خراسان/ دخترم ۱۸ ساله شده و اوضاع اقتصادی و اجتماعی خوبی داریم اما به گذشته فکر میکنم و اینکه چرا برایش وقت نگذاشتم و به تفریحات و علایقش اهمیت ندادم، عذاب وجدان دارم که مادر خوبی نبودم. با این افکارم چه کنم؟
مخاطب گرامی، احساسی که تجربه میکنید، یکی از عمیقترین و انسانیترین تجربههای مادری است. این احساس، ریشه در «عشق» دارد؛ شما چون او را دوست دارید، اکنون که شرایط فراهم شده، از اینکه در گذشته نتوانستهاید بهترینها را به او بدهید، رنج میکشید. چند گام رویکردی و روانشناختی پیشنهاد میشود:
۱ تفکیک میان «توانایی» و «اراده»
بزرگ ترین خطای ذهنی این است که فکر میکنید «نخواستید» یا «بیتوجه بودید»، در حالیکه واقعیت این است که «نتوانستید». زمانیکه شرایط اقتصادی سخت بوده، تمام توان ذهنی و انرژی شما صرف بقا شده است. وقتی مغز درگیر حل مسئله«چطور فردا نان شب را فراهم کنیم؟» باشد، بخشهای مربوط به خلاقیت، تفریحات و حضور عاطفی بدون استرس، به طور خودکار در اولویت دوم قرار میگیرند. شما در آن زمان، «مادر درگیرِ بقا» بودید، نه «مادر بیعاطفه».
۲ پذیرش «مادریِ واقعگرایانه» به جای «مادریِ ایدهآل»
ما در رسانهها و شبکههای اجتماعی، تصویری از مادری میبینیم که همیشه لبخند میزند، تفریحات لوکس ترتیب میدهد و همیشه حضور دارد. این یک تصویر ایدهآل و غیرواقعی است. واقعیت این است که مادری که در سختیها ایستاده تا فرزندش امروز در موقعیت بهتر قرار بگیرد، خودش در حال انجام یک خدمت بزرگ بوده است. شما با تحمل آن سختیها، «امنیت» را برای او فراهم کردید حتی اگر آن امنیت، از نوع تفریحات یا بازیهای گرانقیمت نبود، اما همان سنگبنای زندگی امروز اوست.
۳ تغییر نگاه از «گذشته» به «اکنون»
عذابوجدان شما مانند یک لنگر است که شما را در گذشته نگه داشته و مانع از لذت بردن از امروز میشود. تلاش برای تغییر دادن گذشته با فکر کردن، فقط باعث فرسودگی شما میشود. دختر شما اکنون ۱۸ ساله و در آستانه ورود به بزرگسالی است. او به جای اینکه به دنبال «مادری که در گذشته تفریح میبرد» باشد، به «مادری که اکنون در کنار اوست و او را در بزرگسالی درک میکند»، نیاز دارد.
۴ گفت وگو با دخترتان
گاهی اوقات، آنچه ما در ذهن خود به عنوان «شکست» میبینیم، در نگاه فرزندمان کاملاً متفاوت است. ممکن است او اصلاً از آن دوران گلایه نداشته باشد و حتی قدرت را از مبارزات شما درک کرده باشد.
۵تمرین شفقت با خود
با خودتان مثل یک دوست صبور رفتار کنید. اگر دوستی میآمد و با گریه میگفت: «من در سختیها فرزندم را بزرگ کردم اما نتوانستم او را به تفریح ببرم»، آیا شما به او میگفتید «تو مادر بدی هستی»؟ قطعاً خیر. شما به او میگفتید: «تو قهرمان بودی که در آن شرایط دوام آوردی.»
عذاب وجدان دارم که مادر خوبی نبودم!
1405/06/21 - 08:50
356
1405/06/21 - 08:50
















