هشتصد سال همزیستی اروپاییها با فاضلاب و مخالفت با حمام!

خراسان/ ميخواهيم، کساني را که گاه فرهنگ و اصالت ما را به استهزا ميگيرند و دنيا را دهکدهاي جهاني، با کدخدايي خودشان ميپندارند، بهتر بشناسيم و به حکم مصرع دلنشين شعري از ملکالشعراي بهار که ميگويد:
«سوابق است که هر عمر را نظام دهد»، با سابقه و تاريخ اجتماعي اروپاييهاي پرنخوت، همزمان با عصر طلايي تمدن اسلامي، بيشتر آشنا شويم؛
اروپاييهايي که البته، افزون بر قاره سبز، عقبه فکري و نژادي آمريکاييهاي سفيدپوست هم، محسوب ميشوند.
ميخواهيم به سراغ وضعيت بهداشت در اروپا، همزمان با عصر طلايي تمدن اسلامي و بلکه، قرنهاي بعد از آن برويم. اميدواريم از آنچه برايتان نقل ميکنيم، حالتان به هم نخورد!
سيستم دفع فاضلاب
يکي از مهم ترين ويژگيهاي ساختار بهداشتي در جوامع مسلمان، استفاده از سيستم صحيح دفع فاضلاب و احداث سرويسهاي بهداشتي مناسب در تمام منازل، حتي در دورافتادهترين روستاهاست؛ اما جالب است که بدانيد در اروپاي قرون وسطي، اصولاً احداث ساختماني با عنوان سرويس بهداشتي، محلي از اعراب نداشت! تنها در خانههاي اشراف و کاخهاي سلطنتي، ميشد يکي دو تا توالت پيدا کرد.
ويل دورانت، در کتاب «تاريخ تمدن» مينويسد: «صومعهها، دژهاي فئودال و خانههاي اغنيا داراي مستراحهايي بودند وصل به چاه مستراح، لکن اکثر خانهها براي اين کار محلي در حياط سرطويله داشتند و در مواردي، يکي از اين مستراحهاي طبيعي، مورد استفاده ده، دوازده خانه بود[!]»
مسئله سرويس بهداشتي و دفع صحيح فضولات انساني، به اين موارد ختم نميشد؛ در پاريس که در قرن 17 ميلادي، آن را عروس شهرهاي اروپايي ميناميدند، تا سال 1300 ميلادي، مستراح هنوز جزو وسايل لوکس محسوب ميشد.
فرانسويها در کاسههايي ادرار ميکردند و آن را لب پنجره خانه ميگذاشتند تا بوي وحشتناکش، آزارشان ندهد. گاهي اين کاسهها از فراز طبقه دوم، روي سر عابران ميريخت و دستمايه خنده و مسخرهبازي اهالي محل ميشد.
ويلدورانت تصريح ميکند که پاريسيها عادت داشتند محتويات کاسه را بدون نگاه کردن به اطراف، به فضاي کوچه بپاشند و فقط داد بزنند: «خيس نشوي!» نشانههايي از اين رفتار مبتذل را حتي ميتوان در آثار مولير، نمايش نامهنويس معروف نيز، ديد. تا اواخر قرن 13 ميلادي، اروپاييها اصلا چيزي به نام توالت عمومي را نميشناختند و اصولاً اين مکانها، در زمره اماکن تجملي محسوب ميشد. اين در حالي بود که در همان زمان، در سرزمينهاي اسلامي، تقريباً همه مساجد به آبريزگاه مجهز بودند.
وضع در اروپا آنقدر دهشتناک بود که بوي گند فضولات انساني، فضاي شهرهاي بزرگ اروپا را پر ميکرد. سفرنامهنويسان مسلمان که در اين دوره به اروپا رفته بودند، از بوي تعفن و جويهاي مملو از فضولات انساني در شهرهاي اروپايي، شکايت کردهاند.
آلبر ماله در کتاب تاريخ قرون وسطي، مينويسد: «آلودگي کوچهها موجب انتشار سريع ناخوشي ميگرديد. همينکه هوا کمي گرم ميشد، بوي عفونت همه جا را ميگرفت؛ چنانکه روزي فيليپ اگوست به هواي نسيم در کنار پنجره قصر خود نشسته بود که ارابهاي از ميان لجن گذر کرد و چنان عفونتي برخاست که حالت غش به فيليپ دست داد[!]»
کليسا که دايم موضوع ترک دنيا را به پيروانش آموزش ميداد، در به وجود آمدن اين وضعيت نقش داشت؛ در آموزههاي کشيشها، طهارت و حمام رفتن، نوعي توجه به دنيا محسوب ميشد و آن ها، عموماً مردم را به دوري از اين رويه دعوت ميکردند.
به اين ترتيب، مردم اروپا، همزمان با دوران طلايي تمدن اسلامي، با فاضلابهاي متعفن، همزيست و همسايه بودند و اثري از توجه به نظافت در ميان آن ها به چشم نميخورد؛ تا جايي که وقتي در سال 1531 ميلادي، دولت فرانسه براي جلوگيري از شيوع بيماريهاي مسري، از مردم پاريس خواست که در خانههايشان مستراح بسازند، هيچ کس قبول نکرد!
اين رويه باعث شيوع بيماريهاي واگيرداري مانند وبا، طاعون و جذام ميشد و هر سال، هزاران اروپايي را به کام مرگ ميفرستاد.
حمام، بي حمام!
در قرون وسطي، خبري از حمامهاي بخار دوره روميها نبود. آن ها حمام رفتن را بچگانه و اقدامي مخصوص مسلمانان ميدانستند!
حتي دادگاههاي تفتيش عقايد، برخي افراد را به واسطه تمايل به تميزي و علاقه به استحمام، مجرم شناختند و سوزاندند! گويي در ميان اين قوم، مفهومي به نام پاکيزگي وجود نداشت.
رابرت ماسي، نويسنده کتاب «پطر کبير»، درباره حمام نرفتن اروپاييها، روايتهاي قابل تأملي نقل ميکند؛ وي مينويسد: «پاريسيها تا قبل از ورود سفير ايران عصر صفوي(محمدرضا بيک) به پايتخت فرانسه، حمام نميرفتند و براي رفع بوي بد، به حد افراط از عطر و ادکلن استفاده ميکردند؛ در حالي که فرانسه يکي از پُرآبترين کشورهاي اروپاي غربي است ... به همين دليل است که عطرو ادکلن فرانسه در تمام دنيا مشهور است!»
حمام نرفتن، باعث بروز بيماريهاي جلدي و رواج شپش در ميان مردم بود. حتي شاهان اروپايي هم افرادي را براي کشتن شپشهاي سرشان در اختيار داشتند.
آبهاي آلوده، بلاي جان مردم ميشد؛ کسي عادت به نوشيدن آب سالم نداشت. صبحگاه، وقتي از خواب بر ميخاستند، همه اهالي منزل داخل يک ظرف سر و صورتشان را ميشستند؛ منظره چنين اقدامي آنقدر چندشآور است که از توصيف آن معذوريم!
اين در حالي است که در سراسر جهان اسلام، محرومترين روستاها، مجهز به حمامهايي براي پاکيزه کردن تن بوده و هستند و دستورالعملهاي اسلامي، مسلمانان را به صورت جدي، به پاکيزگي و استحمام موظف کرده است. وضعيتي که به آن اشاره کرديم، طي 800 سال از هزار سال دوره قرون وسطي، بين سالهاي 500 تا 1500 ميلادي، در اروپا وجود داشت.


















