جوان و تاريخ/ هشتم اپريل سال 217 ميلادي «کاراکالا» امپراتور 29 ساله روم در اِربلا (اربيل ــ شمال عراق امروز) به دست يک سنتوريو (افسر رومي) که از نيرنگهاي او خسته شده بود کشته شد. کاراکالا که در سر هواي اسکندر شدن و تصرف ايران را داشت چون با جنگ نمي توانست به اين هدف برسد به نيرنگ متوسل شده بود و از ميترا دختر اردوان پنجم شاه وقت ايران خواستگاري کرده بود. اردوان نخست حاضر به قبول درخواست او نبود ولي بعدا با اکراه پذيرفت.کاراکالا که مادرش از سوريه بود، ارتش خود مرکب از 32 لژيون (لشکر) را در سوريه گذارد و با دسته اي کوچک از افسران و سربازان نيروي ويژه رهسپار شهر تيسفون (36 کيلومتري جنوب بغداد امروز) پايتخت آن زمان ايران شد تا با ميترا ازدواج کند. اردوان و سران کشور، بدون حمل سلاح در خارج از شهر به استقبال داماد آينده ايران شتافتند که به دام «کاراکالا»ا افتادند و جز اردوان و تني چند از بزرگان، بقيه به دست همراهان کاراکالا کشته شدند و کاراکالا سريعا به اربلا رفت و در آنجا منتظر ارتش خود شد تا حمله به تيسفون را آغاز کند که چند روز بعد در همان شهر به قتل رسيد. علت قتل، ظاهرا اين بود که کاراکالا دو روز پيش از آن دستور اعدام يک افسر را داده بود که به دست برادر او به قتل رسيد. کاراکالا شهرت به سفّاکي و نيرنگ داشت. وي برادر خود را هم کشته بود تا مدعي نداشته باشد.ماکرينوس جانشين موقّت کاراکالا به ايران پيشنهاد صلح داد که پيشنهاد او ردّ شد و ارتش ايران نيروي رومي را شکست داد به گونه اي که همه سربازان شمال افريقايي اين ارتش، معروف به موريتانيايي ها که بهترين جنگندگان ارتش روم بودند کشته و يا اسير شدند و ماکرينوس که چنين ديد مجبور به پذيرفتن شرايط سخت اردوان براي اعلام ترک مخاصمه ازجمله پرداخت غرامت شد.اين آخرين جنگ ايران و روم در دوران حکومت 475 ساله اشکانيان بود.