خراسان/ نگاهی روانشناختی به مرز میان استقلال فرزند، نگرانی والدین و کنترلهای ناخواسته
یکی از جملههایی که بسیاری از والدین همیشه تکرار میکنند این است: «فرزندم دیگر به حرف من گوش نمیدهد.» و حتی این جمله با گلایههای دیگری همراه میشود: «هرچه میگویم، برعکسش را انجام میدهد»، «اصلاً ما را درک نمیکند»، «نسل جدید خیلی متفاوت شده» یا «دیگر نمیدانم چطور باید با فرزندم رفتار کنم». اما آیا مسئله واقعاً این است که فرزندان «حرفشنوی ندارند»؟ یا اینکه رابطه والد و فرزند وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان با همان شیوههای گذشته آن را مدیریت کرد؟
«گوش ندادن» همیشه لجبازی نیست
بخش مهمی از اختلاف میان والدین و فرزندان، بهویژه در دوره نوجوانی و جوانی، به یک نیاز طبیعی در فرزند مربوط است: نیاز به استقلال. فرزند در سالهای کودکی به والدین وابستگی بیشتری دارد و طبیعی است که والد تعیین کند چه کاری درست یا نادرست است. اما با ورود به نوجوانی و سپس جوانی، فرزند به تدریج میخواهد خودش انتخاب کند، نظر بدهد، تجربه کند و مسئولیت تصمیمهایش را بر عهده بگیرد. بنابراین چیزی که از نگاه والد ممکن است «لجبازی» یا «گوش ندادن» به نظر برسد، تلاش فرزند برای ساختن هویت مستقل خودش است.
اختلاف بر سر انتخاب یا یک مسئله بزرگتر؟
یکی از اشتباهات رایج این است که والدین همچنان با فرزند جوان مانند یک کودک رفتار میکنند؛ برای او تصمیم میگیرند، دائم نصیحت میکنند، درباره انتخابهایش سؤالهای مکرر میپرسند یا تصور میکنند چون تجربه بیشتری دارند، پس فرزند باید بدون بحث نظر آن ها را بپذیرد. اما تجربه والدین همیشه به معنای پذیرش آن تجربه از سوی فرزند نیست. ممکن است والد با نیت مراقبت بگوید: «من بیشتر از تو میفهمم، چون این مسیر را رفتهام.» اما فرزند ممکن است این جمله را اینگونه دریافت کند: «تو هنوز آنقدر بزرگ نشدهای که برای زندگی خودت تصمیم بگیری». اینجاست که اختلافی که در ظاهر درباره انتخاب رشته، شغل، ازدواج، دوستان، پوشش یا سبک زندگی است، در عمق خود تبدیل میشود به یک مسئله مهمتر: چه کسی حق دارد برای زندگی من تصمیم بگیرد؟
نگرانی چطور به کنترل تبدیل میشود؟
از طرف دیگر والدین هم حق دارند نگران شوند اما مشکل زمانی آغاز میشود که نگرانی به کنترل تبدیل شود و کنترل به تعارض. فرزند بیشتر مقاومت میکند، والد بیشتر فشار میآورد، فرزند فاصله میگیرد و والد برای نزدیک نگه داشتن او، کنترل بیشتری اعمال میکند. این چرخه میتواند به مرور رابطهای ایجاد کند که در آن هر دو طرف احساس کنند دیگری آنها را نمیفهمد.
چطور با او حرف بزنم؟
اولین قدم، تغییر یک سؤال است. به جای این که والد دائم از خود بپرسد: «چطور کاری کنم فرزندم به حرف من گوش بدهد؟» بهتر است بپرسد: «چطور کاری کنم فرزندم بتواند با من درباره تصمیمهایش صحبت کند؟»
اگر هدف فقط حرفشنوی باشد، رابطه به سمت قدرت و کنترل میرود؛ اما اگر هدف گفتوگو باشد، زمینه اعتماد شکل میگیرد. والدین لازم است قبل از ارائه راهکار، بیشتر گوش کنند. گاهی فرزند به نصیحت نیاز ندارد؛ میخواهد احساس کند نگرانی، انتخاب یا تجربهاش دیده و فهمیده شده است. شنیدن به معنای تأیید همه رفتارهای فرزند نیست. میتوان گفت: «من با تصمیم تو موافق نیستم، اما میخواهم بفهمم چرا این تصمیم برایت مهم است.»
مرزبندی با کنترل فرق دارد
همچنین بهتر است والدین بین مرز و کنترل تفاوت بگذارند. مرز یعنی مشخص کردن این که «من در چه چیزی مسئولم و چه رفتاری را میپذیرم». کنترل یعنی تلاش برای مدیریت تمام انتخابها و رفتارهای دیگری. در رابطه با فرزندان جوان، به جای تمرکز دائمی بر اشتباهات، بهتر است مسئولیتپذیری نیز به آن ها واگذار شود. کسی که هیچگاه فرصت تصمیم گرفتن و تجربه پیامدهای انتخابهایش را نداشته، چگونه قرار است در بزرگسالی فردی مستقل و مسئول باشد؟ نسل جوان امروز با دنیایی متفاوت از نسل والدین خود بزرگ شده است. سرعت تغییرات اجتماعی، فناوری، نوع ارتباطات و نگاه به شغل، رابطه و سبک زندگی، فاصله تجربههای دو نسل را بیشتر کرده است. بنابراین شاید هدف این نباشد که یکی از دو نسل ثابت کند «حق با اوست».
قرار نیست یکی از دو نسل برنده باشد
رابطه سالم زمانی شکل میگیرد که والد بتواند از جایگاه «کسی که همیشه جواب را میداند» کمی فاصله بگیرد و به جای آن، نقش یک همراه باتجربه را بپذیرد؛ کسی که میتواند نظر بدهد، نگرانیاش را بیان کند و حتی مخالفت کند،اما در نهایت به تدریج به فرزند اجازه میدهد زندگی خودش را نیز تجربه کند. بزرگترین تغییری که برای بهتر شدن رابطه با فرزند لازم است، تغییر رفتار فرزند نیست؛ تغییر شیوه ارتباط والد با اوست.زیرا هدف نهایی تربیت، ساختن فرزندی نیست که همیشه به حرف ما گوش بدهد؛ هدف، کمک به رشد انسانی است که بتواند فکر کند، انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد و در عین استقلال، همچنان بتواند با والدین خود رابطهای امن و محترمانه داشته باشد.
او به من گوش نمیدهد یا مستقل شده؟
1405/06/30 - 08:44
198
1405/06/30 - 08:44
















