برترین ها/انتشار تصویری از جمعی از دانشآموختگان دانشگاه صنعتی شریف در سیلیکونولی آمریکا، بار دیگر بحث قدیمی مهاجرت نخبگان و خروج نیروهای متخصص از ایران را به صدر توجهات آورد. این تصویر که در فضای مجازی بازنشر گستردهای پیدا کرده، برای برخی کاربران نمادی از فرصتهای از دسترفته و تداوم مهاجرت فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر کشور است؛ در حالی که گروهی دیگر، نگاه متفاوتی به مفهوم «نخبگی» و مسیر حرفهای مهاجران دارند.
در واکنش به این تصویر، برخی کاربران از حضور تعداد قابل توجهی از فارغالتحصیلان شریف در یکی از مهمترین قطبهای فناوری جهان ابراز نگرانی کرده و آن را نشانهای از ادامه روند مهاجرت نیروهای متخصص دانستهاند. اما در مقابل، توییتی از کاربری با نام «سخنگوی وحشی» با زاویهای متفاوت مورد توجه قرار گرفت؛ کاربری که با نقد نگاه رایج درباره مهاجرت نخبگان، معتقد است صرف حضور در شرکتهای بزرگ فناوری و داشتن یک زندگی حرفهای موفق، الزاماً به معنای «نخبه بودن» نیست.
این دیدگاه، بحث تازهای را درباره تعریف نخبگی، تفاوت میان نیروی متخصص و فرد اثرگذار، و اینکه آیا مهاجرت همه نیروهای تحصیلکرده را باید به عنوان «فرار مغزها» تعبیر کرد یا نه، در فضای مجازی شکل داده است. البته بسیاری دیدگاه این کاربر را مغرضانه قلمداد کردند و به مخالفت برخاستند. در ادامه با مرور محتوای این توییت، بخشی از واکنشها و نگاههای متفاوت کاربران به این ماجرا را مرور میکنیم.
سخنگوی وحشی نوشت: "عکسی دیدم که آن را منتسب به دانشجویان شریف میدانند و دوباره عدهای مشغول مرثیهسرایی برای «فرار نخبگان» شدهاند. بعد از سالها زیست و مواجهه مستقیم با جامعه مهاجر ایرانی در سیلیکونولی، باید حقیقت تلخی را بگویم: اکثریت قاطع این افراد پس از مهاجرت و پایان تحصیل، تبدیل به کارمندان معمولی شرکتهای بزرگ میشوند. خانه و ماشینی به اقساط میاورند، و همیشه منتظر آخر هفتهها برای دورهمی هستند. این افراد اگر در ایران هم میماندند، دقیقاً همان کارمندان شرکتهای دولتی، خصولتی یا خصوصی میبودند. کارمند بودن هیچ اشکالی ندارد، اما اسم این «نخبگی» یا «فرارمغزها» نیست. نخبه فردی است مؤلف، نه مصرفکننده. نخبه کسی است که تصمیم قاطع (Determined) برای تغییر بنیادین در محیط و جامعه خود دارد و سختی ساختن را به جان میخرد. کارمندی در شرکتهای بزرگ شاید رفاه و درآمد سرشاری بدهد، اما کسی که آرامش کارمندی را انتخاب کرده حتماً نخبه نیست، و اتفاقاً چه بهتر که مهاجرت کرده است. کسی که زیاد کارمندی میکند و تصمیمات سخت نمیگیرد ساده لوح میشود. بعضی هم ابله میشوند و فکر میکنند دیگری میآید و به کشورشان حمله میکند و دو دستی کشور آزاد تقدیمشان میکند. تازه میتواند بیشتر این حماقت را ادامه دهد…"
نگاه کاربران که اغلب موافق این نگاه نیستند!
سعید در پاسخ به این کاربر نوشت: فرض کنیم تعریف شما از "نخبه" درست. اون دسته از بچههایی که از دانشگاههای خوب ایران فارغالتحصیل شدن و بعد در یکی از ده دانشگاه اول امریکا فوق یا دکترا گرفتهاند و بعد هم مَشغول کار در امریکا، اونها رو چی صدا میکنید؟ فرار همونها را دریابید بجای نوشتن با لحن لج و کوتهبینی! :)
نینجا نوشت: دولتهای اروپایی و آمریکا برای تحصیل هر فرد از دبستان تا لیسانس، درحدود ۸۰۰هزار دلار هزینه میکنن؛ سالانه حدود ۱۰۰هزار نفر از ایران مهاجرت میکنن. اگه فقط نصف این افراد به این کشورها برن، یعنی سالی ۴۰میلیارد دلار نیروی کار رایگان تقدیمشون میشه؛ معادل درآمد سالانهی نفت ایران!
مهسا که البته متفاوت نوشته: آدمها دو دستهاند، سازنده و مصرف کننده. مهاجران قطعا از نوع سازنده نیستند، مصرف کننده دستاوردهای کسانی هستند که پیش از آنها تلاش بسیاری کرده و هزینه زیادی برای ساختن دادهاند. و این نخبگی نیست، انتخاب راه راحت برای زیستن معمولی است.
داوود در مخالفت با سخنگوی وحشی: هر نخبهای لزوما مولف نیست. هر نخبهای نیاز به گرفتن تصمیم قاطع برای تغییر بنیادین ندارد. نخبه ها هم خانه و ماشین قسطی میخرند و اخر هفته منتظر دورهمی میمانند. از یک عکس و تجربه شخصی در سیلیکونولی، به یک حکم کلی درباره «اکثریت قاطع» مهاجران ایرانی میرسید؟ متن مملو از سوگیری است!
فرید هم معتقد است این توییت مغرضانه بوده: این توئیت سرشار از کینه و حسادت است. هستند کسانی که کارمند هستند و ثبت اختراع های بسیار به اسم خود و شرکت مربوطه دارند. قرار نیست تمام نخبگان شرکت ثبت کنند. از دید این موجود احتمالن تمام محققین ابله هستند چون بجای تاسیس آزمایشگاه در لابراتوارهای شرکتهای بزرگ مشغول تحقیق اند.
و سامی: حرفتون درست ولی خیلی ها رو میشناسم که اومدن ایران، به هر دری زدن که نوآوری کنن و باعث پیشرفت کشورشون بشن ولی مافیا بازی یه عده ای باعث شد که لنگ یه قرون دوزار بشن و از سر اجبار برای تامین مخارج زندگی دوباره مهاجرت کنن و بعضا با شروع جنگ رمضان باز به ایران برگشتن.
















