مستور/ ابليس، در ميان بني اسرائيل جولان مي داد. از ولادت عيسي مسيح(علي نبينا و آله و عليه السلام)، در گوش عالِم˚نمايانِ بني اسرائيلي مي خواند که فرزند آوري معجزه آساي مريم مقدّس(سلام الله عليها)، نشانه ي قدرت پروردگار يکتا نيست؛ بلکه حاصل عمل فسادانگيز زکرياي نبي(ع) است!(1) نتيجه ي گوش به فرماني علماي بني اسرائيل از دستورات ابليس، اين شده بود که گمراهان بني اسرائيلي، کوچه به کوچه و شهر به شهر به تعقيب پيامبر معصوم الهي مي پرداختند تا او را بکشند و به اشدّ مجازات برسانند.(2)
زکريّاي نبي(ع) از ميان مردم گريخت. ابليس در ميان نادانان و گمراهان فرياد مي زد: «بگيريد اين گناهکار را!» و شوري به جان اشرار مي انداخت. مردم، زکريّاي نبي(ع) را تا مکاني پر درخت تعقيب کردند و ناگهان، پيامبر خدا از مقابل چشمشان پنهان شد.
دشمن بزرگ، در ميان حريصان به خون زکرياي نبي(ع) راه افتاد و درختان را از نظر گذراند و با انگشت پارچه ي بيرون زده از درختي را نشان داد و گفت: «اين لباس اوست!» و زمزمه اوج گرفت: «زکريا ميان درختي پنهان شده!»(3)
ابليس، چشمان جنون زده اش از بالا تا پائين درخت گرداند و خم شد تا از پائين ترين قسمت درخت وجب به وجب تا جايي که قلب زکرياي نبي(ع) بود، تخمين بزند. انگشتان منحوسش را به بخشي از تنه ي درخت زد و فرماني شيطاني داد: «درخت را از اينجا ببريد.»(4)
وحشيان حمله کردند. ارّه آوردند و درخت را با گوهر مياني اش دو تکه کردند. آنگاه درخت خون آلود را ميان جنگل رها کردند. زنازادگان(5) پراکنده شدند و ابليس از ميانه گريخت. پيامبر بي گناه خدا، بي آنکه جرمي کرده باشد، در ميان جنگل، خون آلود و تنها بر جاي ماند...
ابليس ملعون، عامل قتل زکرياي نبي(ع)
يکي از ويژگي هاي بني اسرائيل که در قرآن کريم ذکر شده است، «پيامبر کشي» است. ويژگي اي که در پيشوايان تاريکي آينده بيشتر با آن آشنا خواهيد شد. سه نکته ي مهم در داستان قتل ناجوانمردانه ي حضرت زکريا(ع) وجود دارد:
اوّل- ابليس ملعون در معرفي خود به امام هادي(عليه السلام) خود را چنين توصيف کرد: «...من نقشه ي قتل يحيي را کشيدم. من سبب قتل زکريّا با ارّه شدم...»(6) از سخن اين دشمن خدا، چنين بر مي آيد که اوّلاً نقشه ي شوم قتل انبيا، فسادي است که بني اسرائيل با فرمان شيطان، به آن دست زدند.
دوم- در روايات شيعيان آمده است که «...راضي نمي شوند به کشتن پيغمبر يا امام مگر اولاد زنا.»(7) که همين قتل، نشانگر فساد بالاي بني اسرائيل و علماي آنها پيش از ظهور حضرت عيسي (ع) است.
سوم- در ضمن روايتي که به شهادت جانسوز حضرت زکريّا(ع) اشاره شده است، آمده که حضرت زکريا(ع) به لطف خداوند، در هنگام بريده شدن درخت، دردي احساس نکردند.(8) امّا اين نکته قابل توجّه است که رنج نکشيدن پيامبر مهربان الهي، چيزي از زشتي عمل بني اسرائيليان گمراه نمي کاهد.
«أين طالب بذحول الأنبياء و ابناء الانبياء؛(9)
کجاست انتقام گيرنده از خون پايمال شده ي انبيا و فرزندان انبياء...»
منابع:
1- 4. ابن بابويه، محمد بن على، «علل الشرائع»، ترجمه ذهنى تهرانى، قم، چاپ اوّل، 1380، ج1 ؛ ص283.
5. امام صادق(عليه السلام) در روايتي روشنگر فرمودند: «فرعون زمان ابراهيم(ع) و اصحابش، همه اولاد زنا بودند که به زودي به کشتن پيغمبر راضي شدند و فرعون موسي(ع) و اصحابش، همه حلال زاده بودند که گفتند: "او و برادرش را رها کن و ساحران را جمع کن" و حکم به کشتن ايشان نکردند؛ زيرا که راضي نمي شوند به کشتن پيغمبر يا امام مگر اولاد زنا.» (مجلسي، محمّد باقر، بحارالانوار، بيروت، دار احياء تراث العربي، ج13، ص: 132.)
6. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) - قم، علامه، چاپ: اول، 1379 ق.ج2، ص: 251.
7. روايت پيش گفته از امام صادق(عليه السلام)؛ مجلسي، محمّد باقر، بحارالانوار، همان.
8. ابن بابويه، محمد بن على، «علل الشرائع»، همان.
9. فرازي از دعاي ندبه.