در کشورهای مختلف دنیا چطور برای بچه ها اسم انتخاب می کنند؟
برترين ها
بروزرسانی
برترين ها/ چين:
خانواده هاي چيني، معمولا روي بچه هاي خود نامي مي گذارند که از دو بخش تشکيل شده است و هر يک معناي متفاوتي دارد. از آنجا که هزاران حرف و نشانه در زبان چيني وجود دارد، معمولا نمي توان دو فرد را يافت که هر دو بخش اسمشان يکسان باشد. با اين حال برخي نشانه ها بيشتر از ديگران استفاده مي شود. مثلا مي Mei (به معناي «زيبا») براي دختران رايج است.
نام هايي که روي فرزندان چيني گذاشته مي شود، ممکن است بيانگر دنياي طبيعي اطراف يا ابعادي از شخصيت او باشد، گاه نيز ممکن است معناي رازآميزي داشته باشد؛ تا آنجا که معناي آن اسم بسيار شخصي است و فقط پدر و مادر نوزاد از آن خبر دارند.
يک جريان رايج در چين اين است که هنگام انتخاب نام کودک پنج عنصر اصلي طبيعت (طلا، چوب، آتش، آب و خاک) درنظر گرفته شود. طبق آموزه هاي قديمي چيني، بسته به اينکه کودک دقيقا در چه زماني به دنيا بيايد، در عناصر ويژه اي قوي تر خواهدبود و اين امر سرنوشت او را شکل خواهدداد.
نشانه ها يا حروف چيني نيز ويژگي هاي اين پنج عنصر را در خود دارند، مثلا يک حرف ممکن است کيفيت عنصر چوب را در خود داشته باشد. بسياري از پدر و مادرها معتقدند حروف و نشانه هاي موجود در اسم مي توانند ضعف کودک در ديگر عناصر را جبران کنند. اگر کودکي به خاطر تاريخي که در آن به دنيا آمده است «کمبود آب» دارد، حرف يا نشانه اي که بيانگر عنصر آب در نام او باشد، مي تواند اين کمبود را جبران کند. معمولا والدين به متخصص اين گونه نام گذاري، پول مي دهند تا به آنها در انتخاب نام مناسب براي کودشان کمک کند.
اصلا خوش يمن نيست که نوزاد را پيش از به دنيا آمدنش نام گذاري کنند. ممکن است پيش از به دنيا آمدن نوزاد، به او اسمي الکي داده شود تا ارواح شيطاني را گيج کنند.
طبق آموزه هاي چني باستان، اگر کودکي که هنوز متولد نشده، با نام يک حيوان يا با عنواني زشت ناميده شود، ارواح شيطاني فکر مي کنند او ارزش دزديده شدن ندارد.
در برخي ماطق روستايي چين، بسياري از نام هاي چيني دربردارنده «نامي نسلي» هستند، به اين ترتيب که يک واژه يا بخش که براي همه افرادي که در يک نسل در خانواده متولد مي شوند به کار برده مي شود. مثلا ممکن است سه خواهر به اسم يان چون، يينگ چون، و کيسي چون ناميده شوند که به معناي «اولين بهار»، «بهار خوش آمد»، «بهار خجسته باد» است. البته با سياست تک فرزندي که امروزه در چين وجود دارد، اين سنت در مناطق روستايي در حال محوشدن است. اما برخي چيني هايي که در امريکا زندگي مي کنند، اين سنت را با آوردن يک بخش يکسان در نام تمامي فرزندانشان ادامه مي دهند، مانند پيشوند «مار» در مارکو، مارسيا، مارلا، مارلين، مارشال، مارتا، و ماروين.
و در پايان، بسياري از چيني ها، بعدها ممکن است در زندگي خود و درواقع در مرحله مهمي از زندگي خود، شايد هنگام ورود به دانشگاه يا ازدواج، نامي را براي خود انتخاب کنند که به نظر غربي برسد.
ژاپن
در پايان اسم بسياري از دختران در ژاپن پسوند «کو» ko مي آيد که به معني «کودک» است. نام دختران اغلب بيانگر رفتار پرهيزکارانه است. بنابراين مثلا کي يکو Kiyiko به معناي «کودک پاکيزه» است. ناياکو Nayako، به معناي «کودک مطيع» است، و يوشيکو Yoshiko به معناي «کودک خوب» است.
اسم پسرها به اين صورت نيست، بلکه بيشتر بيانگر جايگاه آنها در خانواده است. ايچيرو Ichiro به معناي «پسر اول»، جيرو Jiro به معناي «پسر دوم» و سابورو Saburo به معناي «پسر سوم» است. درست مانند مردم چين و کره، ژاپني ها نيز نام خانوادگي خود را پيش از نام کوچکشان مي آورند.
ايتاليا
همان طور که در کشورهاي اسپانيايي زبان رايج است، در ايتاليا نيز نام بسياري از بچه ها را از روي نام قديسان کاتوليک يا نام هايي با معاني مذهبي مي گذارند. مثلا اسم آسانتا Assunta اشاره به بهشت رفتن مريم مقدس دارد، و زيتا zita نيز نام يک قديسه اهل توسکان در قرن سيزدهم ميلادي است.
در هر منطقه نام هاي مشخصي وجود دارد که محدود به همان منطقه مي شود. رومولو Romolo اسم رايجي در رم است، در حالي که در جاهاي ديگر، کمتر از اين نام استفاده مي شود و يا نام بريزيو Brizio تنها در اومبريا پيدا مي شود.
تا همين اواخر، والدين بيشتر نام هاي ايتاليايي سنتي را به کار مي بردند و خيلي کمتر از نام هايي که در زبان ها يا سنت هاي ديگر موجود است استفاده مي کردند. اما زمان تغيير کرده و اکنون چندان عجيب نيست که پدر و مادرها نام شخصيت هاي مشهور يا ستاره ها را روي فرزند خود بگذارند.
سوييس
در کشور سوييس، بسياري معتقدند اعلام کردن اسمي که براي کودک خود انتخاب کرده ايد، پيش از اينکه به دنيا بيايد خوش يمن نيست.
يونان
خانواده هاي يوناني به طور سنتي فرزندان خود را بين هفت تا ده روز بعد از تولد نام گذاري مي کنند.
آيين نام گذاري در يونان بسيار سخت گيرانه است، و مثلا اين طور نيتس که والدين اسمي را تنها به خاطر خوش آهنگ بودن آن انتخاب کنند. براي نمونه، پسر بزرگ در خانواده، معمولا نام پدربزرگ پدري خود را مي گيرد. و به طور مشابه، دختر بزرگ نيز نام مادربزرگ پدري خود را مي گيرد. بچه هايي که پس از او به دنيا مي آيند نيز ممکن است نام وابستگان ديگر را بگيرند.
کليساي ارتودکس يونان، تاثير فراواني بر سنت نام گذاري ها دارد؛ به طوري که بيشتر نام قدّيسان بر کودکان گذاشته مي شود و اين به معناي اين است که بچه ها روز مربوط به آن قديس در تقويم را نيز علاوه بر جشن تولدشان جشن مي گيرند.
هر جزيره يا بخشي از يونان، قديس حامي خود را دارد و معمولا بچه ها به نام قديس همان منطقه نام گذاري مي شوند. مثلا پسرهاي زيادي در کورفو، اسپيروس Spiros ناميده مي شوند، چرا که نام قديس حامي اين منطقه، قديس اسپيريدون Spiridon است.
مهاجران مسلمان
مهاجراني که از خاورميانه يا آسياي جنوبي به کشورهاي غربي مهاجرت مي کنند، به خاطر تاثير عميقي که از اسلام يا هندوييسم پذيرفته اند، معمولا نام هاي غربي را براي نام گذاري فرزند خود استفاده نمي کنند، بلکه اغلب سعي مي کنند نام هاي مذهبي خود را که تلفظ آن براي غربي ها نيز آسان باشد براي فرزندانشان انتخاب کنند. مسلماناني که در غرب زندگي مي کنند، اسم هايي مانند علي، فاطمه، زينب و زياد را بر مي گزينند. هندي هايي که در غرب زندگي مي کنند نيز نام هايي مانند آرين، ديا، ميرا، و روحان را انتخاب مي کنند.
يهوديان
نام هاي يهودي از جمله قديمي ترين نام ها هستند. يک پسر يهودي به طور رسمي بعد از ختنه شدن در روز هشتم پس از تولدش نام گذاري مي شود. دختران بلافاصله پس از تولد نام گذاري مي شوند. به طور سنتي بر روي يک کودک يهودي اشکنزيک، نام فردي که مرده است گذاشته نمي شود؛ چرا که معتقدند به اين ترتيب ممکن است فرشته مرگ طفل را با آن فردِ هم نام و فوت شده اشتباه بگيرد.
افريقا
در خيلي از بخش هاي افريقا، روز نام گذاري نوزاد، حالت جشن «گونه» اي دارد که معمولا حدود يک هفته بعد از تولد او انجام مي شود. دخترها زودتر از پسرها نام گذاري مي شوند، البته فقط يکي دو روز زودتر، يک فرد بزرگتر يا ريش سفيد خاندان، نام او را به کودک اعطا مي کند؛ نخست با گفتن آن در گوش کودک، چرا که نوازد بايد نامش را پيش از هر کسي بداند، و سپس با اعلام نام، همه ميهمانان را از نام کودک خبردار مي کند.
بوميان امريکا
سيستم نام گذاري بسياري از بوميان امريکا به اين ترتيب است که نام کوچک فرد از نام قبيله او گرفته مي شود. مثلا همه اعضاي قبيله اي که خرس را به عنوان «توتم» خود مي دانند، نام هايي در ارتباط با خرس دارند، مانند ردپاي خرس سياه، چشمان برّاق خرس سياه.