1. برگزیده
سینما و چهره ها

گفت‌وگو با «محسن شاه‌ابراهیمی» طراح لباس مطرح کشور

منبع
جيم
بروزرسانی
گفت‌وگو با «محسن شاه‌ابراهیمی» طراح لباس مطرح کشور
جيم/ در بسياري از جوامع مردم به خصوص جوانان از روي شخصيت‌‌‌‌‌‌‌هاي سينمايي، تلويزيوني يا خواننده مورد علاقه‌‌‌‌‌‌‌شان سبک لباس خود را الگوبرداري مي‌‌‌‌‌‌‌کنند، از طرفي طراحان لباس بر اساس فرهنگ و هنجارهاي آن کشور مدام در حال طراحي مدل‌‌‌‌‌‌‌هاي جديد براي مردم هستند، اما در کشور ما پوشش چهره‌‌‌‌‌‌‌هاي شاخص عرصه هنر يا حرفي براي گفتن ندارد يا متناسب با فرهنگ ايراني‌‌‌‌‌‌‌اسلامي ما نيست، طراحان لباس هم که در بيشتر مواقع به الگوبرداري‌‌‌‌‌‌‌هاي ساده و بدون خلاقيت از مدل‌‌‌‌‌‌‌هاي خارجي مبادرت مي‌‌‌‌‌‌‌کنند و در اين بين مردم به خصوص نسل جوان نمي‌‌‌‌‌‌‌دانند براي انتخاب لباس‌‌‌‌‌‌‌هاي متنوع که با فرهنگ ديني و ملي کشورشان همخواني داشته باشد چه کنند؟ براي همين به سراغ يک طراح مطرح لباس در سينما و يک طراح لباس ملي رفتيم تا اين موضوع را از دو جنبه مختلف بررسي کنيم. «محسن شاه ابراهيمي» که دانش آموخته طراحي صحنه از دانشگاه فلورانس ايتاليا است بارها برنده جوايز مختلفي از جمله سيمرغ بلورين، براي طراحي لباس و صحنه شده و چهره‌‌‌‌‌‌‌اش به خاطر بازي در فيلم شاخص فرزاد موتمن يعني «شب‌‌‌‌‌‌‌هاي روشن» براي مخاطب آشنا است. وي معتقد است طراحي لباس در سينما نمي‌‌‌‌‌‌‌تواند در جامعه تأثير بگذارد چرا که طراحي‌‌‌‌‌‌‌ها به شخصيت پردازي برمي‌‌‌‌‌‌‌گردد، هر چند اعتراف کرد در سريال «آپارتمان» با طراحي هدبند براي خانم‌‌‌‌‌‌‌هاي بازيگر سريال، استفاده از هدبند در ميان خانم‌‌‌‌‌‌‌هاي جامعه متداول شد. سينماي ما چه قدر با طراحي لباس در جامعه موج ايجاد کرده است؟ سؤال سختي است. بعضي فيلم‌‌‌‌‌‌‌هاي خاص که طراحي لباس با ويژگي‌‌‌‌‌‌‌هاي خاصي دارد مي‌تواند براي بعضي از تماشاچي‌‌‌‌‌‌‌ها الگو شود. به هرحال سينما چه بخواهد و چه نخواهد، در قبال اشاعه طرح‌‌‌‌‌‌‌هاي ملي وظايفي دارد، به اين وظيفه عمل کرده است؟ من زياد به اين قضيه معتقد نيستم که در واقع سينما الگوي لباس جامعه باشد، به دليل اين که طراحي لباس سينما به تعريف شخصيت‌‌‌‌‌‌‌هايي که در فيلم وجود دارد برمي‌‌‌‌‌‌‌گردد و اين شخصيت‌‌‌‌‌‌‌ها الزاماً مي‌‌‌‌‌‌‌توانند الگوساز نباشند. طراح لباس تحت تأثير فضاي فيلمنامه لباس را طراحي مي‌‌‌‌‌‌‌کند نه تحت تأثير جامعه. فرقي نمي‌‌‌‌‌‌‌کند سينما اين وظيفه را براي خود قائل باشد يا نه، مهم الگوبرداري مخاطب است، همين حالا هم جوانان از روي لباس‌‌‌‌‌‌‌هاي هنرمندان موسيقي سنتي الگوبرداري مي‌‌‌‌‌‌‌کنند... اين اتفاق مي‌تواند بيفتد ولي مي‌‌‌‌‌‌‌گويم در واقع شامل عموم جامعه نمي‌‌‌‌‌‌‌شود و در يک نگاه کلي وقتي به لباس جوانان مي‌‌‌‌‌‌‌نگريم زياد تحت تأثير الگوي خاصي نمي‌‌‌‌‌‌‌بينيم، بلکه آن‌‌‌‌‌‌‌ها مي‌‌‌‌‌‌‌بينند در بازار چه لباسي گيرشان مي‌‌‌‌‌‌‌آيند يعني فکر مي‌‌‌‌‌‌‌کنم خط و ربط اصلي را تجار لباس که لباس‌‌‌‌‌‌‌هاي فرنگي را مي‌‌‌‌‌‌‌آورند به جوانان مي‌‌‌‌‌‌‌دهند. آن‌‌‌‌‌‌‌ها هم از پس دنبال سود خودشان هستند و طبيعي است که کپي و الگوپردازي از لباس‌‌‌‌‌‌‌هاي آن‌‌‌‌‌‌‌ور آب مي‌‌‌‌‌‌‌کنند. در طراحي لباس سينما مرز خاصي هم داريد؟ يک طراح که به کارش اهميت مي‌‌‌‌‌‌‌دهد متناسب با شخصيت فيلم است که تکه‌‌‌‌‌‌‌ها و رنگ‌‌‌‌‌‌‌بندي لباس را انتخاب مي‌‌‌‌‌‌‌کند. قبول داريد سينما نه تنها موج مثبت در جامعه ايجاد نکرده بلکه گاهي موج منفي هم در جامعه به وجود آورده است... منفي يا مثبت آن را نه تأييد نمي‌‌‌‌‌‌‌کنم نه تکذيب. ولي سينماي ما به چند بخش و طيف تقسيم مي‌‌‌‌‌‌‌شود، ما فيلم‌‌‌‌‌‌‌هاي شاخص داريم که بار و ارزش هنري و معنوي دارد. بعضي از فيلم‌‌‌‌‌‌‌ها، فيلم‌‌‌‌‌‌‌هاي تجاري هستند، بعضي‌‌‌‌‌‌‌ها هم فيلم‌‌‌‌‌‌‌هاي سرگرم کننده، برخي هم طراحان شاخص، پرکار و با تجربه ندارند و بلکه طراحان لباس آن‌‌‌‌‌‌‌ها جوان هستند که هنوز به آن بالندگي نرسيده‌‌‌‌‌‌‌اند تا لباسي را طراحي کنند که داراي ارزش‌‌‌‌‌‌‌هاي خاص باشد و اين‌‌‌‌‌‌‌ها را بايد در طيف‌‌‌‌‌‌‌هاي مختلف بررسي کرد. در طراحي لباس چه‌‌‌‌‌‌‌قدر با لباس‌‌‌‌‌‌‌هاي به روز غربي آشنا هستيد تا بتوانيد در طراحي لباس ايراني و اسلامي برندسازي کنيد؟ لباس‌‌‌‌‌‌‌هاي ملي ما مشخص است و تعريف دارد، برندهاي خارجي هم مرتب در حال تغيير است چون از يک قاعده پيروي مي‌‌‌‌‌‌‌کنند و ربطي به ما ندارد و در نهايت ما در ايران داريم از آن‌‌‌‌‌‌‌ها تقليد مي‌‌‌‌‌‌‌کنيم. به طور قطع طراحان لباس شاخصي داريم که در زمينه سينما فعاليت نمي‌‌‌‌‌‌‌کنند و کارهاي خيلي خوبي انجام مي‌‌‌‌‌‌‌دهند، ولي اين که چه فرمولي پيدا کنيم که اين لباس‌‌‌‌‌‌‌هاي خيلي خوب وارد بازار شود قصه ديگري دارد، يعني طراحان لباس با شاخص کردن بخش‌‌‌‌‌‌‌هايي از لباس مي‌‌‌‌‌‌‌توانند پيشنهادهايي به مردم بدهند و آن‌‌‌‌‌‌‌ها اگر باب ميل‌‌‌‌‌‌‌شان بود مي‌‌‌‌‌‌‌توانند استفاده کنند. معتقدم احتياج به يک سري ظرافت‌‌‌‌‌‌‌هاي کلي دارد که در يک فرآيند زماني بلند مدت با آدم‌‌‌‌‌‌‌هاي اهل فن مي‌‌‌‌‌‌‌توان اين قضيه را جا انداخت. البته در بعضي از فيلم‌‌‌‌‌‌‌ها که طراحي لباس خوب انجام شده در جامعه تاثيرگذار بوده؛ به طور مثال من 16 سال پيش طراحي لباس سريال «آپارتمان» را به کارگرداني «اصغر هاشمي» بر عهده داشتم و براي نخستين مرتبه هدبندهايي را براي بازيگران زن بر اساس شغل‌‌‌‌‌‌‌هاي‌شان طراحي کردم و 2‌‌‌‌‌‌‌3 ماه بعد از پخش سريال، هدبند زير مقنعه در ميان خانم‌‌‌‌‌‌‌ها مد شد. نويسنده: مريم ضيغمي