1. جذاب ترین ها
خودرو

چرا فراری لوچه یک آیفون چهار چرخ شکست خورده است؟

منبع
آخرین خودرو
بروزرسانی
چرا فراری لوچه یک آیفون چهار چرخ شکست خورده است؟

آخرین خودرو/ فراری با ایجاد یک کمپین تبلیغاتی گسترده، انتظارات از اولین خودروی برقی خود یعنی مدل لوچه را تا آسمان هفتم بالا برد. این شرکت تأکید داشت لوچه با آمدنش صنعت خودرو را متحول کرده و استانداردهای جدیدی برای اتومبیل های پرفورمنس الکتریکی تعریف می کند. اما نتیجه به طور عجیبی متفاوت از آب درآمده است. فراری لوچه به خاطر ظاهر جنجالی و جایگاه مبهم، در شبکه های اجتماعی مورد تمسخر قرار گرفته و از کارشناسان بزرگ تا عموم مردم، همه منتقد جدی آن هستند. علت این موضوع چیست؟

طراحی بی هویت و فاقد اصالت
فراری برای شخصیت پردازی اولین مدل برقی خود به سراغ استودیوی طراحی لاوفرام و جانی آیو معروف، خالق ظاهر محصولات اپل، رفت. مارانلویی ها امیدوار بودند این طراح افسانه ای بتواند کار مشابهی را برای لوچه انجام دهد و چهره ای جذاب و دوست داشتنی برای اولین خودروی الکتریکی کمپانی خلق کند. روی کاغذ، این کار منطقی بود؛ افتخارات آیو بی نهایت تحسین برانگیز است. مونالیزای این طراح ۵۹ ساله بریتانیایی آمریکایی یعنی آیفون نسل اول، با گذشت تقریباً ۲۰ سال هنوز جذابیت و تازگی دارد. به غیر از این، صدها پروژه شاخص دیگر به نام آقای آیو ثبت شده است.
 
اما یک واکاوی کوتاه در سوابق آقای آیو می گوید که او شاید فرد مناسبی برای طراحی فراری لوچه نبوده؛ به گفته خود آقای آیو، او همواره بر طراحی مینیمال و مبتنی کارکرد تمرکز داشته است. او در مصاحبه ای که در سال ۲۰۱۲ انجام داده، درباره جستجوی اپل برای سادگی اینگونه اظهار نظر کرده:

«محصولات ما ابزار هستند و ما نمی خواهیم طراحی سد راه شود. ما در تلاشیم تا سادگی و وضوح را به ارمغان بیاوریم؛ سعی ما این است که محصولات را منظم کنیم… جستجو برای سادگی باید در تار و پود تمام فرایند نفوذ کند.»

این فلسفه برای تلفن ها و لپ تاپ ها عالی به نظر می رسد، چرا که طراحان می خواهند تکنولوژی را در پس زمینه محو کنند. اما برای فراری، برندی که به ساخت خودروهای اسپرت چشم نواز با طراحی اصیل و جذاب شهرت دارد، چنین فلسفه ای جواب نمی دهد؛ زیرا قرار نیست محصولی مزین به نشان اسب رقصان صرفاً نقش یک «ابزار» را داشته باشد.

این نوع طرز تفکر در فراری لوچه به ساخت یک توده بی هویت و فاقد اصالت منجر شده است. مثل شماری از رقبا، این خودرو نیز روی یک پلتفرم اسکیت برد مانند سوار شده و بدنه ای متشکل از سطوح ساده و خطوط روان و سیال دارد تا حجم های هیجان انگیز. اگرچه چند المان نوستالژیک و آینده نگرانه در نمای بیرونی این خودرو دیده می شود و کابین آن با وجود انتقادها زیباست، اما بزرگ ترین مشکل لوچه این است که هیچ شباهتی به یک فراری ندارد و گویی از هر جایی آمده جز مارانلو!

به غیر از آن مجرای S شکل (S-Duct) که امضای فراری روی محور جلو است، المان دیگری برای اشاره به اصالت لوچه وجود ندارد. چراغ های جلو بی هویت حس می شوند، فرم کلی بدنه کاملاً معمولی است و رینگ ها فقط ابعاد بزرگ دارند. در این بین شاید فقط چراغ های عقب کمی آن حس فراری بودن را زنده کنند.

نادیده گرفتن تیم طراحی داخلی
باید قبول کرد که فراری لوچه در چارچوب محدودیت های ایرودینامیک خلق شده است. خودروهای برقی مدرن تماماً حول محور کارایی توسعه پیدا می کنند، به ویژه خودروهای پرفورمنس الکتریکی که به دنبال استفاده حداکثری از بدنه ای سیال و ایرودینامیک هستند. اما حتی با وجود این همه بهینه سازی، لوچه احتمالاً طبق استاندارد EPA تنها حدود ۳۰۰ مایل (تقریباً ۴۸۰ کیلومتر) شارژدهی خواهد داشت. اگر این موضوع درست باشد، پس آن همه زحمت برای چه بوده است؟

در کنار این باید گفت تصمیم فراری برای آوردن جانی آیو، حس رأی عدم اعتماد به تیم طراحی خود کمپانی را القا می کند؛ تیمی که دهه گذشته را صرف اثبات این موضوع کرده که می تواند فراری را به خوبی وارد دوران پس از پینین فارینا کند.

پس از جدایی پرسروصدای فراری از پینین فارینا در سال ۲۰۱۳، مرکز تازه تأسیس شده فراری سنترو استیله (Ferrari Centro Stile) اولین خودروی شاخص خود را بدون نشان پینین فارینا معرفی کرد. صحبت از فراری لافراری است، ابرخودرویی که جزو بهترین ساخته های تاریخ کمپانی به شمار می رود. این ابرخودرو زیر نظر رئیس طراحی کمپانی یعنی آقای فلاویو مانزونی توسعه یافت و به خاطر تلفیق مباحث ایرودینامیک با تناسبات کلاسیک فراری بسیار مورد تحسین قرار گرفت. با وجود طراحی پیشرفته، این ابرخودرو با چند المان به مدل های شاخص و قدیمی تر مانند انزو، ادای احترام کرده بود.

پس از لافراری، مدل های موفق بیشتری از راه رسیدند که برخی از آنها عبارتند از: GTC4 لوسو، ۸۱۲ سوپرفست، روما و ۱۲ چیلیندری. اما شاید مهم ترین خودرویی که در دوران پس از پینین فارینا عرضه شد، پوروسانگوئه بود، کراس اووری که در نهایت به عنوان پیش درآمد لوچه عمل کرد. با وجود تمام جنجال هایی که این کراس اوور در زمان معرفی به پا نمود، در همان نگاه نخست به آن مشخص است که با محصولی از برند فراری سروکار داریم. هرچند پیاده سازی زبان طراحی فراری بر روی قامت یک اتومبیل مرتفع کار آسانی نبوده و پوروسانگوئه هم منتقدانی دارد، اما سنترو استیله آن را بهتر از آنچه بیشتر مردم انتظار داشتند، اجرا کرده است. این دقیقاً همان چیزی است که لوچه را تا این حد ناامیدکننده می کند.

لوچه می توانست عالی باشد. اما در عوض، فراری با اولین خودروی برقی همکاری را کرد که جانی آیو با آیفون انجام داد، یعنی ایجاد تحول. در تلاش افراطی برای خلق آینده، فراری آن چیزی را که باعث شده مردم عاشق این برند باشند، از بین برده است. اولویت اصلی باید به سادگی باید این می بود که خوش قیافه ترین فراری برقی ممکن روی کره زمین ساخته شود. به جای این، خودروساز ایتالیایی به چیزی مثل یک آیفون روی چهار چرخ رسیده است!

کالبدشکافی یک فاجعه بصری از نگاه طراحی برجسته
الکسی سمنوف، طراح معروفی که سابقه کار با خودروسازانی چون سوبارو، فیات، نیو، گریت وال موتورز و فیسکر را در کارنامه دارد و در طراحی فیات ۵۰۰ برقی، نسل دوم نیو ES6، خودروی کانسپت گریت وال تانک ۷۰۰ و فیسکر رونین مشارکت داشته، اخیراً در مصاحبه ای دیدگاه های خود را درباره لوچه بیان کرده است. او تأکید دارد این خودرو یک فرصت سوزی تاریخی برای فراری خواهد بود.

آقای سمنوف لوچه را مطالعه موردی جالبی از تمایزات اساسی میان «طراحی صنعتی» و «طراحی خودرو» می داند؛ دو رشته ای که اگرچه مرتبط هستند، اما تحت اصول و محدودیت های بسیار متفاوتی عمل می کنند. به گفته او، اگر صرفاً به عنوان یک محصول به لوچه نگاه کنیم و برند فراری را برای لحظه ای کنار بگذاریم، این خودرو تنش هایی را آشکار می کند که وقتی این دو جهان با هم برخورد می کنند، به وجود می آیند.

از نظر تناسبات بیرونی، فراری لوچه کم ارتفاع، باریک و کشیده دیده می شود؛ ترکیبی چالش برانگیز برای زیبایی شناسی خودرویی که مدیریت حجم ها را به شدت حیاتی می کند. متأسفانه، پرداخت حجم ها نتوانسته این تنش های تناسباتی را به طور کامل حل کند. از این رو، خودرو حسی از فشردگی بصری را حمل می کند که زبان طراحی در غلبه بر آن ناتوان بوده است.

چرخ هایی که گویی به یک هاچبک تعلق دارند!
شاید عجیب ترین تصمیم، سبک طراحی رینگ های فراری لوچه باشد. رینگ های ۲۳ اینچی در جلو و ۲۴ اینچی در عقب از نظر فنی انتخابی فوق العاده جسورانه هستند. با این حال، نتیجه بصری واقعاً غیرمنطقی است. چنین رینگ های حجیمی، به جای آنکه قامت خودرو را مهار کرده و آن را متناسب نشان دهند، نسبت به حجم بدنه، کوچک تر به نظر می رسند. این یک چالش کاملاً شناخته شده در طراحی خودرو است. طبق اصول موجود، وزن بصری چرخ ها باید با حجم و جرم درک شده بدنه تنظیم شود، نه صرفاً با ابعاد مکانیکی آن. تفکیک رنگی به کار رفته روی رینگ ها هم تصور چرخی بسیار کوچک تر، در اندازه ۱۴ تا ۱۵ اینچ، را ایجاد می کند.

یک توده بصری حل نشده در نمای عقب
از دید آقای سمنوف، نمای جلوی فراری لوچه منسجم ترین بخش بیرونی است و درجه ای از اعتماد به نفس و هدفمندی را به نمایش می گذارد که تا حدودی ترکیب کلی را سرپا نگه داشته است. با این حال، نمای عقب این اعتماد به نفس را منتقل نمی کند. این بخش عریض، بلند و فشرده خوانده می شود؛ یک توده بصری دشوار که گذار از خط سقف نتوانسته آن را به شکلی شایسته به پایان برساند. تفسیر دوباره چراغ های گرد کلاسیک، اگرچه به عنوان یک ادای دین به میراث برند و با حسن نیت انجام شده، اما به طور قانع کننده ای با زبان طراحی جدید یکپارچه نیست. آقای سمنوف اعتقاد دارد نمای عقب به جای آنکه یک نتیجه گیری رضایت بخش باشد، به نظر می رسد که ناگهان قطع شده است.

کابینی که در سیاره دیگری طراحی شده است
داستان فراری لوچه در داخل کابین کاملاً متفاوت بوده و از نظر آقای سمنوف باید آن را ستود. این بخش سرشار از جزئیات مکانیکی حساب شده است و کیفیت و فلسفه طراحی شفاف در آن موج می زند. آقای سمنوف سبک طراحی کابین را برای یک خودروی برقی بالارده از برندی نوظهور ایده آل و بی نقص می داند. با این حال، وی بر این باور است که به عنوان محصولی از فراری و با برچسب قیمتی ۵۵۰ هزار یورویی، پرسشی ناراحت کننده درباره هویت لوچه وجود دارد که طراح پاسخی برای آن ندارد.

و این دقیقاً همان جایی است که تنش مرکزی لوچه نهفته است. منطق داخلی و زبان بیرونی، در یک سطح از جاه طلبی طراحی یا انسجام به سر نمی برند. اولی نشان می دهد که وقتی رویکرد طراحی محصول با تعهد کامل دنبال شود چه دستاوردهایی ممکن است حاصل شود؛ دومی نشان می دهد که این تعهد به طور یکسان اعمال نشده است. برای خودرویی در این بازه قیمتی و مهم تر از آن با لوگوی فراری، نادیده گرفتن این ناهماهنگی دشوار به نظر می رسد.

قربانی کردن هویت یا نوآوری؟
همه می دانیم که فراری یعنی اغراق، یعنی هیجان بصری، یعنی یک مجسمه متحرک که قبل از روشن شدن موتور هم ضربان قلب بیننده را بالا ببرد. لوچه اما شبیه یک محصول از شرکت اپل است که چهار چرخ دارد! این خودروی برقی در برزخی از هویت طراحی گیر کرده و بی راه نیست که بگوییم ذره ای از اصالت و دی ان ای فراری در آن به چشم نمی خورد.

در هر صورت و با وجود انتقادهای گسترده و سنگین، این مشتریان هستند که سرنوشت فراری لوچه را تعیین خواهند کرد. باید منتظر ماند و دید که آیا این خودروی جنجالی و گران قیمت خواهد توانست در دل مشتریان جا باز کند یا به نقطه ای تاریک در تاریخچه کمپانی تبدیل خواهد شد.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خودرو» بپیوندید
instagram.com/akharinkhodro.ir

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره