خراسان/ پربازديد شدن ويدئوي شکنجه ۲ پسر بچه در بيابان از منظر جامعه شناختي آسيب‌هاي زيادي دارد
انتشار و پربازديد شدن ويدئويي در شبکه‌هاي اجتماعي از يک مرد بي‌رحم که با انگيزه اي نامشخص به طرز هولناکي دو کودک را ضرب‌و‌شتم و آن‌ها را بلند و به شدت به زمين پرتاب مي‌کند و در انتها از کودکان مي‌خواهد تا کفش‌هاي او را ببوسند، يک سري پيامدهاي فردي و اجتماعي خواهد داشت. سوال اين است که انتشار چنين ويدئوهايي در شبکه‌هاي اجتماعي براي گرفتن‌ چند فالوئر بيشتر، ارزشش را دارد؟ تماشاي‌شان چه تاثيري روي روان‌ بينندگان خواهد داشت؟ آيا بهتر نيست که ويدئو بدون انتشار در فضاي‌مجازي، حداقل ابتدا به دست پليس رسانده شود تا برخورد قانوني با فرد خاطي صورت بگيرد و اگر پيگيري نشد، سپس منتشر شود؟ در ادامه و از منظر روان‌شناختي، درباره آسيب‌هاي انتشار و پربازديدشدن کليپ‌هاي کودک‌آزاري در فضاي‌مجازي، چند نکته را مطرح مي کنيم.

  آزار را به نمايش گذاشتن و ديدن آزار
در خصوص برخي آسيب‌هاي اجتماعي در زمان کنوني با چند مسئله مواجه هستيم: 1- آزار دادن، 2- آزار ديدن (قرباني)، 3- آزار را به نمايش گذاشتن و 4- ديدن آزار(بيننده). چون آسيب‌هاي موارد يک و دو بسيار واضح است و مجال ديگري را مي‌طلبد، در اين يادداشت به مسائل 3 و 4 مي‌پردازم.
  خيانتي که به قرباني مي‌شود
شکي نيست که ظهور و حضور فعال شبکه‌هاي اجتماعي و دوربين‌هاي گوشي‌ها در تسريع اين روند شتابان جنون‌آميز چه از بعد نشان دادن و چه از بعد تماشا کردن بسيار موثر بوده و حتي به ابزار اصلي آن بدل گشته است. وقتي که قرباني با خبر مي‌شود که لحظات رنج کشيدن و تحقير او را ديگران ديده‌اند مخصوصا اگر قرباني، کودک باشد و تماشاي رنج او همراه با خنده، تمسخر، قضاوت نادرست و همراهي با آزاردهنده باشد، رنج او مضاعف مي شود و بسته به سن، جنسيت روحيه و شخصيت، درجاتي از آسيب روحي-رواني به او وارد و دچار داغ ننگ مي شود و توسط اجتماع برچسب مي‌خورد. اين برچسب خوردن حتي گاهي حالت پنهاني از نوع ترحم دارد يا بيننده مي‌گويد: «با او بايد (آزاردهنده) مقابله مي‌کرد»، بدون آن‌که شرايط را بداند به طوري ظريف برچسب ضعيف را به قرباني تحميل مي‌کند.
  کودک‌آزاري براي جلب‌توجه و اين همه آسيب ديگر
همچنين ديده شدن اين نوع کليپ ها به طور گسترده در فضاي‌مجازي به چندبرابر شدن لذت آزاردهنده و تشويق او به انجام کار مشابه، فيلم برداري و نمايش آن منجر مي‌شود، حتي اگر ديدن کليپ همراه با اظهارات محکوم کننده باشد، شخص به هدف خود که جذب مخاطب و جلب توجه بوده، رسيده است. ديگران هم چون موفقيت شخص را در اين عرصه مي‌بينند به خصوص اگر در سن تاثير پذيري باشند يا به بلوغ عقلي، اجتماعي و عاطفي نرسيده باشند به انجام اعمال مشابه و نمايش آن تحريک مي‌شوند و اين چرخه باطل از آن جايي که ضريب نفوذ شبکه‌هاي اجتماعي به خصوص از نوع ديداري آن بالاست ادامه پيدا مي‌کند و نتيجه اصلي آن ترک خوردن پوسته و سپس مغز انسانيت و انسانيت زدايي از افراد است. انسانيت زدايي در اين مسير هم شامل آزار رسان و هم شامل قرباني و بينندگان مي‌شود. عمل آزار و نمايش آن، به ضعف انسانيت در وجود آزاررسان و تماشاچي و همچنين به تخريب شخصيتي قرباني و رفتار با او همچون شيء و ابزار منجر مي شود. کرخت شدن و بي‌تفاوتي به ديدن آزار يا آزار ديده (قرباني)، آن را تبديل به يک عادت در ذهن و جان ما مي‌کند و اين بسيار خطرناک است زيرا ذره ذره انسانيت ما را از بين مي‌برد. همچنين ممکن است اين مسئله به قهرمان‌سازي‌هاي مصنوعي و پوچ در عرصه مجازي از کساني منجر مي‌شود که هنر ديگري ندارند و از ذلت ديگري احساس قدرت مي‌کنند و نيز روز به روز افرادي که حس ترس از نمايش عريان لحظات خصوصي يا آزار ديدن‌شان را دارند، بيشتر مي‌شوند.
نويسنده : دکتر امير محمديان‌خراساني | جامعه‌شناس

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar