آرتنا/ نظريه فرويد: زيگموند فرويد اين فرضيه را ارائه کرد که رويا تمايلات و آرزوهاي نا خودآگاه را منعکس مي کند.
به نظر فرويد، رويا اجازه مي دهد تا ما تمايلاتي را که در مدت روز سانسور مي کنيم، نشان دهيم. بعلاوه، او معتقد بود که محتواي رويا سمبل چيزهاي ناخودآگاه خيالي است بنابراين بيشتر روياهاي ما، احتمالا بيانگر تمايلات سرکوب شده، حتي به صورت مبدل هستند.
نظريه فعال خواب: طبق نظريه فعال خواب، که به وسيله هوسبون و مک کارلي پيشنهاد شده است، رويا اصولا فعاليت زيستي مغز را منعکس مي کند نه فعاليت روان شناختي. نظريه فعال خواب معتقد است ما تمايل داريم رويدادهاي روزانه را نيز در خواب ببينيم. رايج ترين فعاليت عصبي کرتکس عبارت است از بازنمايي رويدادها يا نگراني هاي روزانه.
با اين همه، به نظر مي رسد که هوسبون نشان مي دهد برخي روياها مي توانند اشتغالات رواني فرد را شامل شوند؛ اشتغالاتي که درباره «راهبردهاي زندگي» يا را ه هاي سازگاري او يک ديد کلي مي دهند.
نظريه کريک و ميچستون: کريک و ميچستون نظريه ديگري درباره عملکرد روياها ـ که از چشم انداز هوش مصنوعي نشأت گرفته است ـ ارائه مي کنند. آنها معتقدند خواب عميق به مغز اجازه مي دهد از تراکم شديد اطلاعات جلوگيري کند. به عبارت ديگر، رويا فضاي حافظه را آزاد مي کند تا بر روياهاي روز بعد تمرکز داشته باشد.
اختلال کابوس: بيداري مکرر از دوره اصلي خواب يا چرت زدن، همراه با يادآوري دقيق رؤياهاي بسيار ترسناک و گسترده است. روياها معمولا مربوط به تهديد زندگي، امنيت يا عزت نفس است. بيداري عموما در طي نيمه دوم دوره خواب صورت مي گيرد. شخص پس از بيداري از روياهاي وحشتناک، بسرعت هوشيار و آگاه به زمان و مکان مي شود (برخلاف اختلال وحشت خواب و برخي انواع صرع که در آنها سردرگمي و اختلال موقعيت سنجي ديده مي شود). تجربه رويا يا اختلال خواب ناشي از بيدار شدن، سبب ناراحتي بارز باليني يا اختلال در کارکرد اجتماعي، شغلي يا ساير حوزه هاي مهم کارکردي مي شود. کابوس ها منحصرا در جريان يک اختلال رواني ديگر (نظير دليريوم، اختلال استرس پس از سانحه) روي نمي دهند و ناشي از تاثيرات فيزيولوژيک مستقيم مواد (نظير داروهاي مورد سوءمصرف يا نسخه شده) يا بيماري طبي عمومي نيستند.
تعبير خواب از ديدگاه زيست شناسي و روان شناسي: فرانسيس کرک، يکي از کاشفان DNA، بر اين باور است که خواب ديدن، راهي براي جداسازي و دور ريختن اطلاعات حسي است که در طول روز دريافت شده اند. هنگامي که چنين اتفاقي مي افتد، سيستم عصبي فعال شده و در نهايت منتهي به رويا مي شود. رابين رويستون، روانپزشک بيش از ۲۰۰ شرح رويا و خواب جمع آوري کرده است که ظاهرا مشکلات مربوط به سلامت را بازگو مي کنند. براي مثال، مردي خواب ديده بود که دو پلنگ سياه او را تعقيب مي کنند و يکي از آنها پنجه اش را در پشت او فرو مي کند. ماه ها بعد، اين مرد مبتلا به بيماري خطرناکي شد که ويژگي آن وجود خال سياهي در همان نقطه پشت است.
به نظر مي رسد روياها گاهي الهامي براي حل خلاقانه مسائل هستند. مثلا ککوله، کاشف بنزن بعد از اين که خواب ديد دايره اي از مارها هر کدام دم مار بعدي را در دهان دارد، موفق به کشف ساختمان شيميايي بنزن شد که حلقوي است نه خطي. روان شناسان مي گويند هر خوابي که مي بينيد، معني پنهاني دارد.
در اينجا چند تعبير خواب از ديدگاه روان شناسي مي آيد که البته فقط نوعي برداشت از خواب است و نمي تواند حکمي کلي و قطعي داشته باشد و بيشتر به ارتباط بين اعمال و ذهن انسان بر مي گردد.
پله: اگر خواب ببينيد که از پله بالا مي رويد، معمولا نشانه آن است که موفقيتي در آينده خواهيد داشت. پايين آمدن از پله به اين معني است که از شکست مي ترسيد زيرا اخيرا به نوعي، خطر کرده ايد.
ماشين آلات: تقريبا هميشه نماد بدن و بخصوص مغز هستند. اگر خواب ببينيد قسمت هاي ماشيني را از يکديگر باز مي کنيد، نشانه آن است که شما در حال مبارزه با يک ضعف رواني مثل فراموشي هستيد. خواب ديدن ماشين روغن کاري شده و روان، بيان کننده ميل به سارماندهي بهتر در زندگي است. ماشين آلات زنگ زده و ازکارافتاده نشانه بيماري جسمي يا روحي هستند.
مو: موي بلند و باز نشان دهنده ميل به آزادي بيشتر است، اما اگر خواب ببينيد موي خود را کوتاه مي کنيد، معني اش اين است که احساس مي کنيد در بخشي از زندگي خود محدود شده ايد. شانه کردن مو به معني يافتن راه حل براي مشکلات پيچيده است.
منفذ: اگر خواب ببينيد در منفذي گير افتاده ايد، معني اش آن است که احساس مي کنيد زندگي تان تکراري شده است. سوراخ در لباس، نشانه موفقيت مالي قريب الوقوع است.
مرگ: اگر خواب ببينيد که خودتان مرده ايد، نشانه آن است که مي خواهيد از شر تمام مشکلات دنيا خلاص شويد. مگر اين که جدتان در گور بي نام و نشاني باشد که در اين صورت از شغل يا حادثه اي ناخوشايند مي ترسيد. ديدن مرگ شخصي ديگر در خواب، حاکي از رسيدن خبرهاي تعجب برانگيز است و خواب ديدن مراسم عزاداري يا تدفين، پيامي از ضمير ناخودآگاه تان است که بايد چيزي را که به خاطرش افسوس مي خوريد، فراموش کنيد.
علف و سبزه: منعکس کننده شرايط زندگي شماست. علف سبز نشان مي دهد همه چيز در شرايط خوبي است، اما علف زرد و خشکيده به اين معناست که شما خوشبخت نيستيد، همچنين به معني بيماري نيز برداشت مي شود.
آتش: اگر خواب ببينيد که خانه تان آتش گرفته است، به آن معناست که از کسي بي نهايت عصباني هستيد، اما اگر فقط خودتان در آتش باشيد، يعني تحت فشار احساسات غيرقابل کنترل درباره کسي يا از فقدان او هستيد.
دريا: ديدن درياي خالي، از احساس فقدان رابطه در زندگيتان خبر مي دهد و خواب ديدن ساحل، به معني آن است که احساس مي کنيد سعادتتان در زندگي در حال از دست رفتن است.
روياي صادقه و خواب در انديشه اسلامي: خواب در انديشه ديني يکي از نشانه هاي الهي است که در خود حکايت هاي ناگفته بسيار دارد. اگر کسي از «انحصار نفس» خود بيرون بيايد و به «خواب»، به عنوان پديده اي که ما را به آن سو مي کشاند، توجه کند حکايت ها، اشارت ها و هدايت هاي بسياري برايش پديدار خواهد شد. از همين رو خداوند علاوه بر آن که «خواب» را به عنوان آيتي از آيات خود برمي شمرد، در آن نشانه ها و آياتي را نيز قرار داده و ما را به شنيدن و تدبر در آن نشانه ها دعوت مي کند. مح ي الدين بن عربي خواب را حکمت نوري دانسته و آن را اولين مبدا تلقي وحي الهي، براي اهل عنايت شمرده است.
«روياي صادقه» به رويايي گفته مي شود که عينا در آينده رخ مي دهد و درواقع، نوعي خبر از آينده است. معمولا چنين خواب هايي نياز به يک زمينه روحي شفاف و آرام دارد. بويژه اگر به صورت مکرر رخ دهد، ولي در عين حال نمي توان گفت که بيننده اين خواب حتما انسان پاک و متديني است؛ زيرا ممکن است در عين داشتن رذائل و بدي هايي، به دلايل خاصي در بعضي مواقع ارتباط روحي او با اخبار آينده برقرار شود. اين در صورتي است که بيننده روياي صادقه فردي معمولي باشد.
شهيد مطهري مي گويد: «در تمام نقاط دنيا و تاريخ گذشته و در زمان حاضر احيانا روياهايي پيدا مي شود که اساسا با گذشته ارتباط ندارند. اينها اموري هستند که مربوط به يک حادثه آينده اند، جز اين که گوييم حقيقت آن را نمي دانيم چيست؟... در خواب هم در چنين حالتي به انسان الهام مي شود.»