دنياي اقتصاد/ معناي کلي اقتصاد مقاومتي اين است که ما نگاه مان به توان و ظرفيت داخلي بهمنظور داشتن اقتصادي پايدار باشد. در واقع «اقتصاد مقاومتي» بهدنبال استفاده حداکثري از توان و سرمايه داخلي بهمنظور ايجاد شغل است و اگر در همه بخشها بهصورت دقيق اجرا شود، ضامن پايداري اقتصاد کشور و بالا بردن قدرت ضربهپذيري آن خواهد بود. اولويت دادن به توليد داخل، فعال کردن کارخانهها و خطوط توليد نيمه فعال، افزايش بهرهوري و... از جمله فاکتورهاي تحقق اقتصاد مقاومتي بهشمار ميروند که اتفاقا نمود زيادي در صنعت خودرو دارند. ما در سال 90 يک ميليون و 640 هزار دستگاه خودرو توليد کرديم و سال گذشته کمتر از يک ميليون دستگاه؛ اين يعني همين حالا ظرفيتي بيش از 650 هزار دستگاه در خودروسازي کشور خالي مانده و اقتصاد مقاومتي يعني زنده کردن اين ظرفيت. اگر ميخواهيم اقتصاد مقاومتي در خودروسازي شکل بگيرد، بايد استفاده بهينه از منابع را در دستور کار قرار دهيم، که البته اين موضوع نبايد به بهانهاي براي توليد محصولات نامناسب تبديل شود. يادمان باشد که اقتصاد مقاومتي در صنعت خودرو به معناي تحميل محصولات کم کيفيت و گران به مشتريان نيست؛ بلکه اتفاقا طبق آن بايد به سمتي برويم که خودروهايي قابل عرضه در بازارهاي جهاني توليد کنيم.
بدون شک اگر خودروسازي و قطعهسازي کشور غير اقتصادي باشند، ناپايدار خواهند بود و اقتصادي بودن زماني است که محصولات اين دو صنعت، از کيفيت و کميت لازم براي صادرات برخوردار باشند و اين يعني تحقق اقتصاد مقاومتي (در صنايع خودرو و قطعه). به اعتقاد من، در اين شرايط، مشارکت و سرمايهگذاري خارجي نهتنها در تقابل با اقتصاد مقاومتي نيست؛ بلکه اتفاقا ميتواند به تحقق آن نيز کمک کند، زيرا پايداري صنعت خودرو در توليد محصولات با کيفيت و قابل صادرات است و اين هدف تنها با اتصال به جهان خودروسازي حاصل خواهد شد.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد