عصر ايران/ اگر شما هم يکي از آن خانوادههايي هستيد که همه کارهاي فرزند خود را بهعهده ميگيريد به اين اميد که او درس بخواند و انسان موثري بشود خوب است بدانيد رويه اشتباهي در پيش گرفتهايد.
گاهي اوقات لازم است اجازه دهيد فرزندتان اتفاقات و حوادث را تجربه کند و بتواند روي پاي خود بايستد و توان مقابله با آنان را در خود پيدا کند با اصرار مداوم والدين بر مراقبت از فرزندان آن ها وابسته تر خواهند شد و اعتماد به نفسس کمتري در آنان خواهيم ديد. يک کودک لوس که از پس هيچ کاري بر نمي آيد.
با حمايت بيش از اندازه کودکاني پر توقع بار ميآوريم که انتظاردارند ديگران هميشه کارهاي آنها را انجام دهند و اين با حس استقلال و قدرت و توانمندي کودک منافات دارد. اولي با اعتماد بهنفس و پيشفرض اينکه کارهاي من وظيفه ديگران است کار را به ديگران ميسپارد در حالي که دومي بيحرف و بحثي کارهايش را خود انجام ميدهد. دسته اول کودکاني هستند که حمايت زيادي دريافت کردهاند و دسته دوم کودکاني هستند که وقتي زمين خوردهاند والدين اجازه دادهاند بلند شوند و دوباره راه بروند.
دخترک کوچک دارد بازي ميکند. عروسکش را گرفته و دور حوض کوچک خانه قديمي مادربزرگ ميدود. ناگهان تعادلش را از دست ميدهد و به درخت برخورد ميکند و روي زمين مينشيند.
در حياط کسي نيست به همين دليل دخترک بلند گريه سر ميدهد. چندان که مادر از اتاق بيرون ميآيد و او را از زمين بلند ميکند و بعد دوتايي درخت را ميزنند تا دل بچه خنک شود.
در خانهاي ديگر پسر کوچولوي مامان دارد با بچههاي خانواده خالهبازي ميکند. مامان و خاله هم دارند مثلا با هم حرف ميزنند، اما تمام هوش و حواس مامان معطوف به بچههاست. او با شش دانگ حواسش مراقب است که به کودکش ظلم نکنند، مبادا اسباببازي دلش بخواهد و به او ندهند، مبادا به او زور بگويند و کتکش بزنند و مبادا… .
مامان هر چند دقيقه يکبار به بچهها تذکر ميدهد و به نفع فرزندش جمع را مديريت ميکند و درواقع اصلا حواسش به حرفهاي خواهرش نيست.
آنقدر اين کار را ادامه ميدهد که خواهر معترض ميشود و ميگويد: اي بابا! خواهرجان! ولکن بگذار بچهها بازيشان را بکنند. هرچه باشد با هم کنار ميآيند. اما خواهرش ميگويد: نه من نميتوانم آنها را به حال خودشان بگذارم که به کودک من ظلم کنند. بچهام عقدهاي ميشود!
مرز بين حمايت و کنترل آنقدر کمرنگ و باريک است که اغلب ما نميفهميم که چه وقت از يکي وارد ديگري ميشويم. فرق اين دو نيز آنقدر زياد است که يکي ميتواند به کودک اعتماد بهنفس بدهد و ديگري ميتواند همه اعتماد بهنفس کودک را از او بگيرد و کودک لوسي بار بياورد که حتي قادر نيست بند کفشش را ببندد.
سهيلا عابدي، مشاور تربيتي کودک ميگويد: مادران از همه چيز براي کنترل بيشتر استفاده ميکنند: تشويق، تنبيه، احساس گناه القا کردن به کودک و ناتوان جلوه دادن خود ازجمله ابزارهايي است که با آن کودک را در قيد و بند خود درميآورند.
وي ميافزايد: هرچقدر رسيدگي افراطي به کودک بيشتر باشد، توقع مادران از فرمانپذيري و درست بودن اعمال کودک بيشتر ميشود، در حالي که کنترل دائمي سبب ميشود کودک اعتماد بهنفس خود را از دست بدهد و در مواقع ضروري نتواند قدرت ريسک داشته باشد، ابتکار عمل و خلاقيت را به دست بگيرد و کلا کارآمدي کمتري خواهد داشت.
اين روانشناس مسائل تربيتي معتقد است: کودکاني که اعتماد بهنفس نداشته باشند ممکن است حتي در بزرگسالي نيز به استقلال نرسند.
وي اعتقاد دارد با حمايت بيش از اندازه کودکاني پر توقع بار ميآوريم که انتظاردارند ديگران هميشه کارهاي آنها را انجام دهند و اين با حس استقلال و قدرت و توانمندي کودک منافات دارد. اولي با اعتماد بهنفس و پيشفرض اينکه کارهاي من وظيفه ديگران است کار را به ديگران ميسپارد در حالي که دومي بيحرف و بحثي کارهايش را خود انجام ميدهد. دسته اول کودکاني هستند که حمايت زيادي دريافت کردهاند و دسته دوم کودکاني هستند که وقتي زمين خوردهاند والدين اجازه دادهاند بلند شوند و دوباره راه بروند.
وي توصيه ميکند: کودک خود را همانگونه که هست با همان توانمنديهايي که دارد بپذيريد و تنها به مسابقه دادن او با همسالانش تاکيد نکنيد و به دنبال يک قهرمان کامل نباشيد. اين کار کودک را تحت فشار قرار ميدهد.
«ممنون که به زندگي ما تشريف آوردهايد. شما بفرماييد بر بالش تکيه کنيد، ما هرچه براي شما لازم است فراهم ميکنيم.»
کودک اين شرايط مصنوعي را هيچ جاي دنيا غير از خانواده تجربه نخواهد کرد.
اگر شما هم يکي از آن خانوادههايي هستيد که همه کارهاي فرزند خود را بهعهده ميگيريد به اين اميد که او درس بخواند و انسان موثري بشود خوب است بدانيد رويه اشتباهي در پيش گرفتهايد.
عابدي در اين باره ميگويد: شيوه تربيتي فرزند بايد به نحوي باشد که يک انسان توانمند طبق شرايط عادي زندگي تحويل جامعه دهيد. نوجواني که بتواند همه کارهاي شخصياش را خودش انجام دهد، در خانواده که به مثابه يک اجتماع کوچک است بايد نقش و مسئوليت بپذيرد ضمن اينکه بايد قادر باشد شرايط ارتقاي فکري و توانمندي خود را نيز با درس خواندن و مطالعه و آموزش پديد آورد.
يعني فرزند بايد بياموزد بين چندين بخش زندگي تعادل برقرار کند به نحوي که همه اين بخشها همزمان پيش برود و به شکل اغراقآميز به يک بخش نپردازد و از بخشهاي ديگر غافل شود.
فرزندي که چنين تربيت شود، ميتواند در جامعه نيز با ديگران تعامل کند و در شبکهاي از ارتباطات موثر با جامعه خانواده و محيط کار قرار گيرد.
آماده براي ورود به جامعه
مرجان ـ ع ۲۹ ساله دو پسر دارد که آنها را در يک محيط ايزوله بزرگ کرده است. در خانهاي که هيچ چيز از واقعيات جامعه در آن ديده نميشود. از تهديدها و آسيبها چيزي به بچهها نميگويند، آلودگي محيط، مراقبتهاي جنسي و حريم خصوصي چيزي است که مرجان هيچوقت به بچهها نگفته است.
او از همان ابتدا آنها را با پيشوند آقا خطاب ميکند و برايشان از ضمير شما استفاده ميکند و ديگر افراد خانواده نيز به تبع مادر و پدر آنها همين رفتار را با کودکان داشتهاند اما اکنون که وقت مدرسه رفتن يکي و پيش دبستاني ديگري است، دل مادر مثل سير و سرکه ميجوشد.
او ميگويد: خيلي از بچهها بي تربيت هستند و کارهاي زشتي ميکنند. من هرگز نگذاشتهام که فرزندانم با کسي رفت و آمد داشته باشند و دوستي کنند. خيلي از بچهها در مدرسه رفتار مناسبي ندارند، حضور بچههاي بزرگتر در مدرسه چيزي است که هميشه مرا به دلشوره مياندازد. حس ميکنم امنيت و حرمت فرزندانم بهشدت به خطر ميافتد. براي آنها نگرانم.
متخصصان تربيتي توصيه ميکنند فرزندان خود را براي مواجهه با خطرات احتمالي موجود در جامعه و مدرسه و محيطهاي عمومي آماده کنيد.
کودک بايد بداند که هميشه احتمال خطر وجود دارد و روش مراقبت از خود را نيز قبل از ورود به جامعه آموخته باشد. اين کار او را از آسيبپذير بودن حفظ ميکند.
جدال کودکان با يکديگر و کنش و واکنشهايي که در مهدکودک و مدرسه تجربه ميکنند، تاجايي که سلامتيشان را به خطر نيندازد و تحت نظر مربيان صورت گيرد خطرساز نيست و آنان را براي مبارزهاي به نام زندگي آماده ميکند.
به فرزندانتان راه مراقبت از خود را بياموزيد، ولي آنها را نترسانيد. به او راهحل نشان دهيد و بگذاريد بداند در صورت لزوم به کمکش ميآييد.
دخالت والدين فقط وقتي ضروري است که کودک و نوجوان خود قادر به حال مشکلشان و اتخاذ تصميم درست نباشند.بگذاريد فرزندان شما بعد از آموزش مناسب در جامعه با ديگر انسانها تعامل کنند. لزومي ندارد از اين موضوع بترسيد.
اگر ميخواهيد فرزندان متکي به نفس داشته باشيد اول روي اعتماد بهنفس خود کار کنيد و بگذاريد فرزندانتان از شما الگو بگيرند.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد