1. جذاب ترین ها
سینما و چهره ها

نگاهی عمیق‌تر به نشانه‌های نهفته در دل مجموعه «کیمیا‎»

منبع
سينماپرس
بروزرسانی
نگاهی عمیق‌تر به نشانه‌های نهفته در دل مجموعه «کیمیا‎»
سينماپرس/ فارغ از مباحث ساختاري فيلم و برخي ضعف هاي آن، تماشاي چند قسمت از اين مجموعه تلويزيوني، نشان داد برخي سکانس‌ها و ديالوگ‌ها حاوي کدهايي هستند که اثبات مي‌کند کيميا، تمثيلي است از «انقلاب». به ديگر بيان، کيميا انقلاب است و انقلاب کيميا. سريال طولاني کيميا در مدت نمايش خود، توانست مخاطب کثيري را مقابل صفحه جادويي تلويزيون بکشاند و توجه همگان را به خود جلب کند. اين اقبال عمومي به فضاي مجازي هم راه يافت وفرصت طنزهايي انتقادي در مورد اين مجموعه را نيز فراهم آورد. آنچه درخور توجه است جذب مخاطب فراواني است که اين مجموعه به خود اختصاص داده و در اين مقال سعي بر آنست که نگاهي متفاوت از فضاي نقد رسانه اي بر اين مجموعه داشته باشيم. در مجموعه‌هاي تلويزيوني، فيلم‌هاي سينمايي و يا به طور کلي در ادبيات نمايشي، نياز به منطق درام يا منطق داستان، امري ضروري‌ست که در اين سريال اين منطق در بسياري از موارد خدشه‌دار شده: گاهي از طريق عدم منطق تصويري (خطاهايي همچون اصلاح و پرايش فرخ پس از بازگشت به ايران و يا موارد گاف‌هاي تصويري نسبت به زمان) و يا عدم منطق داستان (حضور عجيب و دور از ذهن کيميا در همه در گيري‌ها و صحنه‌ها و رخدادها)؛ تمامي اين موارد به لحاظ کمي و کيفي قابل توجه و بررسي است که البته پيرامون اين موارد نقدها و سخنان بسياري در رسانه‌هاي گوناگون منتشر شده است. اين نوشتار قصد دارد فضايي را مورد بررسي قرار دهد که مغفول مانده و شايد اين غفلت، عدم هضم خيلي از موارد نقد و عدم استقرار منطق در درام را به‌دنبال داشته است. کارگردان اين سريال، قصه را بسيار هوشمندانه، فراتر از متن و منطق داستان به تصوير کشيده و مجموعه کيميا را به مجموعه‌ دو لايه‌اي تبديل کرده که علاوه بر لايه سطحي و منطق درام، در بطن، مجموعه فضايي تمثيلي و فرامتني را نيز فراهم آورده است. آن‌چه قالب اين داستان را جذاب تر مي‌کند، کشف بطون موضوعي و مفهومي سريال کيمياست که در اين‌جا به برخي از آنها به اختصار پرداخته مي شود: کيميا به مثابه انقلاب براي مثال از نام سريال آغاز مي‌کنيم؛ کيميا، نامي برگرفته از شخصيت اول داستان است که خود تمثيل و فرامتن محسوب مي شود. اساساً چرا نام اين کاراکتر کيمياست؟ چرا اسامي ديگري چون زهرا و ليلا و ... براي اصلي‌ترين شخصيت اين داستان انتخاب نشده است؟ براي پاسخ به اين پرسش، مي‌بايست معنا و مفهوم اين عبارت را جست‌وجو کرد. کيميا «فرآيندي ارزشمند براي تبديل چيزي کم‌ارزش به گوهري گران‌بهاست» کيميا يعني جرياني مفيد و ارزشمند، فرآيندي طلايي و گران‌بها. تماشاي چند قسمت از اين مجموعه تلويزيوني، نشان داد برخي سکانس‌ها و ديالوگ‌ها حاوي کدهايي هستند که اثبات مي‌کند کيميا، تمثيلي است از «انقلاب». به ديگر بيان، کيميا انقلاب است و انقلاب کيميا. از موارد قابل استناد براي اثبات اين ادعا مي‌توان به موارد گوناگوني اشاره کرد؛ از جمله آن‌که نخست، کيميا در همه صحنه‌ها و رخدادها حضوري فعال دارد. از مبارزات اوليه تا دفاع مقدس، خط مقدم، نجات نوزاد، پشت جبهه، درگيري و جراحت شهرام، سرپرستي و حمايت از آسيب ديدگان و مظلومان (همسر شهرام، نگهداري آزاده، نگهداري از شهريار در دوره حبس مادرش)؛ ديالوگ کيميا با همسر شهرام بعد از آزادي از زندان گواه ديگري بر اين ادعاست: «کيميا: کجا مي‌خواي بري؟ منزل ما براي شما جا هست. همسر شهرام: نه، ما مقابل هم هستيم نه کنار هم، تو دختر انقلابي و من همسر يک ساواکي.» در اين سکانس کيميا يا در واقع انقلاب، سعي دارد از آسيب‌ديدگان مظلوم، حتي اگر از نزديکان سازمان امنيت هم‌ که باشند، حمايت کند که همه موارد ياد شده از آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامي است. ورق خوردن سه جلد از کتاب انقلاب کيميا، نويسنده کتابي سه جلدي است. سه جلد کتاب که در حقيقت، نماد گوياي گذشت بيش از سه دهه انقلاب اسلامي است. انقلاب يا همان کيميا، از سوي دشمنان آزار و آسيب مي‌بيند اما همچنان استوار و مقاوم مي‌ايستد. پيوند کيميا با آرش در سال‌هاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي، تمثيلي است از پيوند ناموفق انقلاب با حزب نهضت آزادي که اين حزب، ضمن دلسوزي براي انقلاب بيش‌ از هرچيز به فکر سهم‌خواهي خويش از انقلاب بودند. نام آرش نيز به عنوان يکي از نشانه‌هاي ارتباطي ميان اين تفکر و لايه عميق‌تر فيلم، نکته‌اي درخور تأمل و قابل توجه است. آرش، نامي‌ست باستاني و ملي. اسامي کاراکترهاي ديگر نيز قابل توجه است. مادر کيميا مهري که استعاره‌اي ‌است از وطن، مهر و مهرباني آن. فرخ به معناي نيک و پسنديده که در خدمت به وطن در هر دوره‌اي دريغ نکرد. نام آزاده بيان‌گر آزادگي و استواري که آرش با تغيير نام دادن آزاده به رها، سعي دارد هويت و آرمان آن‌را دست‌خوش تغيير کند؛ اگرچه در ظاهر کلمه آزاده و رها مترادف به نظر مي‌رسند اما در مفهوم و باطن، تفاوتي جدي و عميق دارند. مشفق، که از شفق و مهرباني مي‌آيد و در ظاهري مهربان و آراسته، سعي در فريب ديگران دارد و در اصل، نقطه مقابل کيميا و به مثابه دشمن انقلاب است که سعي در به يغما بردن ثروت، اندوخته‌ها و آرمان‌هاي وي دارد. مشفق در راه از بين بردن انقلاب، از هيچ کوششي دريغ نمي‌کند و سرمايه‌گذاري در رسانه و فريب نسل جديد را ابزاري براي هجمه مقابل انقلاب قرار مي دهد. مشفق نمادي است از همه مخالفين جريان تبديلي انسان‌ها به حقيقت خويش(کيميا). از سوي ديگر، حضور مشفق در پاريس نيز کنايه اي هوشمندانه است از مقر سلطنت‌طلبان، منافقين و معاندين نظام که بيش‌تر در پاريس مستقر هستند. بياني از همه ‌جوانب و شرايط روزگار اما بخش ديگري از داستان که در نگاه نخست منطقي به نظر نمي‌رسد، ارتباطات پيچ در پيچ و تو در توي افراد و اقوام است که اغراق آميز مي‌نمايد، اما هنگامي‌ که قفل‌هاي بطني فيلم گشوده مي‌شود، اين ارتباطات مفهوم مي‌يابند. به طور مثال، پس از جدايي انقلاب از نهضت آزادي، کيميا با پيمان، به مثابه شخصيتي نمادين از فردي‌که بر سر عهد و پيمان خويش با آرمان‌هاي انقلاب ايستاده، پيوند برقرار مي‌کند که عميق و عاطفي است. شغل کيميا مديري مدرسه و همسرش قاضي دادگستري است؛ حرفه آن‌ دو به دو آرمان بزرگ انقلاب يعني «تعليم و تربيت» و «ايجاد عدالت» اشاره دارد؛ حال ‌آن‌که انقلاب، درگير دست و پنجه نرم کردن با مشکلات گوناگوني از قبيل معضلات اجتماعي و درون‌سازماني است. به‌عنوان مثال، نگراني عروس کيميا و گله وي به همسرش به جهت توجه بيش‌تر کيميا به آزاده، تمثيلي از شرايط امروز است و بيان مي‌کند که انقلاب، با وجود معضلات داخلي، نگاهي برون‌مرزي براي آرمان‌خواهي و نجات آزاده از جهل و هويت درونش دارد. در پرونده‌ي قضايي مطرح شده در داستان، که اشاره‌اي به مفاسد اقتصادي مسئولين دارد، پيمان پيگير پرونده قضايي فردي است که دخترش در مدرسه کيميا محصل است. کيميا براي حل مشکل اين دختر و مادرش تلاش مي‌کند و از سوي ديگر، پيمان پيگير محاکمه پدر همان خانواده است. در منطق داستان اين امري عجيب و استثنايي به نظر مي‌رسد در حالي‌که اگر نگاهي فرامتني و بطني به اين رخداد داشته باشيم، در مي‌يابيم که نياز به اتصال خانواده مجرم با خانواده کيميا در مقام تمثيل امري بديهي، لازم و منطقي است. در مجموع، به جرأت مي‌توان گفت سريال کيميا در مقام خردورزي و نگاه نمادين نمره قبولي را دريافت مي‌کند، ضمن اين‌که اين سريال به حق اکثر مردم را به شکلي عميق به خاطرات و روزهاي آغازين انقلاب و سالهاي دفاع مقدس برده، و ياد آور آرمان‌هاي اصيل اين انقلاب و سرزمين بوده است. اما کاش عوامل اين سريال در امور سطحي و بصري دقت بيشتري صرف مي‌کردند تا بطن و عمق مفهومي اين مجموعه، قرباني گاف‌هاي ساده و گاه و بي‌گاه نشود. علي اردستاني با کانال تلگرامي آخرين خبر همراه شويد telegram.me/akharinkhabar