رویای خوشنامی با بدنام!

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
رویای خوشنامی با بدنام!

آخرین خبر/ یک کلاه نقاب‌دار زرد را برعکس روی سرش گذاشته، پشت سرش تابلویی از فیلم فایت‌کلاب است، یک میکروفون روی میز و این همان میزانسن لازم برای عنوان "منتقد یوتوبری" است‌. البته اگر همه این‌ها با ترفند "حمله به آثار محبوب" همراه نشود، کفایت نخواهد کرد، پس علاوه بر کلاه، تابلو و میکروفون، ترفند "چگونه شبیه فراستی باشم؟" را هم به کار می‌گیرند و علیه آن چیزی که با استقبال عمومی مواجه شده حرف می‌زنند. در این الگو هر چقدر تندتر و بی‌پرواتر باشند که خیلی زودتر هم به "ویو" می‌رسند و اصلا "ویو" کعبه آمال هر تولیدکننده محتوا در شبکه‌های اجتماعی است. اینجا کسی حوصله عمیق شدن و بحث آکادمیک را ندارد، باید هیجان‌زده و بی‌پروا باشید!

آنچه که در سطور بالا نوشته شد، خلاصه وضعیتی است که علیه سریال های پر اقبالی مانند بدنام و قبلتر آثار معروف دیگر در یوتیوب در حال وقوع است. هر کسی در حد بضاعت خودش تلاش می‌کند علیه کار پر اقبال و‌مشهوری باشد تا به اعتبار آن اندکی دیده شود. یک کانال با دو نفر   که خودشان را منتقد فرض میکنند و تا همین چند وقت پیش در آرزوی نقشی کوتاه در همان سریال هایی بودند که نقد میکنند  با بده و بستان‌های پینگ‌پنگی با زبانی دور از نقد آکادمیک(مگر اهمیتی برایشان دارد؟) یک کانال دیگر تک‌نفره و اقتصادی‌تر(چون سود تمام ویو به جیب یک نفر می‌رود). مخاطب یوتیوب هم که قرار نیست خیلی حوصله کند، همان ۲۰ دقیقه را هم 2x می‌بیند و در موارد بسیاری اصلا ویدیو را تمام نمی‌کند، الگوریتم هم که ساده است؛ در عنوان عبارت "نقد سریال پر مخاطب" را جایگذاری می‌کنند، پس با هر بار سرچ این عبارت، یک ویو اضافه می‌شود و به کسب درآمد نزدیک‌تر می‌شود.

آنقدر هم باهوش هستند که مثلا به فلان سریال که پس از ۲۵ قسمت هنوز بیننده ندارد حمله نکنند، آن را که کسی نمی‌بیند، پس انرژی برای نفرت‌پراکنی را خرج سریالی می‌کنند که اسمش بیننده می‌آورد، حالا اگر خواست عموم را تایید کنند چه می‌شود؟ زمین به آسمان می‌رسد؟ بله، می‌رسد! چون دیگر آن ژست مخالف‌خوان، آن کلاه، آن خودکار و آن ادای منتقد یک‌شبه کافه‌نشین ایرانشهری دود می‌شود و هوا می‌رود. در دورهمی آخر هفته رفقای گنگ و دود و نوش، تازیانه‌های کلامی می‌زنند که "چرا چیزی را تایید کردید که مردم دوست دارند؟" آن‌ها از مخالف‌خوانی از خودخاص‌پنداری ارتزاق می‌کنند و اگر روزی حس کنند شبیه مردم شده‌اند، هویت سلبی‌شان مخدوش می‌شود. پس اگر شده حتی به غلط علیه چیزهای محبوبی مثل "بدنام" شمشیر می‌کشند که هم درآمدی داشته باشد و هم مقابل چشم دوست و آشنا "منتقد روشنفکر" به نظر می‌رسند!

آخ که چقدر این ژست گواراست، غافل از این که در خلوت شاید شیفته جِم و "شربت زغال اخته" باشند و شاید حتی چپ و راست "آمِریکن‌پای" را ریواچ کنند. به هر حال دوستان عزیز و جوان اگر با زدن پنبه کاری تازه آمده مثل کلاغ به نام می‌رسند که چه عالی، اگر که نوایی هم که چه بهتر! اما فقط در نظر داشته باشید که سکانس ورزش کردن یلدا در قسمت هشتم یک پاساژ است، رسمی متداول در تمام سریال‌های موفق برای نفس تازه کردن بیننده. شخصیت خاکستری اتفاقا خود یلداست، آکنده از وجوه مثبت و منفی. ساز زدن دو نفر در یک خانه، استعاره است، شاعرانه است، نرم کردن محدودیت است...

در هر صورت حتی در خاطره مردم نیستند و رویای شهرت و‌ خوشنامی را نمی‌توانند با ژست بدنامی بدست آورند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره