میرزا ملکم خان و جریان روشنفکری در ایران

ايرنا/ميرزا ملکمخان ناظمالدوله سياستمدار، انديشمند، نويسنده و روزنامهنويس دوره قاجاريه محسوب ميشد که شالوده انديشه و عمل معاصر را در کنار نخستين منورالفکران ايران بنيان نهاد و در روشنگري زمانه خود تاثيرگذار زيادي گذاشت.
ريشه شکلگيري جريان روشنفکري در ايران به دوران اصلاحات عباسميرزا و قائم مقام فراهاني بازميگردد. در آن زمان عباس ميرزا وليعهد فتحعليشاه قاجار با شکست در مقابل نيروهاي روسي و مشاهده تجهيزات مدرن نظامي آنها، بيش از پيش به انحطاط و عقبماندگي ايران نسبت به غرب پي برد. به همين دليل شرايطي فراهم کرد تا گروهي از جوانان ايراني که غالباً از طبقۀ اشراف و خاندانهاي ممتاز قاجار بودند، براي آموزش در مدارس مدرن به اروپا بروند. به همين دليل پس از مدتي، قشر نو ظهوري در جامعۀ ايران به وجود آمد که علاوه بر تکنولوژيهاي جديد و دانش علمي، طرز تفکر جديدي را با خود به همراه آورده بودند.
اين افراد مفاهيمي همچون حکومت مشروطه، آزادي، قانون و پارلمان را به درون جامعه ايراني وارد کردند و براي مدتها تلاش ميکردند تا در مقالهها و کتابهاي خود، ويژگيهاي مثبت اين انديشهها را براي ايرانيان شرح دهند چرا که از مدتها قبل به اين نتيجه رسيده بودند که ريشه تمام پيشرفتهاي غرب در محدود کردن قدرت استبدادي حکومتهايشان بوده است. يکي از آن روشنفکران ميرزا ملکم خان بود؛ شخصيتي که به عنوان يکي از نخستين گروه تحصيلکردگان ايراني جزئي از ساختار حکومت قاجار بود و تلاش ميکرد تا مفهوم قانون را در ايران رسميت ببخشد.
زندگي و تحصيل
ميرزاملکمخان ناظمالدوله در ۱۲۴۹ هجري در خانوادهاي متوسط در جلفاي اصفهان متولد شد. پدرش ميرزا يعقوب از ارمنيان جلفا بود. ميرزايعقوب که خود را از خويشاوندان «ژانژاک روسو» فيلسوف سياسي و پرآوازه فرانسوي ميدانست به دين اسلام گرويده بود.
ميرزايعقوب فرزند خود ملکم را در ۱۰ سالگي راهي پاريس کرد تا در آنجا به تحصيل علم بپردازد. ملکم پس از هفت سال اقامت در فرنگ به ايران بازگشت و بهعنوان مترجم در وزارت امورخارجه مشغول بهکار شد. افزون بر کار ترجمه، در دارالفنون به تدريس هندسه، لگاريتم و جغرافيا پرداخت.
فعاليت سياسي
ميرزاملکمخان يک بار در طول دوران حياتش، مورد خشم ناصرالدين شاه قرار گرفت و دستگير و به عراق تبعيد شد اما با پادرمياني ميرزا حسينخان مشيرالدوله (سپهسالار) مورد عفو قرار گرفت و سفير ايران در مصر شد. پس از انتصاب ميرزا حسينخان مشيرالدوله (سپهسالار) به منصب وزير امورخارجه و سپس صدارت اعظمي، ملکمخان نخست به عنوان مشاور وي و سپس به عنوان سفير ايران در انگليس منصوب شد. گفته شده که در دوران سفارت در انگليس، ميزرا ملکمخان به دليل دريافت ۴۰ هزار ليره رشوه به تهران احضار شد که از آمدن امتناع کرد و اين بار نيز با پادرمياني دوستانش به مدت پنج سال ديگر مسووليت خود را حفظ کرد. پس از مرگ ناصرالدين شاه و در دوران مظفرالدين شاه، ميرزا ملکم خان به عنوان سفير به رم فرستاده شد و تا پايان عمر در اين عنوان باقيماند.

آثار و تاليفات
ميرزا ملکمخان ناظمالدوله، شخصيتي پيچيده و بحثبرانگيز دارد که با ورود به عرصه سياست دست به خلق آثاري زد که براي تاريخ انديشه سياسي مهم به حساب ميآيند که از جمله آنها مي توان به «کتابچه غيبي، دفتر تنظيمات، رفيق و وزير، دستگاه ديوان، اصول ترقي، انتظام لشکر و مجلس تنظيمات، دفتر قانون، نوم و يقظه، منافع آزادي، کلمات متخيله، حريت، اشتهارنامه اولياي آدميت، راجع به استقراض خارجي، نداي عدالت، دوره روزنامه قانون، نامهها» اشاره کرد.
روزنامه قانون
گرچه رفتار ملکم در جريان امتياز لاتاري وجهه روشنفکريش را لکهدار کرده بود اما او دست بهکاري زد که تا حدي آبروي رفته را بازسازي کرد. آن کار راهاندازي و انتشار «روزنامه قانون» بود. گرچه اين روزنامه به قصد مبارزه با شاه و صدراعظم بود اما در اثناي کار، کاربرد ديگري پيدا کرد. آن کاربرد عبارت بود از اينکه روزنامه براي مردمي که ساليان دراز از استبداد قاجار و تباهيهاي آن به ستوه آمده بودند، پژواک آرزوهايشان بود. او با انتشار روزنامه قانون بخش تازهاي از زندگي خود را آغاز کرد، دورهاي که به اصلاح برخي رويکردهاي وي در حوزه انديشه سياسي منتهي شد.
در نوشتن مطالب روزنامه قانون افراد روشنفکر ديگري همچون سيدجمالالدين اسدآبادي و ميرزا آقاخان بردسيري نيز دست داشتند. ناصرالدين شاه و امينالسلطان که از انتشار روزنامه قانون در ايران بهخشم آمده بودند، دستور دادند که بهشدت مراقبت شود تا از ورود آن به ايران جلوگيري کنند. با وجود مراقبتهاي شديد، روزنامه قانون بهدست خوانندگانش ميرسيد و حتي براي بعضي افراد، بهصورت مستقيم و با نشاني خود آنها ارسال ميشد.
۴۲ شماره روزنامه «قانون» و رسايل اجتماعي و سياسي پرمغز ملکم که گاهي بيامضا و گاهي با امضاي او چاپ ميشد، اگرچه از غلط ها و اشتباه هاي لغوي و عيب جملهسازي عاري نيست اما به واسطه سادگي و نزديکي به زبان تکلم و محاوره عمومي، به طور قطع هم در بيداري مردم تأثيرگذار بود و هم در ميان ارباب مطبوعات صدر مشروطيت مقبول افتاد و مدتها سرمشق آزاديخواهان و نويسندگان ايران شد.

انديشه
ميرزاملکم خان ناظم الدوله از جمله روشنفکراني بود که با نگارش رساله هاي متعدد در زمينه هاي سياسي، فرهنگي و آموزشي در بيداري اجتماعي ايرانيان سهمي به سزا داشته است. ملکم خان در زمينه علت شناسي پريشاني احوال ايرانيان و راه نجات آنان مکتوبات فراواني دارد. يکي از جنبه هاي پرمحتواي افکار او، توجه به مسايل آموزشي و فرهنگي است. او در خلال رساله هايش، ترقي غرب را در ترويج علوم و باسوادي مردم مي دانست و عقب ماندگي ممالک اسلام را در بي سوادي و علت بي سوادي را در مشکلات الفبا و خط جستجو مي کرد.
ميرزا ملکم خان پيشرو اصلاحات، نوسازي و مروج ايدهها و نهادهاي مدرن بود. در ميان رجال دوره استبداد بيش از هر فردي در آشنا کردن مردم به دستگاه تمدن جهان و منافع قانون و مزاياي حکومت ملي سعي و کوشش کرد و تاثير افکار او در روشن کردن ضمير مردم و پيدايش مشروطيت بسيار گرانبها بود. ملکم نخستين فردي بود که بذر قانون را در ايران کاشت چنان که به ميرزاملکم قانوني معروف شد.
زندگاني ميرزا ملکم خان سراسر با اسرار آميخته است. ناظمالاسلام کرماني او را بيدارکننده ايران و از رهبران نهضت آزادي مينامد و درباره او ميگويد: «مقام پرنس ملک خان در ايران همان مقام ولتر و ژان ژاک روسو و ويکتور هوگو است در ملت فراسنه.» و ظلالسطان ملکم را که معلم زبان فرانسهاش بوده، «فيلسوف و معلم اول و مثل ارسطاطاليس و افلاطون آن روز و بلکه از آنها برتر» ميشمارد.
مستر ويلفريد بلنت که در ژوئن ۱۸۸۰ ميلادي برابر با ۱۲۹۷ هجري ملکم را ديدار کرده، او را از آگاهترين مردان شرق ميخواند که در ايران سيهزار نفر به او ايمان دارند اما افرادي هم از جمله آقا ابراهيم بدايعنگار وي را از «لطيفه دانش و ادب» بينصيب ميداند و مخبرالسلطنه هدايت عقيده دارد که «آن چه ملکم مينوشت به عبارت ديگر در گلستان و بوستان هست» اما ميدانيم که ملکم در پاريس حکمت طبيعي آموخته و در رشته حقوق سياسي کار کرده بود و هم در آنجا آثار فلاسفه بزرگ و پيشوايان انقلاب فرانسه را مطالعه کرد و بعد در مدت اقامت طولاني خود در لندن به مطالعه تاليفات نويسندگان و دانشمندان انگليسي پرداخت و مخصوصاً شيفته افکار و عقايد جان استوارت ميل، حکيم نامي انگليسي بود و قطعاتي از کتاب معروف او در آزادي را به فارسي ترجمه کرد.
درگذشت
سرانجام اين روشنفکر دوره قاجار، هنگامي که به عنوان وزيرمختاري ايران در رم خدمت مي کرد در ۱۳۲۶ هجري در لوزان سوئيس چشم از جهان فروبست. خان ملک ساساني و ناظمالاسلام کرماني در تاريخ بيداري ايرانيان، ۲ تعبير متفاوت درمورد مرگ ملکم دارند؛ اولي مرگ وي را در شهر لوزان سوييس و دومي در همان رم پايتخت ايتاليا، مي داند.
منابع
۱-خان ملک ساساني، سياستگران دوره قاجار، ج ۱.
۲-محمدرضا فشاهي، از گاتها تا مشروطيت.
۳-سيدحسن تقي زاده، زندگي طوفاني، به کوشش ايرج افشار.
۴- يحيي آرين پور، از صبا تا نيما، ج ۱.
۵-اسماعيل رائين، ميرزا ملکم خان
۶-حجت الله اصيل، ميرزا ملکمخان ناظمالدوله و نظريهپردازي مدرنيته ايراني














