مهر/محمدمهدی عزیزمحمدی نویسنده سریال «سرو سپید، سرخ» با اشاره به چگونگی شکلگیری داستان اپیزود «کاش خانهات پنجره نداشت» به خبرنگار مهر گفت: این قصه درباره جنگ بود و از دست رفتن خانواده، زندگی و روابط شخصیتها، گفتگوها و مسیری که مرد با از دست دادن خانواده اش طی میکند، بخشهای ساختهشده قصه هستند.
وی اضافه کرد: این موارد را با زبان و ساختار داستانی خودم و برداشتی که از ماجراهای جنگ داشتم، به موقعیت واقعی پیوند زدم. بنابراین، حفظ هسته واقعی ماجرا به این معنا نیست که همه جزئیات داستان در واقعیت اتفاق افتادهاند و باید مرز میان منشأ واقعی و پرداخت داستانی روشن باشد.
وی با اشاره به مثالی عنوان کرد: برای مثال، وقتی خانوادهای در قصه از دست رفته، باید مخاطب بفهمد چه زندگیای از بین رفته است. خاطرات و اشیای باقیمانده کمک میکنند فقدان، از یک خبر به تجربهای ملموس تبدیل شود. تخیل برای من چنین کارکردی داشت، اینکه به موقعیت اولیه عمق بدهد و ادامهای برای آن بسازم. مقصد این ادامه هم برایم صلح و آشتی بود؛ یا دقیقتر بگویم، درک ۲ آدم از یکدیگر. میخواستم این ۲ نفر در پایان، چیزی را درباره دیگری بفهمند که پیش از این مواجهه، نمیدیدند.
این فیلمنامهنویس درباره دشواریهای نگارش اثر با توجه به زمان اندک تولید اظهار کرد: با توجه به شرایط، هرکدام از اپیزودها نهایتاً حدود ۵ یا ۶ روز زمان تولید داشتند. این یک واکنش سریع هنری بود و ما هم دوست داشتیم در کنار دیگرانی که کاری انجام میدادند، از مسیر حرفه خودمان واکنشی نشان بدهیم. طبیعتاً وقتی زمان تولید محدود است، فرصت پرداخت و بازنگری فیلمنامه هم کمتر میشود و نمیتوانم بگویم این شرایط بیتأثیر بوده است. با این حال، برای متن خیلی وقت گذاشتم و تمام تلاشم را کردم که حتی در نوع نگاهم اشتباه نکنم. فیلمنامه را به چند نفر با دیدگاههای متفاوت دادم. از مجموع این دیدگاهها به بازنویسی رسیدم و سعی کردم در سریعترین زمان ممکن، قصه را به شکل اصلیاش برسانم.
وی درباره شیوه پرداخت دیالوگها نیز گفت: مهمترین مراقبت من این بود که سرعت کار باعث نشود نگاه قصه یکطرفه باشد به همین دلیل، شنیدن نظر آدمهایی که مثل من فکر نمیکردند، بخش مهمی از فرایند بازنویسی بود.
نویسنده اپیزود «کاش خانهات پنجره نداشت» درباره چالش به تصویر کشیدن خشم یک شهروند داغدیده در جنگ تصریح کرد: نگران بودم این نگاه با ممیزی یا برداشتهای متفاوت روبهرو شود. تمام تلاشم را کردم که منظور قصه روشن باشد. در همین زمینه باید از محمدرضا خردمندان تشکر کنم که پای حرف و نگاه من ایستاد؛ نگاهی که در ادامه به نگاه مشترک خودمان تبدیل شد.
عزیزمحمدی با قدردانی از تهیهکنندگان و مدیران این مجموعه اظهار کرد: از محمدرضا شفاه و محمدجواد موحد، تهیهکنندگان سریال و همچنین مهدی آذرپندار، مدیر مرکز فیلم و سریال سازمان هنری رسانهای اوج، ممنونم که اختیار روایت را به ما دادند. واقعاً کسی به ما دستور نداد چه بگوییم یا چه چیزی را حذف کنیم. درباره جنس روایت و چگونگی دراماتیزه کردن قصه صحبت میکردیم اما کسی نخواست معنای آن را تغییر دهد یا ما را به تأیید و تقبیح مشخصی برساند.
این نویسنده در پایان بیان کرد: خوشبختانه نگاه مورد نظر ما پذیرفته شد و اجازه دادند روایت خودمان را داشته باشیم. تجربه عملی این همکاری، یک همراهی و اعتماد واقعی بود.
«کاش خانهات پنجره نداشت» به کارگردانی محمدرضا خردمندان، روایتی است از دل روزهای ملتهب جنگ؛ جایی که مواجهه غیرمنتظره مردی زخمخورده و زنی جوان، آنها را به سفری پرتعلیق و نفسگیر میکشاند؛ سفری که مرز میان قضاوت، حقیقت و انسانیت را به چالش میکشد.
بازیگران این اپیزود سعید آقاخانی و پادینا کیانی هستند.
















