خراسان/ در دل جنگلي عده اي آدم به صورت ابتدايي زندگي مي کردند. اهالي جنگل گاه گاهي اجناس خود را به شهر مي بردند. اما در شهر به آنها اجحاف مي کردند و اغلب مال آنها را مي گرفتند و هيچ پولي به آنها نمي دادند. سرانجام اهالي جنگل قرار گذاشتند که خودشان براي خودشان سلطنتي تشکيل دهند. پس يکي را که داناتر بود به شاهي انتخاب کردند و خانه اي از سنگ برايش ساختند و در کنار کارهاي مختلفي که انجام دادند گروه موزيکي هم درست کردند به اين ترتيب که از نيزارهاي اطراف چندين ني بريدند و بر بدنه ني ها سوراخ هايي درست کردند و صداي وزوز از آن درآوردند. بعد از آن هرگاه شاه سوار گورخر يا گاوميش مي شد تا از جايي به جاي ديگر برود، گروه نوازندگان پشت سر او راه مي افتادند و با ني صداي وزوز درمي آوردند. بالاخره مردم آبادي هاي اطراف، سلطان جنگل را شاه وزوزک نام نهادند و رفته رفته رفتار مضحک شاه جنگل به مثل تبديل شد.پس هرگاه بخواهند از بي اعتباري چيزي صحبت کنند آن را به عهد شاه وزوزک نسبت مي دهند.
داستان هاي امثال- حسن ذوالفقاري