کجارو/ در دوره صفوي ، شهر اصفهان چنان عظمت و شکوهي داشت که آن را نصف جهان ناميدند. در ميان آثار معماري بازمانده از اين عصر، مجموعه مدرسه و بازارچه و کاروانسرايي برجاي مانده است که در کنار خيابان چهارباغ اصفهان چون گوهري يگانه ميدرخشد. اين مجموعه به دستور شاه سلطان حسين صفوي ساخته شد و آن را به مادر خويش پيشکش کرد. از اين رو مدرسه و کاروانسراي مادر شاه ناميده شد. براي آشنايي با بناي نفيس هتل کاروانسراي عباسي با کجارو همراه باشيد.
از مجموعه بناهاي ياد شده، مدرسه از همه مشهورتر است و به اعتبار کاشيکاري ظريف و بيمانند، از زيباترين آثار تاريخي اصفهان و جهان است. اين شاه بيت معماري اسلامي که با وقاري شکوهمند در کنار چهارباغ نشسته و بيشتر به نام مدرسه چهارباغ معروف است، بيش از سه قرن است که محل تعليم و تعلم طالبان علوم ديني و الهي است. در آغاز، انگيزه اصلي ساخت بازار و کاروانسرا استفاده از عوايد آن براي نگهداري مدرسه و تامين معاش اهل مدرسه بوده است. بازار که در کنار ضلع شمالي مدرسه قرار دارد با سقفي بلند از تاق ضربيهاي خوش نما پوشانده شده و حجرههاي دو طرف آن در دو طبقه ساخته شده است. اين بازارچه را پيشتر بازارچه بلند ميخواندند و امروز بازار هنر مينامند. اکنون در حجرههاي اين بازار دستسازهاي بومي و سنتي به مشتريان عرضه ميشود و در حجرههاي فوقاني، صنعتگران بومي به ساخت اين آثار مشغول هستند. هنوز هم در اين بازار اشيايي به مشتريان فروخته ميشود که نامهاي خاطرهانگيزي را به ياد مي آورد؛ مثل خاتم مينا، قلمکار، قلمزني، منبت، سوخت، تذهيب، معرق، گلابتون، زريبافي، ... . از زمان ساخت مجموعه مدرسه و بازار و کاروانسرا سيصد سال مي گذرد. به نظر ميرسد بناي مدرسه مادر شاه در سال ۱۱۱۲ هجري قمري آغاز شده و تا سال ۱۱۲۸ به طول انجاميده است. تاريخهاي نقش شده در گوشه و کنار اين مدرسه زمان ساخت آن را مشخص مي کند. در کتيبهاي سال ۱۱۱۴ و بر کتيبه چوبي ديگري سال ۱۱۱۹ و در نقش حک شده بر در مدرسه، سال ۱۱۲۰ و در کتيبهاي به خط عبدالرحيم جزايري سال ۱۱۲۲ نقش بسته است.
با شکوفايي اقتصاد ايران در عصر صفوي، ساخت بناهاي عظيم و سودمند همچون بازار، پل، سد، آب انبار، برج کبوتر، رباط، مسجد و مدرسه رواج يافت، اما شاخصترين بناهاي آن دوره، مجموعه کاروانسراها است که هنوز هم برخي از آنها، اگر چه ويران، در گوشه و کنار اين سرزمين، چه در کنار راهها و چه در گوشه و کنار شهرها، به چشم مي خورد. کاروانسراها تنها محل اطراق شبانه کاروانيان و رهگذران و باراندازي و بارگيري کاروانها نبود، بلکه فضايي مناسب براي نگهداري کالا و مبادلات بازرگاني نيز بود. شاردن، سياح اروپايي که در زمان صفوي از اصفهان ديدن کرد، تعداد کاروانسراهاي اصفهان را بيش از ۱۸۰۰ مورد خوانده است.
استواري و زيبايي از ويژگيهاي اصلي کاروانسراهاي صفوي است و شابهتي که کمابيش در ساختمان بيشتر آنها ديده مي شود، اين گمان را تقويت مي کند که همه آنها از روي طرحي نمونه ساخته شده اند. اگرچه گاهي تفاوتهاي اصلي در اجزاي اين بناها ديده مي شود، اما عناصر عمده، همچون حياط چهارگوش مرکزي با اتاقهاي يک يا دو طبقه در گرداگرد آن به صورت قرينه و صفهها با ايوانهاي جلوي اتاقها ويژگي مشترک بيشتر آنها است. در بازسازي کاروانسراي مادر شاه کوشش شده است که شکل کلي آن محفوظ بماند و تنها تغيير ظاهري، درختکاري و آرايش صحن مرکزي آن به شکل باغهاي اصيل ايراني است. در آب و هواي کويري و نيمه کويري ايران، حياط قلب تپنده معماري است؛ فضايي باز و مفرح که طبيعت مهربان را با آب و گياه به کاشانه ما ميآورد و آن را از خشکي و سرماي بيرون حفظ ميکرد. کاروانسراي مادر شاه نيز همچون ديگر کاروانسراهاي صفوي حياطي مربع شکل در ميان دارد که طول هر ضلع آن هشتاد متر است. در نوسازي کاروانسرا، اين حياط خاکي باغي پر گل و گياه شده است که نهري به نام فرشادي (farreshadi) از ميان آن ميگذرد. در هر ضلع حياط ايواني قرار دارد که حجرههاي دو طبقه سفيد رنگ در کنار آن صف کشيده است. به گفته تاورنيه، سياح اوپايي، بازرگانان متمکن آن روزگار اتاقهاي پايين را به اتاقهاي بالا ترجيح ميدادند؛ زيرا هم در تابستان خنکتر و هم به انبارها و باراندازهاي آنان نزديک تر بود. در آن زمان در صحن مرکزي کاروانسرا سکويي دراز براي پياده کردن بارها تعبيه شده بود و اصطبلهايي نيز براي تيمار چهارپايان بارکش وجود داشت. ايوان شمالي کاروانسرا به بازارچه شاهي و ايوان جنوبي به باغ فتح آباد باز مي شد که امروز چيزي از آن باقي نمانده است.
سادگي و استواري اين بنا با فضايي دلگشا و آرام، شکوه و زيبايي ميدان نقش جهان را به ياد ميآورد که گوهر بازمانده از عهد صفوي است. اما شکوفايي عصر صفوي نيز پايدار نماند و در تند باد يورش افغانها به تاراج رفت. در دورههاي بعد کاروانسراي مادرشاه نيز همچون بسياري از بناهاي ديگر متروک ماند و تنها در زمان حکومت ظلالسلطان، شاهزاده سفاک قاجار، يک بار تعمير شد. سپس در عهد معاصر از اين بنا به عنوان آمادگاه پادگان اصفهان استفاده ميشد که امروز نام خيابان آمادگاه يادگار آن دوران است. فضاي نسبتا وسيع اين کاروانسرا موجب شد که در سالهاي بعد توقفگاه کاميونهاي حمل قند و شکر باشد و در سال ۱۳۳۶ شمسي که بازسازي اين بنا آغاز شد، با قرار ماهانه ۳۰ هزار ريال در اجاره اداره قند و شکر بود. همين بهرهبرداري نامناسب بود که همراه با باران و آفتاب و بي اعتنايي مردمان، بر سرعت ويراني کاروانسرا افزود. ديوارهاي آجري نماي داخلي بر اثر ضخامت کاهگل که هر بار لايهاي بر لايه پيشين افزوده مي شد، شکاف برداشته و در زير وزن روز افزون بامها قد خم کرده بود. پيهاي ضلع شرقي ديگر تاب نگهداري بنا را نداشت و ديوارها در آستانه سرنگوني بود. وضع ديگر قسمتها نيز چندان بهتر نبود. هم بنيان بنا و هم رنگ و آب آن را گذر بي امان روزگار بر باد داده بود. کاشيها فروريخته، درها و پنجرههاي قديم به يغما رفته و سنگهاي کف ايوانها و نبش ديوارها به مرور زمان ساييده و فرسوده شده بود.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد