دانشجویم و به خاطر ادامه تحصیل تحقیر شدم!

خراسان/ دانشجو هستم اما به نظرم هرچه زودتر تغيير مسير بدهم و درس را رها کنم، آينده بهتري خواهم داشت. اين روزها هر که من را ميبيند، ميگويد که الکي وقتت را براي درسخواندن هدر نده چون آخرش هم بيکار خواهي ماند. به نظرم مدرک گرفتن فايده اي ندارد. احساس ميکنم که تحقير شدم و نميدانم تصميم درست چيست؟
مخاطب گرامي، شما به تحصيل روي آورديد تا براي حفظ بقاي خود، مهارتهاي بيشتري کسب کنيد و معقول نيز همين است که آدمي تلاشش را براي بهينه کردن شرايط امروز و فرداي خود انجام دهد. نکته اينجاست که شما تلاشهاي بسياري را ديده و شنيدهايد که به سرانجام مطلوب نرسيده است. بهطور مثال راننده تاکسي که کارشناسي مکانيک يا قصابي که کارشناسي کشاورزي دارد يا فردي که کارشناسي ارشد روان شناسي دارد و هنوز بيکار است و بسياري ديگر. مشکل اين همه تحصيل کرده بيکار، ريشه در بيحاصل بودن تحصيل ندارد بلکه ريشه در افراط و بيبرنامگي نظام دانشگاهي در تعليم تحصيل کرده ها بدون تناسب با نياز جامعه دارد.
فرضتان درباره بيفايده بودن تحصيل غلط است
جوامعي مانند جامعه در حال توسعه ما را به اصطلاح «بهشت کارآفرينان» مينامند بدين معنا که پر است از فرصتها و نيازهاي پاسخ داده نشده که هرکدام ميتواند سرآغاز کسب و کاري کوچک يا بزرگ شود و نمونه آن را بسيار ميبينيد. البته در برخي از آنها به آموزش و تدبير هوشمندانه طرح کسب و کار نياز است. بيشتر کارآفرينان موفق و با تدبير به مدد تحصيل يا دانش تجربي خود به موفقيت رسيدهاند يا به مدد وجود تحصيل کردههاي پر اميد، کسب و کار خود را سامان دادهاند بنابراين فرض شما غلط است که تحصيل بيفايده است و راه به جايي نميبرد. تحصيل به قصد تسخير ميزي در ادارهاي يا استخدام شدن، شايد به سرانجام نرسد اما تحصيل به قصد خود اشتغالي و کارآفريني به احتمال زياد سرانجام بهتري دارد.
تحصيلات يک سرمايه است
نکته آخر اينکه ما صرفا تحصيل نميکنيم که آينده شغلي خود را رقم بزنيم. به نظر شما، آيا يک پدر يا مادر تحصيل کرده موفقتر نيست يا حتي يک راننده تاکسي تحصيل کرده احترام و امنيت بيشتري براي من و شما به ارمغان نخواهد آورد؟ در مجموع، بيشک تحصيلات تبعات بسياري در زندگي شخصي و اجتماعي شما خواهد داشت و درست مانند سرمايهاي است که آن را از هيچ باد و باراني گزندي نيست و اگر برگ سبزي(پول) نياورد، بيشک زندگي سبزتر و صبورانهتري را باعث خواهد شد.
نويسنده : رضا زيبايي | روانشناس باليني


















