خراسان/ تا نقش خیال دوست با ماست
ما را همه عمر خود تماشاست

آن‌جا که جمال دلبر آمد
وا... که میان خانه صحراست

وآن‌جا که مراد دل برآمد
یک خار به از هزار خرماست

گرچه نفس هوا ز مشک است
ورچه سلب زمین ز دیباست

هرچند شکوفه بر درختان
چون دو لب دوست پر ثریاست

هرچند میان کوه لاله
چون دیده میان روی حوراست

چون دولت عاشقی درآمد
این‌ها همه از میانه برخاست

هرگز نشود به وصل مغرور
هر دیده که در فراق بیناست

اکنون که زباغ زاغ کم شد
بلبل زگل آشیانه آراست

بر هر سر شاخ عندلیبی ا‌ست
زین شکر که زاغ کم شد و کاست

فریاد همی کند که باری
امروز زمانه نوبت ماست

میزبان: سنایی غزنوی

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar