1. جذاب ترین ها
سینما و چهره ها

۵ نقش‌آفرینی برتر و فراموش‌نشدنی عزت الله انتظامی

منبع
برترين ها
بروزرسانی
برترين ها/ عزت الله انتظامي قطعا يکي از سه بازيگر بزرگ و همه‌فن حريف تاريخ سينماي ايران است. پنج نقش‌آفريني برتر عزت‌ الله انتظامي به بهانه تولدش او حضوري طولاني مدت، بيش از شصت سال در عرصه تئاتر و سينما داشته است و برآيند آن يک کارنامه کاري درخشان و به‌يادماندني است. در اين مطلب پنج نقش‌آفريني برتر وي در طول اين سال‌ها از آثار قديمي‌تر تا فيلم‌هاي متاخر را مرور کرده‌ايم. «گاو» اولين نقش مهمي که عزت‌الله انتظامي با آن در سينما مطرح مي‌شود، «گاو» ساخته داريوش مهرجويي است. هرچند اين اولين نقش‌آفريني استاد نيست و پيش از اين چيزي نزديک به دو دهه فعاليت روي صحنه تئاتر و فيلم ديگري به نام «واريته بهار» (که البته نخسه‌اي از آن در دسترس نيست) داشته است، با اين فيلم نامش بر سر زبان‌ها مي‌افتد. داستان تمثيلي معروف غلامحسين ساعدي که به اينارسيون و استحاله در جوامع جهان‌سومي و استعمار انديشه مي‌پردازد، يک «مش حسن» دارد که تصويرش را در فيلم «گاو» بار‌ها ديده‌ايم و کسي حتي اگر تماشاگري، پيگير تاريخ سينماي ايران هم نباشد بي‌شک جايي آن سکانس معروف فيلم «گاو» در زيرزمين را ديده است و آن ديالوگ معروف را که استاد با جنوني حيرت انگيز آن‌را ادا مي‌کند، به‌خاطر دارد: «من مش حسن نيستم، گاو مش حسنم». «گاو» درباره اين است که کالا وارگي –به‌عنوان بارزترين نماد ليبراليسم و سرمايه‌داري- چطور مردمان جهان‌سومي را تحت سلطه خود درمي‌آورد و علاقه به سرمايه تا کجا آدمي را زبون مي‌کند که گاوش را به خود ترجيح دهد. «گاو» داستان مش‌حسن مردي است که به‌تدريج در مواجهه با استحاله خويش، خود را از ياد مي‌برد و از يک انسان به گاوش که او را بسيار دوست دارد و تنها سرمايه زندگيش است و ناگهان در حادثه‌اي از دستش مي‌دهد، تبديل مي‌شود. بازي انتظامي در اين نقش فق‌العاده است. انتظامي در درآوردن اغراق‌هايي که در بسياري از لحظات فيلم دارد که لازمه نقش است و سير رسيدن به جنون نهايي آن‌را از بازيگر مي‌طلبد تا نقش يک انسان حيوان‌نما را بازي کند، کار خود را بسيار خوب انجام داده و در عين حال توانسته است با بازي خود بر مقاصد مورد نظر مهرجويي و ساعدي در آن بازه زماني و مواضع انتقادي‌شان نسبت به حکومت شاه و از خودبيگانگي عموم جامعه نقطه تاکيد بگذارد. «دايره مينا» دومين تجربه به‌يادماندني عزت‌الله انتظامي باز هم با داريوش مهرجويي اتفاق مي‌افتد و همانقدر که محصول هوش و مهارت و ذوق هنري عزت‌الله انتظامي است، به بازيگرداني خوب مهرجويي و پرداخت ويژه شخصيت توسظ او هم ربط پيدا مي‌کند و حاصل يک تجربه گروهي است. فيلم در زمان خود سه سال توقيف مي‌شود چراکه به ماجراي خون‌هاي آلوده مي‌پردازد و نابه‌ساماني و ناکارآمدي ساختار‌هاي سازمان انتقال خون نهيب مي‌زند و وضعيت نااميدکننده و دهشتناکي از جامعه ايران به تصوير مي‌کشد. عزت‌الله انتظامي در اين فيلم در لواي بدمن بر پرده ظاهر مي‌شود و نقشي منفي را بازي مي‌کند: آقاي سامري که يک دلال خون است. جالب است که انتظامي پيش از انقلاب اسلامي، چهار تجربه همکاري با مهرجويي دارد، «گاو»، «آقاي هالو»، «پستچي» و «دايره مينا»، که در اولي آن‌ها يعني «گاو» نقشش نه مثبت و نه منفي است چراکه از جايي به بعد هوش انساني خود را کامل از دست مي‌دهد، در دو فيلم بعدي يعني «پست‌چي» و «آقاي هالو» هرچند نقش‌هايي منفي را ايفا مي‌کند، اما در «دايره مينا» رسما يک هيولا است! آقاي سامري، يکي از اوج‌هاي بازي عزت‌الله انتظامي است: يک مرد تهراني بي‌صفت و بدجنس که از توي شيشه کردن خون بقيه و نارو زدن و دو دره‌بازي به زندگي خود سروسامان مي‌دهد و طبقه اجتماعيش را عوض مي‌کند. اکت‌ها و ادا و اطوار‌هاي تهراني‌واري که انتظامي براي درآوردن نقش از خود به نمايش مي‌گذارند فوق‌العاده و به‌يادماندني است و در کنار اين، ضبط صداي سر صحنه و اينکه بازيگران همان‌موقع ديالوگ گفته‌اند و صداي واقعيشان در صحنه را مي‌شنويم، (تن‌ها قسمت‌هاي کوتاهي دوبله شده است.) به باورپذير کردن آقاي سامري کمک شاياني کرده است. «دايره مينا» هم در سينماي مهرجويي و هم در کارنامه کاري انتظامي، نمونه ويژه‌اي از سبک بازيگري «متد اکتينگ» را به‌نمايش در‌مي‌آورد و در عين حال با استفاده از زبان کوچه و بازار و اصطلاحات عاميانه و حتي فحش‌هاي مرسوم، اين‌گونه سبک پردازي در بازيگري را بومي‌سازي هم مي‌کند. احتمالا «دايره مينا» يکي از پرفحش‌ترين فيلم‌ههاي تاريخ سينماي ايران هم هست که در آن کلمات رکيک زيادي به‌خوبي و به‌جا استفاده مي‌شوند.اين نقش‌آفريني بي‌اغراق يکي از بهترين خبيث‌هاي تاريخ سينماي ايران را خلق مي‌کند. «اجاره نشين ها» بازي انتظامي در «اجاره نشين‌ها» نه تنها بهترين همکاري ميان داريوش مهرجويي و آقاي بازيگر است که بي‌اغراق مي‌تواند بهترين و به‌يادماندني‌ترين بازي کارنامه کاري او هم محسوب شود. فيلمي که به يک صورت‌بندي مثال‌زدني از وضعيت مغشوش و درهم‌ريخته طبقات مختلف اجتماعي در جامعه ايران مي‌رسد که بي‌اغراق در سينماي بعد از خود به اين شکل پويا و هيجان‌انگيز، هرگز تکرار نشده است و به همين‌خاطر مي‌توان آن‌را جز بهترين فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران هم دانست. انتظامي کاري را که در «دايره مينا» با شخصيت سامري مي‌کند، در اينجا پيچيده‌تر مي‌کند؛ تماشاگر ديگر با با يک خبيث مطلق و نفرت‌انگيز سروکار ندارد و عباس‌آقا سوپر گوشت که به‌عبارتي نقش اول فيلم هم هست و بيشترين رابطه را در فيلم با مادر خود دارد، با تلطيف همين خصلت‌هاي منفيش تبديل به شخصيت پيچيده‌تري مي‌شود. عباس آقا ترحم، دلسوزي ورحمي انساني دارد که باعث مي‌شود با شخصيتي خاکستري مواجه باشيم؛ خاکستري تيره البته! بازي انتظامي در «اجاره نشين‌ها» هم يکي از نمونه‌ترين اجرا‌هاي «متد اکتينگ» در سينماي ايران هست و خواهد بود. جويده حرف زدن، بازي پرشور، اکت‌هاي زياد و حرکات دست اين نقش‌آفريني را بسيار ويژه مي‌کند و چندسال بعدتر در «هامون» توسط خسرو شکيبايي تکميل مي‌شود. «گاو خوني» «گاو خوني» فيلم بهروز افخمي اقتباسي از داستان جعفر مدرس صادقي است که روايت داستاني و رمان‌شده‌اي از داستان کهن رستم و سهراب است؛ که چگونه نسل قبلي و رستم‌ها به‌خاطر خواسته و عقايد شخصي‌شان باعث نابودي سهراب‌ها مي‌شوند. در «گاو خوني» هم باز انتظامي نقشي کم و بيش خبيث و منفي را بازي مي‌کند؛ يکي از همان رستم‌ها. يک پدر نامهربان که تا مي‌توانسته پسرش را از خود دور کرده است. اين نقش‌آفريني در «گاو خوني» نشان مي‌دهد که کارنامه کاري انتظامي در گذر ساليان آکنده ازشخصيت‌هاي منفي لحظات شرارت‌بار و اخلاقياتي شيطاني است که در نقش‌هاي مختلف تکرار مي‌شوند. در اينجا بازي انتظامي فقيد بيشتر در نگاه و ميميک‌هاي ظريف چهره بروز پيدا مي‌کند، که ظاهري پرجذبه و ترسناک را نتيجه مي‌دهد تا تماشاگر هم مانند پسر، با پدر احساس نزديکي و صيميت نکند. او بيش از اينکه از کلام استفاده کند و در مقام يک پيشکسوت که حالا در زمان ساخت «گاو خوني» بيش از چهل سال حضور پربار در سينما ايران را پشت سر گذاشته است، با استفاده از حداقل‌ها و اکت‌هايي تقليل‌گرايانه شکل جديدي از بازي خود را رائه مي‌دهد. در اينجا انتظامي به شکلي از ايجاز مي‌رسد و اين مي‌تواند آن روي سکه شکل نقش‌آفريني او در «اجاره نشين‌ها» باشد. «ميناي شهر خاموش» «ميناي شهر خاموش» آخرين بازي انتظامي در يک فيلم جدي در نقش اصلي آن است. فيلمي از اميرشهاب رضويان که درباره مردي است که بعد از مدت‌ها به ايران و شهر کودکي‌اش برمي‌گردد و در مسير اين سفر با يکي از دوست‌هاي قديمي پدر با بازي انتظامي همراه مي‌شود.همراهي آن‌ها هم گذشته را مي‌کاود و هم فهم امروز آدم‌ها به جامعه معاصرشان را تکامل مي‌بخشد. نکته جالب بازي انتظامي در اين فيلم در ادامه همان تقليل‌گرايي «گاو خوني» قرار مي‌گيرد. اين هم يک بازي درونگرايانه است، ضمن اينکه بالا رفتن سن استاد از بيانگري و فن بيان او کاسته است و آن انرژي را باز هم به نگاه‌ها و ميميک‌هاي جزئي منتقل کرده. خصلت عاشق‌پيشگي که در «گاو خوني» حضوري بسيار کمرنگ داشت، در اينجا جان مي‌گيرد و برجسته مي‌شود و از آنجايي که عشق کمتر در کارنامه کاري آقاي بازيگر ديده مي‌شود در «ميناي شهر خاموش» جلوه‌اي درخشنده به خود مي‌گيرد. ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره