چرا مغز دشمنان را بهتر از دوستان به یاد می‌آورد؟

چرا مغز دشمنان را بهتر از دوستان به یاد می‌آورد؟چرا مغز دشمنان را بهتر از دوستان به یاد می‌آورد؟
2
0
20
1405/06/27 - 12:00
0
1405/06/27 - 12:00

آخرین خبر/ ذهن ما دائماً در حال ساختن نقشه‌هایی از روابط اجتماعی‌مان است، و به نظر می‌رسد دشمنان یا افراد مخالف، تأثیر قوی‌تری نسبت به دوستان روی این نقشه‌ها می‌گذارند.

ما به یاد می‌آوریم چه کسی به چه کسی اعتماد دارد، چه کسی برای نفوذ و جایگاه رقابت می‌کند و چه کسی ممکن است علیه فرد دیگری قرار بگیرد.

یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که تضاد و دشمنی ممکن است یکی از قوی‌ترین نشانه‌ها در این نقشه‌های ذهنی روابط باشد.

در این پژوهش، ۲۱ دانشجوی دانشگاه شرکت کردند که قبلاً سریال تلویزیونی درام Suits را ندیده بودند.

قبل از تماشای سریال، آن‌ها وارد دستگاه اسکن مغز شدند و تصاویر هشت شخصیت اصلی را مشاهده کردند.

بعد از تماشای شش قسمت از سریال، دوباره اسکن مغزی انجام شد و از آن‌ها خواسته شد هر جفت از شخصیت‌ها را بر اساس:

میزان قدرت رابطه آن‌ها
و اینکه رابطه‌شان دوستانه است یا خصمانه

ارزیابی کنند.

نتایج نشان داد که فقط چند ساعت داستان‌گویی می‌تواند نحوه واکنش مغز به چهره‌های ناآشنا را تغییر دهد.

روابط خصمانه، الگوهای عصبی واضح‌تری نسبت به روابط دوستانه ایجاد کردند.


ذهن فقط افراد را ذخیره نمی‌کند؛ روابط را ذخیره می‌کند

قبل از تماشای سریال، شرکت‌کنندگان هیچ شناختی از شخصیت‌ها نداشتند.

اما بعد از شش قسمت، همان تصویر یک چهره دیگر فقط یک چهره نبود؛ بلکه همراه خود یک داستان اجتماعی داشت:

سابقه وفاداری
جاه‌طلبی
خیانت
درگیری
یا همکاری

واکنش مغز به شخصیت‌ها بعد از اینکه شرکت‌کنندگان داستان آن‌ها را یاد گرفتند، متفاوت‌تر و مشخص‌تر شد.

هر شخصیت جایگاه واضح‌تری در یک نقشه اجتماعی درونی پیدا کرد.

این موضوع نشان‌دهنده نحوه کار شناخت اجتماعی در زندگی روزمره است.

ما معمولاً افراد را جدا از روابطشان درک نمی‌کنیم؛ بلکه آن‌ها را به شکل‌های مختلف می‌شناسیم:

یک دوست
یک رقیب
یک متحد
یک فرد غریبه
یا یک تهدید



در بیشتر تاریخ بشر، این توانایی برای زندگی در جوامع کوچک بسیار مهم بوده است.

بقا به این وابسته بود که بدانیم چه کسی با چه کسی رابطه دارد و شبکه اجتماعی اطرافمان چگونه کار می‌کند.

زندگی مدرن ما را با شبکه‌های بسیار بزرگ‌تری روبه‌رو کرده است، اما ذهن هنوز تلاش می‌کند این پیچیدگی اجتماعی را به یک نقشه قابل فهم تبدیل کند.



مغز چگونه این نقشه اجتماعی را می‌سازد؟

این پژوهش نشان می‌دهد که واضح‌ترین تغییرات زمانی دیده شدند که شرکت‌کنندگان شخصیت‌هایی را مشاهده کردند که رابطه‌ای خصمانه با هم داشتند.

الگوهای فعالیت در بخش‌هایی از نواحی پیشانی و آهیانه‌ای مغز، بعد از تماشای سریال، بیشتر منعکس‌کننده دشمنی و تضاد بین شخصیت‌ها شد.

این بخش‌های مغز به ما کمک می‌کنند:

انگیزه‌های دیگران را درک کنیم.
از دیدگاه فرد دیگری به موضوع نگاه کنیم.
رفتارهای اجتماعی را ارزیابی کنیم.
رابطه بین افراد را تحلیل کنیم.

یافته‌ها نشان می‌دهند که این بخش‌ها احتمالاً در سازمان‌دهی روابط اجتماعی منفی نیز نقش دارند.


چرا دشمنی چنین جایگاه ویژه‌ای در ذهن دارد؟

چون تضاد نیاز به پیش‌بینی دارد.

وقتی کسی با فرد دیگری در تعارض است، مغز باید دائماً بررسی کند:

چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟
طرف مقابل چه کاری انجام خواهد داد؟
آیا این رابطه تغییر خواهد کرد؟

به همین دلیل، ذهن ممکن است رقابت و دشمنی را با وضوح بیشتری نسبت به دوستی در حافظه ثبت کند.

چون یک رابطه خصمانه می‌تواند معنای کل شبکه اجتماعی را تغییر دهد.



داستان‌ها چگونه مغز اجتماعی ما را آموزش می‌دهند؟

اما این نقشه‌های ذهنی فقط از تجربه مستقیم ساخته نمی‌شوند.

شرکت‌کنندگان هرگز شخصیت‌های سریال را از نزدیک ندیده بودند، اما مغزشان باز هم تصویر دقیقی از روابط آن‌ها ساخته بود.

داستان‌ها به انسان اجازه می‌دهند زندگی اجتماعی را تمرین کند، بدون اینکه مجبور باشد تمام خطرهای آن را شخصاً تجربه کند.

یک سریال، یک جامعه مصنوعی را در چند ساعت فشرده می‌کند.

بیننده می‌بیند:

اتحادها چگونه شکل می‌گیرند.
رازها چگونه پخش می‌شوند.
رقابت‌ها چگونه شدید می‌شوند.

خطرها متعلق به شخصیت‌های داستان هستند، اما فعالیت ذهنی متعلق به مخاطب است.



این موضوع شاید توضیح دهد چرا انسان‌ها این‌قدر زمان زیادی را صرف داستان‌ها می‌کنند.

رمان‌ها، فیلم‌ها، تئاتر، شایعات و افسانه‌ها همگی نوعی شبیه‌سازی از واقعیت اجتماعی هستند.

آن‌ها به ما یاد می‌دهند:

انگیزه دیگران را دنبال کنیم.
خیانت را پیش‌بینی کنیم.
تصمیم بگیریم به چه کسی اعتماد کنیم.

مغز برای هر فرد یک داستان می‌سازد

مغز همچنین به نظر می‌رسد که برای هر شخصیت، تاریخچه‌ای غنی‌تر ایجاد می‌کند.

بخش دیگری از مغز بعد از تماشای سریال فعال‌تر شد؛ ناحیه‌ای به نام پیش‌گوه (Precuneus).

این بخش در مواردی مانند:

حافظه
فکر کردن درباره خود

تصور دنیای درونی دیگران

نقش دارد.

بعد از اینکه بینندگان داستان هر شخصیت را یاد گرفتند، یک چهره می‌توانست صحنه‌ها، نیت‌ها، تصمیم‌ها و احساسات مرتبط با آن فرد را در ذهن فعال کند.

وقتی یک داستان به کسی گذشته و تاریخچه می‌دهد، مغز دیگر آن چهره را فقط یک تصویر نمی‌بیند؛ بلکه آن را دریچه‌ای به مجموعه‌ای از اطلاعات و تجربه‌ها می‌داند.



داستان‌هایی که به یاد می‌مانند

این یافته‌ها فقط درباره تلویزیون نیستند.

بسیاری از افراد تصور می‌کنند تضاد نشانه شکست در روابط اجتماعی است.

اما در واقع، مخالفت و دشمنی می‌توانند گروه‌ها را به اندازه همکاری سازمان‌دهی کنند.

مغز ممکن است این تقسیم‌بندی‌ها را مفید بداند، چون عدم قطعیت را کاهش می‌دهند.

یک دنیای اجتماعی پیچیده وقتی شامل خطوط مشخصی از:

وفاداری
دشمنی
همکاری
رقابت

باشد، برای ذهن آسان‌تر قابل درک می‌شود.



اما یک میانبر ذهنی مفید می‌تواند تبدیل به یک مشکل شود.

وقتی ذهن از دشمنی به عنوان یک نشانه اصلی استفاده می‌کند، ممکن است اطلاعات جدید را هم بر اساس همان دشمنی سازمان‌دهی کند.

این روند می‌تواند باعث ادامه پیدا کردن:

کینه‌ها
دو قطبی شدن‌ها
و تعارض‌های قدیمی

شود.

همان توانایی‌ای که به ما کمک می‌کند خطرهای اجتماعی را تشخیص دهیم، ممکن است ما را در تقسیم‌بندی‌های قدیمی گرفتار کند.



شاید به همین دلیل است که داستان‌ها پر از دشمن هستند و چرا تعارض‌ها مدت‌ها بعد از فراموش شدن لحظات آرام، در ذهن باقی می‌مانند.

مغز انسان فقط افرادی را که ملاقات می‌کند ثبت نمی‌کند.

بلکه آن‌ها را در یک دنیای اجتماعی مرتب می‌کند؛ و دشمنی و تضاد ممکن است یکی از واضح‌ترین نقاط این نقشه ذهنی باشند

خبرنگار فاطمه ایزدی

منبع Psychology Today

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده