معضل ما فیلمنامه است/دوست دارم فیلم طنز بازی کنم اما پیشنهاد نمیدهند
فارس
بروزرسانی
فارس/ مجيد مشيري متولد 1340شيراز است و از سال 75 وارد عرصه بازيگري شده. او برخلاف نقشهاي جدي و منفي اش با روي باز و شوخي و خاطره هاي جالب به خبرگزاري ما آمد و از دغدغه نان برخي هنرمندان و بي توجهي به پيشکسوتان و سالمندان اين عرصه درد دل کرد. او مشهور شدن را آسان مي داند اما براي ماندگار شدن راهي طولاني را بر شمرد و آهسته و پيوسته رفتن تا محبوب شدن را راه صحيح هنر بازيگري دانست.
*معضل کلي ما در سينما و تلويزيون فيلمنامه است
*فيلمنامه هايتان را بر چه اساسي انتخاب مي کنيد و در اين ميان «اميد» چقدر المان انتخاب يک فيلمنامه توسط شماست؟ اينکه پايانش سياه نمايي و يأس نباشد در انتخابتان اثر دارد؟
«اميد»هميشه براي من معيار مهمي در کل زندگي محسوب مي شود. همه آدم ها بايد اميد داشته باشند، هيچ کس بدون اميد زندگي نمي کند. اصلا صرف نظر از فيلم و سريال هر فردي در اجتماع بايد به يک چيزي دل ببندد و در دلش اميد ايجاد کند حالا اميد من به عنوان يک بازيگر اين است که يک اتفاقي در سينماي ما بيفتد که مردم به اين هنر گرايش بيشتري پيدا کنند و با اقبال عمومي تري رو به رو شود.
*به نظرتان در حال حاضر فيلمنامه هايي که به شما پيشنهاد مي شود چه تفاوتي با سال هاي قبل کرده است؟ قوي تر يا ضعيف تر؟
به نظر من الان معضل کلي ما در سينما و تلويزيون فيلمنامه است. يعني اگر که ما فيلمنامه خوب داشته باشيم مردم ما پاي تلويزيون مي نشينند و البته اين را هم يادآوري کنيم که فقط نشستن کافي نيست مهم تر اينکه تلويزيون ايران و فيلم هاي ايراني مي بينند.
*فيلمنامه خوب باشد خيلي ها حاضرند در سينما سرمايه گذاري کنند
*حالا بعضي ها اعتقاد دارند که ما معضل فيلمنامه نداريم و مشکل ما امکانات است در صورتي که وقتي برخي سريال هاي ماهواره اي را مي بينيم متوجه مي شويم که خيلي امکانات ويژه اي ندارند و با فضاهاي محدود آپارتماني تا 300 قسمت مخاطب را به خود جذب مي کند.
دقيقا همين طور است .مثلا همين سريال «سلطان سليمان»(حريم سلطان) که سريال فاخر آنها محسوب مي شود تماما در فضاهاي داخلي فيلمبرداري شده و نماهاي خارجي آن پلاتو است. به نظر من مشکل سينما و تلويزيون ما فيلمنامه است .وقتي ما يک فيلمنامه خوب داشته باشيم خيلي ها هستند که حاضرند در سينما سرمايه گذاري کنند يا در تلويزيون اسپانسر شوند
*مشکل ما در سينما سرمايه نيست
*يعني سينما مشکل سرمايه ندارد؟
من فکر نمي کنم مشکل ما در سينما سرمايه گذاري باشد. سينما مشکل سرمايه ندارد. من چند وقت پيش جايي بودم و چند نفر را ديدم که دوست داشتند در سينما سرمايه گذاري کنند و از من پرسيدند کسي را مي شناسي من گفتم بله. خودم چندتا از کارهاي کارگردان هايي که دنبال اسپانسر مي گشتند را خواندم و بعد از خواندن متوجه شدم عجب چيز بيخودي است و ديگر حاضر نشدم به کسي پيشنهاد بدهم. وقتي فيلمنامه ما خوب باشد آن کسي که براي سرمايه گذاري مي آيد حتي حاضر مي شود فيلم را با پروداکشن عظيم و توليد سنگين بسازد.
*يعني ما در حال حاضر فيلمنامه نويسان خوب نداريم؟
نه. اين اصلا به اين معني نيست که ما نويسندگان خوبي نداريم بلکه آنها فکر خوبي دارند اما خوب نمي نويسند چون دغدغه نان دارند. وقتي به سينماي اروپا نگاه مي کنيم آنها در قالب work team کار مي کنند. نويسنده هايشان دغدغه نان ندارند و مي دانند در هر صورت ماهي فلان تومان مي گيرند آنها هرکدام به يکي از شهرهاي اطراف مي روند و گاهي 6ماه طول مي کشد تا ايده فيلمنامه اي به ذهنشان برسد اما در عوض بعد از اين همه مدت فيلمي توليد مي شود که حتي با صرف هزينه هاي اندک به مخاطب اجازه نمي دهد که از جايش تکان بخورد. چون قصه و ساختار دارد.
*واقعا اين رقم هايي که ميگوييد واقعي است؟!
* سرمايه در توليد يک فيلم سينمايي چقدر عادلانه توزيع مي شود و مثلا شما به عنوان بازيگر چقدر حق واقعي تان را مي گيريد؟
دستمزدهاي سينماي ما اصلا عادلانه نيست. از بازيگر گرفته تا آن کسي که به عوامل چاي ميدهد حق واقعي خود را نمي گيرند. کسي مثل آنجلينا جولي 25ميليون دلار دستمزد مي گيرد. راسل کرو 20ميليون دلار دستمزد ميگيرد در حالي که آنجا واقعا 8ساعت کار ميکنند اما اينجا ما تا 15ساعت هم کار کردهايم.
* اصلا از مقايسه سينماي ايران با سينماي هاليوود هم که بگذريم به نظرتان دستمزدهاي بازيگران داخلي عادلانه توزيع مي شود؟ مثلا ميگويند حميد فرخ نژاد براي «استرداد» 480 ميليون تومان دستمزد گرفت يا محمدرضا گلزار براي سه روز فيلمبرداري در «دموکراسي تو روز روشن» 100ميليون تومان.
اين رقمها واقعي است ؟!! تعجب ميکنم. نه ما هرگز چنين ارقامي نشنيدهايم چه برسد به اينکه بگيريم.
*پس اين ذهنيت مردم که بازيگران قشر مرفهي از جامعه هستند و دستمزدهاي آنچناني مي گيرند مورد تاييد شما نيست؟
نه اصلا. من بسياري از بازيگران مي شناسم که تا حد زيادي دغدغه نان دارند. بازيگراني که مستاجرند و آخر سال نگران پيدا کردن خانه و اسباب کشي هستند. من يک بار براي بستن قرارداد سريالي رفته بودم که قرار بود يکي از پيشکسوتان سينماي ما هم در آن بازي کند اما وقتي از او پرسيدم استاد پذيرفتيد گفت نه. زيرا رقمي را به من پيشنهاد دادند که يک صدم 50سال زحمتي که در سينما و تلويزيون کشيدم نيست. 500ميليون استثناست. اگر سينما همچنين پول هايي دارد چرا به ما نمي دهند!!
*بخاطر اينکه فکر ميکنند هنرپيشهها پولدار هستند ميوه 2 هزار توماني را به ما 10 هزار تومان مي دهند
*پس اين ذهنيت از کجا مي آيد؟
به خاطر حفظ ظاهر هنرمندان و شنيدن يکي 2مورد از اين اعداد و ارقام است. من به عنوان يک هنرمند هزينه زندگي ام بالاست. من نمي توانم اتوبوس و مترو سوار شوم. من هميشه بايد عليرغم همه مشکلاتي که حتي در خانه داشته باشم به مردم لبخند بزنم. هميشه بايد پرستيژمان را حفظ کنيم و همين باعث مي شود که مردم فکرکنند ما پولداريم. مثلا وقتي به ميوه فروشي مي رويم اگر کيلويي 2هزار تومان باشد به ما 10 هزار تومان مي دهند و اعتراضي هم نمي توانيم بکنيم چون مي گويند شما بازيگريد و پولداريد و اين پول ها پولي نيست.