برترین ها/ در دو سه روز اخیر تصاویری از سحر ولدبیگی و نیما فلاح، دو بازیگر سینمای ایران، منتشر شده که آنها را در حال کار کردن در یک رستوران در شمال کشور، در جاده رویان به نوشهر در مازندران، نشان میدهد. همین تصاویر باعث شده یک دوگانه در فضای شبکههای اجتماعی شکل بگیرد؛ از این جهت که به هر حال در همین روزها کسانی مثل بیژن مرتضوی یا محسن نامجو بعد از سالها به کشور برگشتهاند و بعضی از کاربران شبکههای اجتماعی این برگشتن را، با توجه به شرایط نابسامان اقتصادی، کمی فرصتطلبانه میدانند.
از طرف دیگر، وقتی سحر ولدبیگی و نیما فلاح از فضای مارکت بازیگری در ایران فاصله گرفتهاند و دارند رستورانداری میکنند، مثل بعضی بازیگران دیگر، مثلاً پیام دهکردی در گیلان، بعضیها به آنها برچسب مثبت «باشرف» میزنند و این کار را نشانه شرافت آنها میدانند.
سحر ولدبیگی و نیما فلاح یک امتیاز دیگر هم دارند؛ اینکه سالهاست در زندگی زن و شوهری کنار هم هستند. نزدیک پنجاه سالهاند و حداقل بیست سال است که با هم زندگی میکنند. این تداوم، در میان بازیگران و هنرمندان ایرانی کمسابقه است؛ حتی اگر درباره هنرمندان خارجی هم صحبت کنیم، چنین تداومی چندان معمول نیست. مجموع این شرایط باعث شده بعضیها از سحر ولدبیگی و نیما فلاح به عنوان دو آدم «باشرف» یاد کنند.
اما آیا واقعاً اینکه کسی از بازیگری فاصله بگیرد و برود رستورانداری کند، به خودی خود میتواند معنای شرافت داشته باشد؟ این سؤال به نظرم قابل طرح است. ضمن اینکه نباید فراموش کنیم آنها دوستان رسانهای خوبی هم دارند. مثلاً بهناز اقبال در یک یادداشت از آنها تمجید کرده بود و در توییتر هم افراد مختلفی که به روزنامهنگارها نزدیکاند، از آنها تعریف کرده بودند.
به هر حال، این ماجرا یک کارکرد تبلیغاتی هم برای رستوران دارد و این یک واقعیت است. برای سحر ولدبیگی و نیما فلاح، در همین چند روز بهشدت تبلیغ رستورانشان انجام شده. البته خود این دو نفر هم به عنوان چهرههای شناختهشده میتوانند مشتری زیادی برای رستوران جذب کنند.
از طرف دیگر، بعضیها هم بدبینانه نگاه میکنند و میگویند این دو نفر دیگر پیشنهادی در دنیای بازیگری نداشتهاند و به همین دلیل وارد رستورانداری شدهاند. بنابراین از نظر این گروه، این همه تعریف و تمجید از آنها هم ممکن است اغراضآمیز باشد. نهایتاً دو آدمی هستند که یک کسبوکار راه انداختهاند، پولش را هم داشتهاند و توانایی مالی راهاندازی رستوران در مازندران را پیدا کردهاند؛ چیزی که هر کسی از عهدهاش برنمیآید.
به هر حال، همین بحثها و جدلها نشان میدهد که تقریباً هر اتفاق سادهای در ایران میتواند یک زیرمتن سیاسی پیدا کند؛ میتواند تفسیر و تأویل شود و به آن نشان و معنای خاصی نسبت داده شود. حتی رستورانداری دو بازیگر که دیگر تصمیم گرفتهاند از بازیگری فاصله بگیرند؛ حالا این فاصله گرفتن به این دلیل باشد که پیشنهاد کاری نداشتهاند، یا انتخاب شخصی خودشان بوده، یا هر دلیل دیگری.
















