آشنایی با هنر ستاره دوزی

منبع
جام نيوز
بروزرسانی
جام نيوز/ در نقش بيستون کرمانشاه ، يک ستاره هشت پر درون دايره بالاي کلاه تقريبا استوانه‌اي شکل فروهر ديده مي‌شود که همين نقش هم در تاج کنگره‌دار زيبايي که برسر داريوش است،‌ ديده مي‌شود. شايد بدين وسيله داريوش ، اهورايي بودن خود را نشان مي‌دهد . در سوزن دوزي ممقان در درون دايره اي که ماه نام گرفته ، نقشي ديده مي شود که در فرهنگ ايراني به نام ستاره هشت پر يا شمسه معروف است . با توجه به اينکه ترسيم اين ستاره به همراه طراحي نقش ماه صورت مي گيرد و از آن جدا نيست بنابراين از توضيح دوباره در اين مورد خودداري مي کنيم و فقط به خود اين فرم و پيشينه تاريخي آن مي پردازيم : نقش ستاره ( شمسه) از گذشته هاي دور در هنر و معماري ايراني و اسلامي کار برد فراوان داشته است از زمان پذيرش دين مبين اسلام در ايران و شيوع آن ، تحريم نقاشي و مجسمه سازي در اين دين هرگز باعث توقف ذوق هنري ايرانيان نشد. استفاده از نقوش هندسي که گاه بصورت منفرد و گاه با تکرار آن صورت مي گرفت ، راهي مناسب در اين مسير بود . اين امر چنان استادانه صورت گرفت که در اندک زماني اين نقوش به عالي ترين درجه در زيبايي و هماهنگي رسيدند . ديري نپاييد که اين فرم ها راه خويش را به درون مساجد و اماکن متبرکه نيز گشودند و چنان با فضا و معماري آن عجين گشتند که هر جا که اسلام رفت اين نقوش نيز به همراه آن اشاعه يافتند . نامگذاري اين نقوش با نام نقوش «اسليمي» بخوبي بيانگر اين قضيه است . اين نقوش که برخي از آنان قدمتي بسيار بيش از اسلام دارند ، بعد از آن چنان پالايش شده و متناسب با روح معنوي و اعتقادي اين دين بزرگ در آمدند که بزودي در پهنه گسترده سرزمين هاي اسلامي در معماري و ساير هنر ها مورد استفاده قرار گرفتند. در اين ميان نقش ايرانيان از اهميت فوق العاده اي برخوردار بوده است . با توجه به اينکه هنر اعراب ، بخصوص در عربستان ، در شعر و دست ساخته هاي ساده مورد استفاده در زندگي روزمره همچون بتها و غيره ، خلاصه مي شد ،خود بخود در ديگر زمينه هاي هنري ، چندان حرفي براي گفتن نداشته اند و آنچه که قالب هنر اسلامي به خود گرفت و باعث رونق آن گرديد ، همانا هنر ديگر ممالک اسلامي و خاصّه ايران بود که در آن زمان پهنه وسيع جغرافيايي ، بسيار گسترده تر از مرز هاي کنوني آن، را شامل مي شد. اگر نگاهي دقيق تر به نقش ستاره در سوزن دوزي ممقان داشته باشيم ، متوجه شباهت زياد آن با يکي از ديرينه ترين و معروف ترين نقوش ايران باستان يعني « گل لوتوس » در تخت جمشيد مي شويم . در تخت جمشيد به وفور از گلهاي دوازده پر لوتوس استفاده شده است . اين نقوش گذشته از شادابي و طراوتي که در خود داشته اند ، احتمالاً نمودار دوازده ماه سال و دوازده برج فلکي بوده اند . نظر به اينکه امپراتوري هخامنشي شامل گستره جغرافيايي وسيعي بوده و مراودات بسياري با ديگر حکومت هاي همسايه خويش داشته و از آن ممالک ، افراد بسياري را براي ساختن و آباداني کاخ هاي خود به خدمت مي گرفتند ، احتمال تأثير پذيري از اين فرهنگها وجود داشته است . با عنايت به اينکه در دو سوي امپراطوري هخامنشي تمدن هاي هند و مصر ، از گل لوتوس به عنوان نماد مقدس استفاده مي کردند. گل هشت پر مورد استفاده در دوره ساساني نيز به احتمال زياد به همان شيوه اي ترسيم مي شده اند که امروزه اين نقش در ممقان دوزي ترسيم مي شود . در فرهنگ ايران قبل و بعد از اسلام ، از نقوش هشت پر و دوازده پر و شانزده پر و ... به وفور استفاده شده است . گرچه شايد هدف اوليه از بهره بردن از اين نقوش ، تزئين گري بوده است ، ولي هر کدام از اين نقوش داراي فلسفه خاص خود بوده اند . در خراسان بعد از اسلام ، نقش ستاره هشت پر در پوشاک آنها ، به خصوص در پوشاک زنان ، نشان از اعتقاد عميق آنان به امام رضا دارد .يا در برخي موارد استفاده از ستاره پنج پر نشانه اعتقاد به پنج اصل دين ( از ديدگاه شيعه ) و يا ارادت به پنج تن آل عبا بوده است . در تزئين بناها و نيز کاشي کاري و مينا کاري بعد از اسلام ، ستاره هاي هشت پر ، دوازده پر ، شا نزده پر و... مورد استفاده فراواني داشته اند. استفاده از نقش ستاره هشت پر در گليم هاي آناتولي نيز رايج است که نماد شاد ماني و سرور است . با اين وصف گرچه وجه تسميه نقوش تنها مدارک موجود براي بررسي پيشينه و دليل استفاده از نقوش در ممقان دوزي است و با عنايت به اينکه اين شکل در اين شهر مستقلاً نامي ندارد و چنانکه قبلاً نيز ذکر گرديد ، به همراه دايره پيرامون خويش با نام « ماه » شناخته مي شود . گاهي در مواقع لزوم براي اينکه اختصاصاً اين فرم را از نقش « آي » يا ماه جداکنند آنرا اصطلاحاً «آيين اُورتا گولي » يا « نقش وسط ماه » مي نامند . در کنار ستاره هشت پر که پر کاربرد ترين نقش ستاره است ، استفاده از ستاره هاي چهار و شش پر نيز در ممقان دوزي رايج است .