نماد آخرین خبر

شعر/ با ناخنم به سنگ نوشتم: بیا، بیا

منبع
بروزرسانی
شعر/ با ناخنم به سنگ نوشتم: بیا، بیا
از نو شکفت نرگس چشم انتظاري ام گل کرد خار شب بي قراري ام تا شد هزار پاره دل از يک نگاه تو ديدم هزار چشم در آيينه کاري ام گر من به شوق ديدنت از خويش مي روم از خويش مي روم که تو با خود بياري‌ام بود و نبود من همه از دست رفته است باري مگر تو دست بر آري به ياري ام کاري به کار غير ندارم که عاقبت مرهم نهاد نام تو بر زخم کاري ام تا ساحل نگاه تو چون موج بي قرار با رود رو به سوي تو دارم که جاري ام با ناخنم به سنگ نوشتم: بيا، بيا زان پيش تر که پاک يادگاري ام قيصر امين پور