آخرین خبر/ روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: «استاد، چه شده که این‌گونه اشک می‌ریزید؟ آیا کسی به شما چیزی گفته؟» 
شیخ جعفر با ناراحتی گفت: «آری، یکی از لات‌های این اطراف حرفی به من زده که مرا بسیار پریشانم کرده.»همه با نگرانی پرسیدند: «مگر چه گفته؟» 
شیخ در جواب می‌گوید او به من گفت: « شیخ جعفر، من همانی هستم که همه در مورد من می‌گویند. آیا تو هم همانی هستی که همه می‌گویند؟! و این سئوال حالم را عجیب دگرگون کرد.»

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar