شهیدی که صدام ۲۰ تکتیرانداز بینالمللی را برای دستگیریاش اجیر کرد

تسنيم/ برخي آدمها در دل و جان جاودانه ميمانند، آنقدر که نسل به نسل نامشان ميچرخد و در تاريخ يادها ماندگار ميشود. برخي آدمها بي حد و حساب خوبند و براي خوبي کردن دليل و بهانهاي ندارند، هرچه دارند در طبق اخلاص ميگذارند و به همه تقديم ميکنند.
برخي آدمها ميآيند که دستهاي ناتوان را بگيرند، ميآيند که يک تلخي را به شيريني و يک جنگ را به صلح تبديل کنند، آنها ميآيند و وسيلهاي ميشوند براي رهايي. اين آدمها کم نيستند، بيشترشان را ميشناسيم؛ نه به واسطه خودشان که پس از ترک دنيا و به واسطه آدمهايي که کنارشان بودند و ميدانند چه گوهرهاي گرانبهايي بودند.
شهيد عبدالرسول زرين، يکي از اين آدمهاست، آدمي که آنقدر به خاک وطن و انقلاب خدمت کرد که شک دارم هيچ روزي نامش را از ياد ببريم. به بهانه هفته دفاع مقدس مروري بر زندگي اين شهيد تاثير گذار خواهيم کرد. شهيدي که يکي از همان آدمهايي است که هيچ روزي را براي خودش زندگي نکرد و به تک تک ما زندگي بخشيد و رفت.
پسر شهيد عبدالرسول زرين در مورد پدرش گفت: پدر براي اينکه روي پاي خودش بايستد، براي کار به اصفهان ميآيد، هر از چند گاهي به شهرضا برميگشت تا اينکه وقتي وضعش خوب ميشد، تصميم به ازدواج گرفت. دوستان پدر؛ مادرم را به دليل صبوري و مؤمني، معرفي ميکنند. در نهايت در بيستودوسالگي (سال ۱۳۴۲) در شهرضاي اصفهان ازدواج کرد. به خاطر تأکيد و علاقهاي که به نماز اول وقت و جماعت داشت، منزل و مغازهاي را در حوالي مسجد بابا علي عسگر اصفهان (محله شيخ صدوق در حوالي دروازه شيراز اصفهان) تهيه کرد، شغلش هم در آن مقطع لباسفروشي بوده است.
در تظاهرات ضد طاغوت پيشتاز بود
پسر شهيد زرين در مورد فعاليتهاي انقلابي پدرش اظهار داشت: زمزمههاي انقلاب و حضرت امام (ره) شده بود؛ پدر گويا گمشدهاش را پيداکرده بود، خودش به نتيجهاي رسيده بود که حاکمان زمان، حاکمان خوبي براي پيگيري اهداف انساني نيستند. مصداقي براي اسلام در شاه و دربار نميديد، اما با آمدن امام (ره) همهچيز رنگ ديگري ميگيرد. اواخر سال ۵۶ حرکت را به دنبال آيتالله خادمي و ديگر روحانيون مبارز ادامه ميدهد. جلساتي را داشتند. اعلاميهها را پخش ميکردند و در تظاهرات شرکت فعال داشت.
زرين بيان کرد: در تظاهرات ضد طاغوتي قبل از انقلاب پيشتاز بودند و توسط ساواک هم تحت تعقيب قرار گرفتند. در جريان مبارزات انقلابي با آيتالله خادمي رابطه داشتند. اولين نفري بودند که در محله شيخ صدوق اصفهان ميروند روي پشتبام و اللهاکبر ميگويند و مردم هم، چون اولين بار بوده تعجب ميکنند و بعد جرات ميکنند و آنها هم در مقاطع بعدي ميروند و اللهاکبر ميگويند. اين مسائل باعث ميشود که ساواک به دنبالشان باشد.
وي در مورد فعاليتهاي شهيد زرين پس از انقلاب خاطرنشان کرد: بعد از انقلاب هم با شروع غائله کردستان، شهيد زرين که افتخار عضويت در سپاه اصفهان را داشت به غرب کشور اعزام ميشود. در جنگهاي نامنظم و ديگر عملياتها بهعنوان تکتيرانداز نقش حساس و ظريف خود را بازي کرده و چنان ضربات مهلکي را ماهرانه به ايادي دشمن واردمي کند که ارتش بعثي را بعد از تلفات سنگين مادي و انساني» دچار سرگيجه و تحير مينمايد. شهيد خرازي درباره مبارزات پدر نقلقولي دارند: قبل از شروع جنگ تحميلي در کردستان و در گروه ضربت خيلي خوب خود را نشان داد.
نشانهگيريهاي دقيق شهيد زرين آسيب زيادي به دشمن زد
وي ادامه ميدهد: ديوان دره و آوردگاه کاران شاهد دلاوريهاي اوست. نشانهگيريهاي دقيق شهيد زرين بيشترين آسيبها را به دشمن زده است. ايشان بارها آتشبار دشمن را در ارتفاعات صعبالعبور فقط با يکبار فشار دادن ماشه تفنگ خاموش کرده است. با شروع جنگ تحميلي به جبهههاي جنوب ميآيند و تا اسفندماه ۶۲ بهطور مداوم در اکثر عملياتهاي جنوب و غرب در کنار سردار شهيد حاج حسين خرازي و سردار رحيم صفوي به نبرد پرداخت.
وي افزود: شهيد خرازي در مورد پدرم ميگويد که شهيد زرين خيلي خوب جنگيدن را بلد بود و انگار که ايشان جنگي به دنيا آمده بود. ايشان تعريف ميکند هرکجا کم ميآورديم يا به مشکلي برخورد ميکرديم عبدالرسول خيلي خوب و با خونسردي کامل قضايا را فيصله ميداد و ما ايشان را درجاهاي حساسي وارد ميکرديم.
زرين بيان کرد: ايمان قوي و ترسي از خدا که داشت باعث ميشد از هيچچيزي غير او، واهمه نداشته باشد. بعد نظامي و معنوي که خدا در او به وجود آورده بود باعث شده بود از معرکهها جان سالم به درببرد. براي مادرم تعريف کرده بود که يکشب در کردستان توي سنگر تنهايي نشسته بودم. يکلحظه احساس کردم صداي سگ ميآيد، ولي صداي سگ نبود. توي آن تاريکي برگشتم ديدم کوملهاي با سرنيزه بهطرف سنگر من حرکت ميکند. گفت گذاشتم نزديک شود و گلولهاي بر سرش شليک کردم.
تک تيراندازي که ضربات مهلکي به دشمن وارد کرد
شهيد زرين جزو نيروهاي اصلي و بنيانگذاران لشکر امام حسين (ع) بوده و در جبههها نقش منحصر به فردي را ايفا ميکرد؛ در جنگهاي نامنظم و ديگر عملياتها به عنوان تک تيرانداز نقش حساس و ظريف خود را بازي کرده و ضربات مهلکي را ماهرانه به ايادي دشمن وارد کرد که ارتش بعثي را بعد از تلفات سنگين مادي و انساني دچار سرگيجه کرد.
با شروع جنگ تحميلي تا اسفند ماه ۶۲ به طور مداوم در اکثر عملياتهاي جنوب و غرب حضور فعال داشته است، مسئوليتهاي مختلفي از جمله فرماندهي گردان و محور لشکر امام حسين (ع) را برعهده داشت و در کنار آن گروههاي مختلفي را آموزش داده و به عنوان تک تيرانداز بين گردانها فرستاده است.
شهيد زرين بسيار ساده و صميمي بود تواضع و فروتني عجيبي تمام وجودش را فرا گرفته بود حتي ذرهاي تکبر از او ديده نشد. با نگاه به قامت خاکي و ظاهر بسيار سادهاش هيچکس نميتوانست باور کند که اين همان تک تيرانداز بزرگ است.
لقب گردان تک نفره از سوي شهيد خرازي
در اوايل جنگ سه تپه را به تنهايي تصرف کرد و شهيد خرازي لقب گردان تک نفره زرين (معمول اين است که هر تپهاي را يک گردان تصرف ميکرد) به ايشان داده بود.
پسر شهيد عبدالرسول زرين در مورد پدرش و اينکه چگونه تک تيرانداز شد، گفت: پدرم در اوايل جنگ علاوه بر تک تيرانداز ويژه لشکر، مسئوليتهاي مختلفي را هم به عهده داشت. يک نيروي جنگي و کاملاً کارآزموده بود، ولي به دليل تيراندازي بسيار دقيقي که به ويژه در شرايط بحران و با آن خونسردي عجيب در شرايط سخت و طاقت فرسا داشت، در شرايطي که مشکلي پيش ميآمد، او يک تنه و با يک اسلحه جلوي دشمن ميايستاد.
زرين ادامه داد: شهيد رداني و خرازي به پدر خيلي علاقه داشتند. برادر يوسف پور مسئول ديدباني لشگر ميگفت يک درختي آنجا بود که شهيد زرين به اين بزرگواران طرحي داد که يکي بايد ۲۴ ساعته برود بالاي درخت و اينجا را زير نظر داشته باشد تا فلان طرح اجرا شود. شهيد خرازي هم گفت؛ «طرح زرين خيلي خوب است، اما تنها کسي که ميتواند از عهده اين کار برآيد خود زرين است و ما هم نميخواهيم او را از دست بدهيم.» اين نشان از بعد نظامي، ورزيدگي و روحيه جنگي ايشان داشت که شهيد خرازي نميخواست او را از دست بدهد.
شکارچي خميني (ره) به شهادت رسيد
اصغر زرين در مورد نحوه شهادت پدرش اظهار داشت: شهادت پدرم را شهيد خرازي اينگونه روايت کرد: در عمليات خيبر هم همانند ديگر عملياتها زرين با شهامت دشمن را هدف قرار ميداد. اين کار او دشمن را جدا نگران و دچار دستپاچگي کرده بود. بعد از عمليات مرحله دوم خيبر خبر دادند که زرين همانطور که اسلحهاش به سمت دشمن نشانه ميرفت به شهادت رسيد.
شهيد زرين و بسياري از شهداي دفاع مقدس براي وطن و انقلاب از جان و خانواده خود مايه گذاشتند، آنها فداکاريهايي کردند که از عهده هر کسي برنميآيد و به راستي که اسطورههايي هستند که در تاريخ ايران و جهان بايد جاودانه و ماندگار بمانند.
کمي فکر کنيم؛ آدمهاي بزرگي مانند شهيد زرين را با اين همه شجاعت و دلاوري از دست داديم تا خاک وطن به دست بيگانگان نيفتد، آدمهايي که اگر بودند دنيا جاي قشنگتري براي زندگي ميشد.


















