درکوچههاي بزرگ نجابت
ظاهر نه بنبست عابر فريبندهٔ استجابت
در کوچههاي سرور و غم راستيني کهمان بود
در کوچهباغ گل ساکت نازهايت
در کوچهباغ گل سرخ شرمم
در کوچههاي نوازش
در کوچههاي چه شبهاي بسيار
تا ساحل سيمگون سحرگاه رفتن
در کوچههاي مهآلود بس گفتوگوها
بي هيچ از لذت خواب گفتن
در کوچههاي نجيب غزلها که چشم تو ميخواند
گهگاه اگر از سخن باز ميماند
افسون پاک منش پيش ميراند
اي شط پرشوکت هرچه زيبايي پاک
اي شط زيباي پرشوکت من
اي رفته تا دوردستان
آنجا بگو تا کدامين ستاره است
روشنترين همنشين شب غربت تو؟
اي همنشين قديم شب غربت من
اي تکيهگاه و پناه
غمگينترين لحظههاي کنون بينگاهت تهيمانده از نور
در کوچهباغ گل تيره و تلخ اندوه
در کوچههاي چه شبها که اکنون همهکور
آنجا بگو تا کدامين ستاره است
که شبفروز تو خورشيدپاره است؟
شعر مهدي اخوان ثالث
صداي فروغ فرخزاد
اينستاگرام dorost.nevisi.official














