آخرین خبر/ زیر خاکستر ذهنم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری است زِ عشقی سوزان
که بدم گرم و فروزنده هنوز
عشقی آنگونه که بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاکستر کرد
غرق در حیرتم از اینکه چرا
مانده ام زنده هنوز؟؟!
گاهگاهی که دلم می گیرد
پیش خود می گویم
آن که جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز؟!
سخت جانی را بین که نمُردم از هِجر
مرگ صد بار بِه از بی تو بودن باشد
گفتم از عشقِ تو من خواهم مُرد
چون نمُردم هستم ،پیش چشمان ِتو شرمنده هنوز
گرچه از فرطِ غرور
بعدِ تو لیک پس از آن همه سال...
کس ندیده به لبم خنده هنوز..!!

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده من رفتی لیک
دلم از مِهرِ تو آکنده هنوز
دفتر عمرِ مرا
دست ایام، ورقها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمارِ غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکسترِ جسمم باقی است
آتش سرکش و سوزنده هنوز.....

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar