فرهيختگان/ با نگاهي هرچند گذرا به حال و روز اين روزها و حتي روزهاي گذشته و دور جوامع مختلف متوجه مي شويم که الحق و الانصاف اعتياد نه تنها در شعار بلکه در واقعيت بلاي خانمان سوزي است که به جان خانواده ها و جوامع افتاده است.بلايي که اگر چه درباره آن از وقتي که اين بلا ظاهر شد بحث ها و سخن و نوشته زيادي درباره عبور از آن و يا عدم ورود جوانان به آن مطرح شده است، اما عملاً با به روز شدن و توليد شدن مواد مخدرهاي جديد و رنگارنگ بحث ها و پيشگيري هاي جديدي هم مطرح مي شود و عملا مبارزه با اين بلاي خانمان سوز هم به روز مي شود.
شکي نيست که يکي از دغدغه هاي اصلي و اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران از آغاز پيروزي انقلاب تا کنون بحث مبارزه با مواد مخدر و عملا تقويت ستاد کميته کاهش تقاضا بوده است.اگر چه در برهه هايي با تغيير شعارها و رؤساي جمهور در دولت هاي مختلف رنگ و لعاب اين مبارزه و دغدغه تغييراتي داشته است اما اصل اين موضوع و راهکارهاي مقابله با آن به عنوان يک خط و مشي بدون تغيير در برنامه هاي نظام وجود داشته است.
به جرات مي توان گفت تا قبل از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي نه تنها برنامه اي براي مبارزه با مواد مخدر و اعتياد وجود نداشت بلکه سران رژيم پهلوي از چهره هاي درجه يک مافياي بين المللي مواد مخدر در جهان شناخته مي شدند و اين در حالي بود که هر از چندگاهي دستگاه هاي تبليغاتي رژيم شاه با تبليغات گسترده و کنفرانس هاي فراوان عليه قاچاق مواد مخدر و دستگيري عده اي قاچاقچي خرده پا، ژست مبارزه با مواد مخدر را به خود مي گرفتند اما در عمل خود از بزرگان قاچاق مواد مخدر بودند.
اعتياد مسئولين عالي رتبه رژيم شاهنشاهي و همچنين مهمتر از آن ايفاي نقش ساقي مواد مخدر دربار، از جمله مهمترين اسناد اظهر من الشمس اين ادعاست که مي توان به آن اشاره کرد.اکنون اگر چه با پيشرفت و توليدات و ورود بي رويه مواد مخدر به کشور نسبت به قبل از انقلاب معادلات استفاده و مبارزه با مواد مخدر تغيير کرده است ولي هرگز نمي توان از عزم جدي نظام در راه مبارزه با اين بلاي خانمان سوز و حتي بستن راه هاي ورودي مواد به کشور و البته تقويت کميته کاهش تقاضاي مواد مخدر گذشت.اين ادعا حتي از زبان رئيس جمهور افغانستان که چند روز پيش به تهران سفر کرده بود مطرح مي شود.آنجا که وي مدعي مي شود: هيچ يک از همسايگان به اندازه ايران خطر مواد مخدر را جدي نگرفته و هيچ کشوري نيز مانند ايران با آن مبارزه نکرده است و ما آماده ايم در اين زمينه با کمک ايران به مبارزه مشترک با اين بلاي خانمانسوز بپردازيم.
با نگاهي به آمار و ارقام اعتياد و مصرف مواد مخدر در کشور که به نوعي تمامي گروه هاي سني جامعه را درگير خود کرده است حقايق دردناکي شفاف تر از گذشته نمايان مي شود و عملا مي توان به اين نتيجه رسيد که مبارزه با اعتياد و مواد مخدر در کشور اگر چه بسيار زياد و با برنامه هاي کوتاه و يلند مدت صورت گرفته است اما کافي نبوده است.با نگاهي به آمارهاي موجود در کشور ابن ادعا به اثبات مي رسد.در حال حاضر طي آخرين آمارها از ستاد کل مبارزه با مواد مخدر سالانه 500 تن انواع مخدرهاي سنتي و صنعتي در کشور مصرف مي شود که متاسفانه 85 درصد از ترياک و 35 درصد هرويين جهان در ايران کشف مي شود.
بر اساس تحقيقات صورت گرفته خسارت ناشي از توليد و مصرف مواد مخدر در ايران به صد هزار ميليارد ريال مي رسد و با کاهش چشمگير، سن مصرف مواد مخدر به 15 سال رسيده است و متاسفانه يک درصد دانش آموزان يا معتاد هستند يا موادمخدر را تجربه کرده اند.در ميان دانشجويان کشور هم 1.6 درصد دانشجويان دانشگاههاي وزارت بهداشت و 2.6 دانشجويان دانشگاههاي وزارت علوم درگير اعتياد هستند.در ايران ترياک و مشتقات آن اولين مواد مخدرِ پرمصرف محسوب ميشوند و شيشه، کراک، هروئين و حشيش در مراتب بعدي قرار دارند و براساس گزارشها شيشه دومين مادهي مخدر صنعتي است که در کشور مصرف ميشود و متأسفانه مصرف آن طي چند سال گذشته افزايش پيدا کرده است.
همانطور که مي دانيم ايران در همسايگي افغانستان و پاکستان، دو کشور توليدکنندهي عمدهي مواد مخدر جهان واقع شده است. اين موضوع، مشکلات زيادي را براي ايران به وجود آورده است که از آن جمله ميتوان به هجوم قاچاقچيان مواد مخدر در قالب باندهاي بينالمللي به ايران، تلاش آنان براي ترانزيت مواد از خاک ايران به اروپا و افزايش آمار اعتياد در ايران اشاره کرد. به همين دليل، برنامهريزي جدي مسئولان و مردم براي پيشگيري از اعتياد و جلوگيري از ورود مواد مخدر به کشور لازم و ضروري است و تا حد زيادي هم اين برنامه ريزي صورت گرفته است. اما قطعا کافي نبوده است اين آمارها نشان مي دهد که تنها عزم جدي و برنامه ريزي براي ريشه کن کردن اعتياد در جامعه کافي نيست.از طرفي ديگر وقتي شرايط اعتياد در ايران بحراني تر مي شود که آمارها حکايت از آن دارد که خانواده ها و مخصوصا زنان جامعه گرفتار اعتياد شده اند.متاسفانه در ايران 9 درصد از جمعيت افراد معتاد را زنان تشکيل ميدهند و آمار اعتياد زنان طي ده سال يعني از سال 83 تا سال گذشته، چهار برابر شده است.
با همه اين اوصاف نبايد نسبت به مبارزه با اعتياد نااميد بود چرا که مطمئنا مسئولان مربوطه و خانواده ها با همکاري و همدلي با هم تا حدود زيادي مي توانند اين بلا را با تلاش براي کاهش تقاضا از جامعه دور کنند.تجربه تاريخي نشان داده که براي حل هر مشکل و معضل اجتماعي که مردم و مسئولين يکدل و يک صدا شدند آن مشکل تا حدود زيادي رفع شده است.اگر چه همانطور که در ابتداي اين مطلب مطرح شد در اين راستا و به منظور حل اين مشکل اقدامات زيادي صورت گرفت.
اما به نظر مي رسد در کنار اين اقدامات زياد بيشترين اقدامي که تاثيرگذار بود بحث تقويت ستاد کاهش تقاضا بوده است و بعد از آن هم ايجاد کمپ هاي اميد به زندگي که جلساتي با حضور معتادين سابق برگزار مي شود.در کنار اين مسئله از نقش اصلي و اساسي خانواده هم نبايد گذشت خانواده و والدين و مخصوصا مادران يک خانواده مي توانند، نقش بسيار مهمي به منظور کاهش تقاضا و عدم روي آوري اعضا خانواده نسبت به اعتياد و مواد مخدر داشته باشند. افراد در مسير زندگي براي تشکيل يک خانوادهي سالم و داشتن تعاملي درست با فرزندان خود به دانش، مهارت و اخلاقي براي خوب زيستن احتياج دارند که اين احتياج مي تواند از طريق رسانه ها و تمهيدات مسئولين مربوطه برطرف گردد.اگرچه به منظور کاهش تقاضا رسانه هاي مختلف و در صدر آن رسانه ملي توليدات زيادي داشته است و اکنون هم در همين راستا با توليد برنامه هاي مستند که مستقيما به آسيب شناسي اعتياد مي پردازد؛ ثابت قدم مانده است اما به نظر مي رسد اين پروسه نياز به تکرار دارد و تکرار و تکرار تا خانواده ها بدون استفاده مواد مخدر مضرات اعتياد را کاملا لمس کنند.
در کنار نقش رسانه ها و مسئولين مربوطه، نقش خانواده ها به منظور روشنگري درباب آسيب هاي اعتياد پررنگ تر به نظر مي رسد.اکر والدين در خانواده بري از هرگونه اعتياد به سيگار و يا مواد مخدر باشند، گام اول عدم ورود فرزندان به بحث اعتياد ممکن شده است چرا که خانواده هايي که حتي يکي از والدين اعتياد دارند عملاً فرزندان آنها بيشتر در خطر قرارگرفتن در دام اعتياد هستند.از اين رو انتظار مي رود خانواده ها در مرحله اول قبل از اينکه انتظاري از نهادي داشته باشند نقش خود را دست کم نگيرند چرا که با توجه به شرايط فعلي در مرزها با وجود همه سختگيري ها و مراقبت مرزبانان از مرزها اما با اين وجود عملا قاچاقچيان از طرق مختلف حتي از طريق درياها به کشور براي پهن کردن بساط کاسبي خرده فروشان مواد وارد مي کنند.شکي نيست که در اين بين نقش زنان و مادران جامعه بسيار پررنگ تر است چرا که تربيت اصلي فرزندان در يک خانواده به عهده مادر خانواده است و قطعا در اين زمينه نقش مادر از پدر مهم تر است علاوه بر اين به دليل باروري زنان و روحيه خاص آنها بايد بيشتر مراقب خودشان باشند چرا که کوچکترين لغزش آنها در اين مسير مي تواند يک خانواده را در خطر بدترين حوادث روحي و عاطفي قرار دهد.از طرفي آمار اعتياد زنان در کشور از مرز فاجعه عبور کرده است و اگر سيگار را هم به اعتياد آنها اضافه کنيم شرايط بحراني تر هم مي شود.
از اين رو قطعا با توجه به تجارب گذشته بايد ستادهاي کاهش تقاضا را قدرتمند تر کرد و به آنها بال و پر داد تا در کنار همکاري خانواده ها اين بلا سايه سنگينش بر کشور کمتر و کمتر شود.مطمئنا پيشگيري و کاهش تقاضا بهتر از درمان و برخورد و زور است چرا که تجربه ثابت کرده است که معتادان بارها با زور و زنداني در ظاهر ترک کردند اما در ذهنشان اين اتفاق رخ مداده است. در پايان يادآوري آخرين آماري که از تعداد معتادين کشور ارائه شده است مي تواند افکار عمومي را بيش از گذشته نسبت به اينکه بايد به سمت جامعه اي حرکت کنيم که بر فرض محال اگر مواد مخدر در آن به راحتي يافت شد بايد شخصي از آن استقبال نکند کاري که ستاد کاهش تقاضا انجام مي دهد.
"وزير کشور: ما در دنيا حدود 5 و 2 دهم درصد جمعيت بين 15 تا 64 سال يک بار مواد مخدر مصرف کرده اند و اين حدود 240 ميليون نفر مي شود. اين عدد در ايران 2 و 6 دهم است که با اين احتساب حدود يک ميليون و 350 هزار نفر معتاد داريم".