تسنيم/ برخي از مردم زندگي زناشويي موفق را به طول و اندازه آن ميسنجد و باور دارند اگر زن و مردي تا آخر عمر با يکديگر زندگي کردند و صدا از خانهشان بيرون نيامد، موفق هستند. بعضيها هم زوج خوشبخت و موفق را کساني ميدانند که در خريد کردن و انتخاب خانه و وسايل و تربيت فرزند با هم موافق هستند و تفاهم دارند.
اين در حالي است که نظر اسلام درباره زندگي زناشويي موفق وسيعتر و خاصتر از اين نوع تعريفهاست. ملاک و معيار دين اسلام در زندگي فردي، اجتماعي و حتي زناشويي بر اساس دينداري و خداپرستي تعريف ميشود و طبيعتاً يکي از معيارهاي زندگي موفق اين است که زن و شوهر، هر دو در بندگي خدا موفق باشند و نماز و عبادت خدا را در رأس برنامههاي زندگيشان قرار بدهند.
با اين تعريف اسلام، اگر کسي نمازخوان باشد اما همسري داشته باشد که نماز نخواند، با اين وجود در امور ديگر مثل خريد خانه و اتومبيل و خورد و خوراک با هم تفاهم داشته باشند، زندگي زناشويي موفقي و صحيحي ندارند. چون طبيعتاً انتخاب آنها در امور ديني نيز با يکديگر متفاوت خواهد بود و اين تفاوت در تربيت فرزند هم تأثير ميگذارد. بر همين اساس است که ضرورت تشويق و ترغيب همسر کاهل نماز به انجام اين فريضه ديني مشخص ميشود.
دکتر مريم حاج عبدالباقي، استاد حوزه و دانشگاه، به بررسي ريشهها و دلايل کاهلنمازي در ميان افراد پرداخته و مسئوليت همسران را در برابر سهلانگاري در انجام اين فريضه ديني ارزيابي کرده است. آن طور که اين کارشناس ديني توضيح ميدهد، قدم اول در تشويق همسر به انجام اين فريضه مهم ديني اين است که همسر او علت نماز نخواندن را ريشهيابي کند. سپس بر اساس هر کدام از دلايل بي نمازي همسر خود، شيوه مقابله و تشويق بهخصوصي را براي نمازخوان کردن او به کار بگيرند. يکي ديگر از شيوهها براي نمازخوان کردن زن يا شوهري که کاهل نماز است، اين است که همسر او سعي کند نمازش را در اول وقت و با رعايت آداب شرعي به جا بياورد. همين که آن زن يا مرد کاهل نماز هر روز ببيند که همسرش در اقامه نماز اول وقت دقت دارد، او هم به اين کار تشويق و ترغيب خواهد شد.
يکي از سؤالات و دغدغههايي که ذهن بسياري از افرادي را که همسر کاهل نماز دارند به خود مشغول ميکند، اين است که «در برابر نماز نخواندن همسرشان تا چه اندازه مسئول هستند؟» به عبارت ديگر آيا نمازخوان کردن همسر وظيفه شرعي انسان است و در اين باره تا اندازه بايد دغدغه داشت و انرژي صرف کرد؟
بر اساس دستورات ديني زن و شوهر در مسئله نماز، روزه و يا هر موضوع شرعي و اخلاقي ديگري به اندازه امر به معروف و نهي از منکر وظيفه دارند که يکديگر را به انجام کارهاي درست تشويق کنند و از انجام کارهاي خلاف دين باز دارند و عواقب سهلانگاري در اين امور را به آنها يادآوري کنند. اما بيشتر از اين اندازه نسبت به يکديگر وظيفه ندارند و هر کسي در قبال اعمال و کردار خوب و بد خودش مسئول است و بايد در برابر خداوند پاسخگو باشد.
از طرف ديگر افشاگري، بياحترامي، سرزنش و رسوا کردن همسر در مقابل فرزندان در امر به معروف و نهي از منکر راه ندارد. درواقع هيچ کسي نبايد براي انس دادن همسر خود با نماز، کار را به مشاجره و دعوا برساند. بلکه در اين مورد اخلاق خوش و تذکر بدون نيش و کنايه کفايت ميکند.
در قرآن کريم هم اين موضوع به ولايت مؤمنين بر يکديگر تعبير شده است، همان طور که در آيه 71 سوره مبارکه توبه ميفرمايد : « وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ...؛ مردان مؤمن و زنان مؤمن دوستان يکديگرند به نيکي فرمان ميدهند و از ناشايست بازميدارند.»
البته متأسفانه در نگاهي که امروزه در بعضي از خانوادهها حاکم است، زن و شوهر از يکديگر فاصله گرفتهاند و دعوت به نماز خواندن هم به دخالت در حوزه خصوصي همسر تلقي ميشود و يا اينکه تحمل و پذيرش وجود ندارد. به همين دليل لحن مهربانانه و دوستانه بايد در مورد تشويق به نماز خواندن همسر هم وجود داشته باشد تا اثر بگذارد. اما همان طور که اشاره شد بعد از نصيحت و امر به نماز خواندن، اگر همسر به اقامه نماز مشغول نشد ديگر مسئوليتي بر عهده همسر او نيست.
تأثير نماز در زندگي مشترک
بعضي از افراد موفقيت در امور ديني را تنها به شخص خودشان منوط ميدانند و اين تصور را دارند که در برابر کاهل نماز بودن ديگران حتي همسر خود، مسئوليتي ندارند. در اين مورد، اهل نماز بودن همسران چه تأثيري در زندگي مشترک آنها دارد؟
براي اينکه بدانيم نماز خواندن يا نماز نخواندن همسر چه تأثيري در شخصيت او و زندگي مشترک دارد بايد به چند نکته کلي درباره تأثيرات نماز اشاره کنيم. خداوند متعال در آيه 45 سوره مبارکه عنکبوت ميفرمايد: «وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ؛ و نماز را برپا دار که نماز از کار زشت و ناپسند باز مى دارد.» از تفسيرهاي اين آيه شريفه مشخص ميشود که نماز را به هر نحوي که بخوانيم، يعني درجه احسن نماز باشد يا کمتر از آن، به هر حال از روح عبادت و شرايط کمال برخوردار است.
گاهي نماز را با خلوص و رعايت همه نکات بهجا ميآوريم که طبيعتاَ تأثير آن در اعمال و گفتار ما بسيار است و گاهي شرايط نماز کامل را رعايت نميکنيم و در نتيجه تأثير کمي در زندگي ما دارد. پس ممکن نيست که کسي نماز بخواند اما نماز در زندگي او کاملاً بيتأثير باشد. درنتيجه آدم گناهکاري هم که نماز ميخواند، حتما اگر اين عمل واجب را انجام نميداد، گناهان بيشتري مرتکب ميشد.
همکفو بودن همسران
ميدانيم که يکي از شرايط انتخاب همسر، همکفو بودن دختر و پسر است. آيا همکفو بودن در امور ديني و به خصوص در اهل نماز بودن هم صدق ميکند؟
بله. بر اساس دستورات اسلام يکي از معيارها و ملاکهاي مهم براي داشتن زندگي موفق و سالم اين است که همسران همکفو باشند، يعني در شأن و شرايط يکديگر باشند. اين شرايط هم از نظر اسلام به پول و ثروت و مقام و رتبه علمي مربوط نميشود، بلکه ملاک اصلي در اسلام ايمان افراد است. همان طور که پيغمبر اکرم صليالله عليه و آله در اين باره فرمودند: «مرد مؤمن همتا و همکفو زن مؤمن است و مرد مسلمان همکفو زن مسلمان است.»
بر طبق اين روايت ميتوان نتيجه گرفت زن يا مردي از نماز نخواندن همسرش ناراحت و دلگير ميشود که خودش اهل نماز باشد و انجام اين فريضه ديني براي او اهميت داشته باشد. در غير اين صورت کسي که مسلمان نباشد يا مسلماني که به انجام دستورات خدا اهميتي نميدهد نماز خواندن همسرش هم براي او اهميت ندارد. پس گله کردن از همسري که نماز نميخواند، نشان ميدهد اين همسران همکفو و در شأن يکديگر نيستند.
همشأن نبودن در مورد نماز ميتواند دليلي براي جدايي و طلاق باشد؟
دقت کنيد که همين اندازه دليل نميشود که زندگي مشترک بر هم بخورد و يا همسران از يکديگر جدا شوند.
پس در برابر همسري که کاهل نماز است، چه بايد کرد؟
پزشک ماهر و دانا براي درمان بيماريها ابتدا به دليل ايجاد مرض توجه ميکند. يعني جست و جو ميکند تا متوجه شود چه چيزي باعث بروز بيماري در فرد شده است و سپس بر اساس همان دليل، داروهايي براي او تجويز ميکند. براي حل مشکل نماز نخواندن همسر هم بايد همين شيوه را در پيش گرفت.
به عبارت ديگر قدم اول در تشويق همسر به انجام اين فريضه مهم ديني اين است که همسر او علت نماز نخواندن را ريشهيابي کند. به طور کلي چند عامل وجود دارد که بعضي افراد از اقامه نماز سر باز ميزنند: بعضي افراد دليل اصلي نماز خواندن را نميدانند، يعني از برکتها و ضرورتهاي نماز خواندن بياطلاع هستند و همين بياطلاعي باعث رويگرداني آنها از نماز ميشود.
عدهاي هم جايگاه و شأن نماز و نقش آن در داشتن ايمان و خداپرستي را نميدانند. بعضي افراد هم آن قدر در گناهان و دنياپرستي خود غرق شدهاند که به طور کلي از پرداختن به امور معنوي غافل ماندهاند. بعضي خانوادهها هم در تربيت ديني فرزندان خود کمکاري کردهاند و به همين دليل فرزندانشان بعد از ازدواج با افراد نمازخوان، باز هم در اقامه نماز کوتاهي ميکنند.
از طرف ديگر تنبلي در نماز خواندن، خجالت بيمورد که مبادا مورد تمسخر اطرافيان نادان قرار بگيرند، داشتن الگوهاي محبوب بينماز، امروز و فردا کردن و داشتن دوستان و همنشينهاي ناباب و بينماز هم دلايل ديگري براي بينمازي بعضي از افراد است.
در اين مورد زن و مرد وظيفه دارند بر اساس هم کدام از دلايل کاهلنمازي همسر خود، شيوه مقابله و تشويق بهخصوصي را براي انس دادن او با نماز به کار بگيرند.
الگوها را ناديده نگيريد
مي دانيم که زن و شوهر بايد همراه و مشاور يکديگر باشند. بر اساس اين آموزه اسلامي، شخصي که خودش اهل نماز است تا چه اندازه ميتواند بر همسر کاهل نماز خود اثر مثبت گذاشته و او را به نماز تشويق و ترغيب کند؟
به هر حال کمال همنشين بعد از مدتي بر هر انساني اثر ميگذارد. نقش همسران در زندگي مشترک هم همين طور است. مردي که نماز ميخواند و نسبت به انجام اين فريضه ديني دقت دارد، اگر همسري دارد که کاهل نماز است، به خوبي ميتواند بر او اثر مثبت بگذارد.
البته در اين مورد لازم است که نکاتي رعايت شود تا اين نقش الگودهي به بهترين وجه صورت بگيرد. در اين باره خداوند متعال در آيه 71 سوره مبارکه توبه ميفرمايد : « الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَکيمٌ؛ مردان و زنان باايمان دوست و ياور و سرپرست يکديگر هستند، به هر کار نيک (از نظر عقل و شرع) فرمان مىدهند و از هر کار زشت (از ديدگاه عقل و شرع) بازميدارند، نماز را برپا مىکنند و زکات مىدهند و از خدا و فرستاده او فرمان ميبرند. آنها هستند که خداوند به زودى مورد رحمتشان قرار مى دهد که همانا خداوند غالب مقتدر و با حکمت (در مرحله تکوين و تشريع و جزا) است.»
بايد دانست که يکي از شيوهها براي نمازخوان کردن زن يا شوهري که کاهل نماز است، اين است که همسر او سعي کند نمازش را در اول وقت و با رعايت آداب شرعي به جا بياورد. همين که آن زن يا مرد کاهل نماز هر روز ببيند که همسرش در اقامه نماز اول وقت دقت دارد، او هم به اين کار تشويق و ترغيب ميشود.
يادآوري و مرور فوايد نماز
در عين حال ميتوان براي اين گونه افراد از برکات نماز خواندن و يا حتي در مورد عقاب و زندگي بد افراد کاهل نماز گفت. اين مطالب اگر از طرف همسر آنها گفته شود، تأثير بسيار زيادي در منش و رفتارشان دارد. خداوند متعال در آيه 55 سوره مبارکه ذاريات ميفرمايد: « وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ؛ و (مؤمنان را) تذکر ده، زيرا تذکر و پند مؤمنان را سود ميبخشد.»
پس مرد و زن در اين گونه موارد وظيفه دارند که با زبان خوش و ملايم به همسر خود تذکر بدهند. در همين مورد در کتاب اجوبه الاستفتائات نوشته شده که: وظيفه فرد در قبال همسر کاهل نماز فراهم کردن زمينه اصلاح او به هر وسيلهاي که ممکن است و بايد از هر گونه خشونت که حاکي از بداخلاقي و ناسازگاري باشد، خودداري کند و اطمينان داشته باشد که شرکت در مجالس ديني و رفت و آمد با خانوادههاي متدين تأثير بسيار زيادي در اصلاح او دارد.
بنابراين شيوه ديگري که افراد ميتوانند براي تشويق همسر خود به نماز خواندن به کار بگيرند اين است که با افراد و خانوادههاي متدين و نماز خوان رفت و آمد کنند. درواقع معاشرت با چنين خانوادههايي و ارتباط دادن زن يا مرد کاهل نماز با افراد نمازخوان هم در تشويق آنها بسيار مؤثر است.
البته به اين نکته هم توجه شود که ممکن در ميان آشنايان خانوادهاي که زن يا شوهر کاهل نماز دارد، خانواده متديني باشند اما با آنها در ارتباط و معاشرت کمتري باشند. در اين صورت ميتوان از آنها دعوت کرد تا به عنوان مهمان به منزلشان بيايند و با ايجاد زمينه مساعد، اين معاشرتها را ادامه بدهند. به اين ترتيب هر گاه در گفتوگوهاي حين مهماني مطلبي درباره امور شرعي و به خصوص نماز خواندن مطرح شود، ميتواند انگيزه انجام اين فريضه الهي را در افراد خانواده تقويت کند.
برايش دعا کنيد
بسياري از مفاهيم بلند و مهم ديني در دعاها گنجانده شده است. از اين راهکار تا چه اندازه و چگونه ميتوان در انس دادن همسران به نماز بهره برد؟
وقتي زن يا مردي براي همسرش که کاهل نماز است با صداي بلند دعا ميکند و او ميشنود، ميتواند به عنوان يکي از زمينههاي تشويقي به سمت نماز و عبادت محسوب شود. در عين حال وقتي زن و شوهري براي يکديگر دعا ميکنند، زمينه ارتباط مسالمتآميزي را فراهم ميکنند. زني که بشنود همسرش در هنگام دعا کردن او را از ياد نميبرد، دلش گرم ميشود که مورد محبت او قرار گرفته است. اين احساس در مورد مردها هم وجود دارد و اگر آنها نسبت به عبادت خدا بيتوجه باشند، به اين مسير تشويق خواهند شد.
خداوند متعال در قرآن کريم اين نوع دعاها را به مردم آموزش داده تا به صورت فردي و جمعي يکديگر را دعا کنند و از خدا براي خودشان طلب خير کنند تا از اين طريق ضمن بهرهمند شدن از لطف خدا، همسر و خانواده خود را به بندگي خدا و پرهيزکاري دعوت کنند.
يکي از نمونههاي اين دعا در آيه 74 سوره فرقان آمده است، آنجا که ميفرمايد: « ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و اجعلنا للمتقين اماما؛ پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مايه روشني چشمان ما باشد و ما را پيشواي پرهيزکاران قرار بده.» و همچنين در آيه 28 سوره مبارکه نوح ميفرمايد: « رب اغفرلي و لوالديَّ و لمن دخل بيتي مؤمناً...؛ پروردگارا، من را و پدر و مادرم و هر مؤمني را که به سراي من داخل شود، بيامرز.»
در نهايت اگر آثار مثبت زيادي در نماز خواندن همسر ديده نشد، بهتر است همسر نمازخوان سعي کند فرزندانش را با نماز آشنا کرده و انس دهد. چون بسيار اتفاق افتاده که نماز خواندن فرزندان بر والدين بي نماز هم اثر گذاشته و آنها را نمازخوان کرده است.
بازار