برترین ها/دیروز مراسم بزرگداشت یا همان ختم حمید علیدوستی در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد، بالاخره شماری از بازیگران برای همدردی با ترانه علیدوستی در مراسم حاضر شدند، البته باز هم خیلیها نیامدند اما حضور بازیگران سریال شهرزاد جالب بود، گرچه که در بین همان شهرزادیها هم یک غایب بزرگ جلب توجه میکرد.

با معرفتترین سریال تاریخ!
مونا احمدی، نهال دشتی، فریبا متخصص، سهیلا رضوی، مهدی سلطانی، مصطفی زمانی و گلاره عباسی از جمله حضار مراسم بودند که در پروژه شهرزاد با ترانه علیدوستی همکاری داشتند. نکته اینجاست که شهاب حسینی باز هم نیامد، علی نصیریان که به خاطر شرایط سن و سالش خیلی توقعی نمیرود، پریناز ایزدیار هم اساسا کاراکتر قابل ملاحظهای ندارد. باقی اما همه آمدند، از شهرزادیها غایب بزرگ همچنان شهاب حسینی است!

کجایی آقای حقیقی؟
مانی حقیقی هم هیچجوره نبود و نیست، او که مقابل زندان اوین چشمانتظار ترانه بود، او که دو سه فیلمش را با ترانه ساخته بود و اصلا نزدیکترین سینمایی چندین سال اخیر ترانه علیدوستی بوده، نیست که نیست. احتمالا چیزهای زیادی هست که ما نمیدانیم و نباید بدانیم، وگرنه که اگر سه نفر قرار بود کنار ترانه باشند، قطعا اولیاش مانی حقیقی بود.

خالهزنکیترین و واقعیترین دیدار
تقابل نگار جواهریان و سحر دولتشاهی در مراسم دیروز جالب بود، هر دو برای عرض تسلیت دقیقا در یک لحظه به ترانه رسیدند، ابتدا دولتشاهی جلو رفت و دست روی پای ترانه گذاشت و ابراز همدردی کرد، نگار ایستاده بود و نگاهش به نگاه سحر گره خورد، عرض ارادتی مختصر کردند و نگار که انگار رابطه صمیمانهتری با ترانه دارد، در آغوش کشید. رامبد اما در مراسم بود، نزدیک سابق و فعلی نبود!

ممد مایلی عزیز
محمد مایلیکهن خیلی بیریا و عجیب و غریب در مراسمات علیدوستی حضور دارد ، دیشب هم آمد تک و تنها، به معنای واقعی عزادار و مصیبتدیده. حتی اطرافش شلوغ نبود. برای نسلهای جدیدتر اصلا شناخته شده نیست. او از معدود فوتبالیهایی است که انگار به حمید علیدوستی تعلق خاطر داشته، شاید واقعی و شاید ناب.

همسر علی دایی
کاملا مشخص است که کاراکتر ویژهای دارد، جنس حضورش در مراسمات مختلف نشان میدهد که او "همسر فلانی" نیست. خودِ خودش است، وزن دارد و اتفاقا فراتر از خیلی از سلبریتیها صاحب مختصاتی است که از تک تک حرکاتش مشخص است. از استایل تا نحوه برخورد ویژه است، او رنسانس شخصیتی علی دایی را رقم زده است.

تکمله؛ اما وجه اشتراک تمام چهرهها غمی است که نمیشود توصیف کرد، این غم از جنس حضور در یک مراسم عزا نیست، چیزی بزرگتر و فراتر از یک غم عزاداری است. انگار تمام این چهرهها روزگاری را میگذرانند که... مثل تمام مردم، خیلی کلیشهای و شاید لوس اما واقعی؛ حال همه ما خوب است اما تو باور مکن!
















