حکایت/ از محبت خارها گل می شود

منبع
خراسان
بروزرسانی
حکایت/ از محبت خارها گل می شود
خراسان/ مردي بود که به پرورش گل و گياه علاقه داشت. روزي دشمن اش که همه چيزش را از او گرفته بود برايش گلداني فرستاد و گفت: «در اين گلدان گلي زيبا کاشته‌ام.» مرد بارها آن گلدان را پس فرستاد اما مرد بدجنس دوباره همان گلدان را برايش مي فرستاد و مرد از سر ناچاري مجبور شد گلدان گل را قبول کند. اصلا آن گياه را دوست نداشت اما از سر دلسوزي هر از گاهي به آن آب مي‌داد. سال ها گذشت و مرد از آن درختچه به خوبي محافظت کرد. آن درختچه ديگر به درختي تبديل شده بود و ميوه مي داد. مرد يک ميوه چيد و خورد و از آن لذت برد. براي دشمن اش يک نامه نوشت که ممنونم از گلدان گل، الان يک درخت است و ميوه داده و ميوه‌هاي بسيار خوشمزه‌اي هم دارد. آن نامه را براي دشمن اش فرستاد. دشمن اش وقتي نامه را خواند مات و مبهوت مانده بود و در پاسخ‌نامه نوشت: «از ميوه‌اش خوردي چگونه هنوز زنده‌اي؟!» مرد نامه را خواند و نوشت: «از محبت خارها گل مي‌شود.» همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در تلگرام https://t.me/akharinkhabar آخرين خبر در ويسپي http://wispi.me/channel/akharinkhabar آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

آخرین خبر | حکایت/ از محبت خارها گل می شود