هنر عبور از مسئله

هنر عبور از مسئلههنر عبور از مسئله
0
0
6.5K
1405/08/04 - 08:30
92
1405/08/04 - 08:30

خراسان/ برای عبور از یک مسئله، فقط یافتن راه‌حل کافی نیست؛ باید یاد بگیریم چه زمانی فکر کردن به آن را متوقف کنیم 
نویسنده: زهرا فولادی | کارشناسی ارشد روان‎شناسی

حل مسئله یکی از مهارت‌های مهم زندگی است؛ اما همیشه به این معنا نیست که پس از یافتن راه‌حل، بتوانیم به‌راحتی از آن عبور کنیم. گاهی با این‌که برای برطرف کردن یک مشکل اقدام کرده‌ایم و به نتیجه رسیده‌ایم، همچنان ذهنمان درگیر آن موضوع باقی می‌ماند. ممکن است بارها به تصمیم‌هایمان فکر کنیم، از نتیجه به‌دست‌آمده رضایت نداشته باشیم یا احساس کنیم هنوز کاری باقی مانده است که باید انجام دهیم. در چنین شرایطی، شناخت عواملی که ما را درگیر یک مسئله نگه می‌دارند، می‌تواند به ما کمک کند تا بهتر با مشکلات مواجه شویم و به‌موقع از آن‌ها عبور کنیم:

۱ فرار از اضطراب به‌جای حل مسئله
وقتی با موقعیتی ناراحت‌کننده روبه‌رو می‌شویم، گاهی به‌جای حل مسئله، سعی می‌کنیم از احساسات ناخوشایندی مانند اضطراب و ترس فرار کنیم. این اجتناب همیشه به شکل دوری کردن آشکار نیست؛ گاهی ممکن است خود را به شکل اهمال‌کاری، کمال‌گرایی یا سرگرم کردن بیش از حد خود با کارهای مختلف نشان دهد. برای مثال، ممکن است انجام کاری را به تعویق بیندازیم، چون از شکست می‌ترسیم، یا آن‌قدر درگیر بی‌نقص انجام دادن آن شویم که هرگز شروعش نکنیم. این رفتارها شاید در کوتاه‌مدت اضطراب ما را کاهش دهند، اما لزوماً مسئله را حل نمی‌کنند. در حل مسئله، برای تغییر شرایط و پیدا کردن راهکار مناسب اقدام می‌کنیم، اما در رفتار اجتنابی، بیشتر تلاش می‌کنیم از احساسات ناخوشایند ناشی از مسئله دور شویم. درنتیجه، ممکن است با وجود آرامش موقت، نگرانی‌ها دوباره بازگردند و مسئله همچنان حل‌نشده باقی بماند.

۲ چرا نتیجه خوب کافی نیست؟
 ممکن است برای حل یک مسئله اقدام کرده باشیم، اما نتوانیم آن را رها کنیم؛ چون نتیجه به‌دست‌آمده با انتظارات ما مطابقت ندارد. ممکن است تصمیم درستی گرفته باشیم، اما همچنان از پیامدهای آن راضی نباشیم یا احساس کنیم می‌توانستیم انتخاب بهتری داشته باشیم. در چنین شرایطی، ذهن ما به‌جای پذیرفتن نتیجه، همچنان به دنبال راهی می‌گردد تا اتفاقات را به شکل دلخواه خود تغییر دهد. برای مثال، ممکن است بعد از انتخاب یک مسیر تحصیلی یا شغلی، با وجود منطقی بودن تصمیم‎مان، خودمان را با افرادی مقایسه کنیم که مسیر دیگری را انتخاب کرده‌اند و از خود بپرسیم آیا انتخاب بهتری هم وجود داشته است یا نه. این مقایسه  باعث می‎شود حتی پس از حل شدن مسئله، همچنان احساس نارضایتی کنیم. برای عبور از چنین شرایطی، لازم است بپذیریم که حل مسئله همیشه به معنای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن نیست؛ گاهی کافی است تصمیمی متناسب با شرایط و امکانات خود بگیریم و مسئولیت انتخابمان را بپذیریم، بدون این‌که مدام خودمان را با احتمال‌های تحقق‌نیافته درگیر کنیم.

۳ چه زمانی باید پرونده مسئله را ببندیم؟
حل مسئله فقط به تصمیم‌گیری و اقدام محدود نمی‌شود؛ بخش مهمی از آن، پذیرفتن نتیجه و پایان دادن به تلاش برای تغییر چیزی است که دیگر در کنترل ما نیست. ممکن است برای حل مشکلی تلاش کرده باشیم، تصمیم لازم را گرفته باشیم و حتی به نتیجه مناسبی رسیده باشیم، اما همچنان ذهنمان را درگیر آن نگه داریم؛ چون به خودمان اجازه نمی‌دهیم پرونده آن موضوع را ببندیم. برای مثال، ممکن است پس از یک اشتباه، آن را جبران کرده باشیم و درس لازم را گرفته باشیم، اما همچنان احساس کنیم باید بارها به آن فکر کنیم تا مطمئن شویم دیگر تکرار نخواهد شد. درحالی‌که فکر کردن مداوم، تضمینی برای جلوگیری از اشتباهات آینده نیست. آنچه به ما کمک می‌کند از مسئله عبور کنیم، این است که تجربه را به فرصتی برای یادگیری تبدیل کنیم، سهم خود را در حل آن انجام دهیم و بپذیریم که نمی‌توانیم تمام اتفاقات آینده را پیش‌بینی یا کنترل کنیم. حل مسئله زمانی کامل می‌شود که تشخیص دهیم دیگر نیازی به ادامه دادن آن نداریم.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده