نمونه هایی از عشقهای نامتعارف در فیلم های ایرانی! (بخش دوم)
سينما تيکت/عشقهاي نامتعارف و عجيب که تعدادشان در سينماي ايران کم نبوده است هميشه براي مخاطب عشقهاي پرشور بوده که جذابيت خاصي داشته و او را به سمت همدلي بيشتر و کنجکاوي درباره سرنوشت زوج داستان سوق ميداده است.
زوج کدوم فيلم رو بيشتر دوست داشتيد؟
روز سوم (محمدحسين لطيفي)
جنگ همه چيز را نابود ميکند حتي عشق را. داستان اين فيلم، روايت عشق فواد فرمادهي عراقي و سميره دختر ايراني است. سميره و فواد تا قبل از آغاز جنگ در مدرسهاي در خرمشهر با يکديگر همکار بودند و فواد خواستگار سميره. اما با آغاز جنگ همه چيز از بين ميرود.
روسري آبي (رخشان بنياعتماد)
داستان عشق رسول مرد جاافتاده و تنهايي است و صاحب مزرعه و کارخانه از سوي ديگر نوبر کرداني، زن جواني است که سرپرستي خانوادهاش بر عهدهي اوست، نوبر در مزرعهي رسول مشغول کار ميشود و رسول آنجا او را ميبيند و دلبسته او ميشود اما در اين ميان مشکلاتي مثل اختلاف سن و اختلاف طبقاتي آن دو وجود دارد.
به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتميکيا)
داستان اين عشق کمي رنگ و بوي سياسي دارد. هوشنگ مامور امنيتي است که براي يافتن شفق عازم ماموريتي ميشود در آنجاست که او با ارغوان آشنا ميشود و به او دل ميبازد. اما مشکل اينجاست ارغوان دختر شفق است.



















