مجسمه زنان چادری پیش از اسلام و مسیحیت

تابناک با تو/ مساله «حجاب» براي بانوان به خصوص «حجاب سَر» تنها مربوط به آيين حيات بخش اسلام و آموزههاي الهي و نجات بخش آن نيست بلکه در اديان ديگر نيز مانند «مسيحيت» و «يهوديت» نيز بدان پرداخته شده، ولي به مرور زمان و به دلايل مختلف فرهنگي يا سياسي، اين حُکم در ميان پيروان هر سه «دين ابراهيمي» کم رنگ شده است.
نقل است، روزي يکي از زنان هم روزگار پيامبر اسلام (ص) براي رفع مشکل خانوادگي خود به سوي خانه آن حضرت (ص) رهسپار شد. ناقلان اخبار در بخشي از اين موضوع به مطلبي اشاره نموده اند که بيانگر نوع پوشش اين زن و متعاقب آن پوشش مورد تاييد زنان در آن عصر از سوي رسول اکرم (ص) بوده است.
«.. تَبَرْقَعَتْ وَ أَخَذَتْ عَلَى رَأْسِهَا رِدَاءً وَ خَرَجَتْ سَائِرَةً إِلَى دَارِ رَسُولِ اللَّه...» [۱](آن زن «بُرقَع» (روبَنده) خود را پوشيد و «رِداء» را بر روي سر گرفت و به جانب منزل رسول خدا (ص) رهسپار شد....)
«ابن عباس» (م.۶۸ ق.) از اصحاب پيامبر (ص) و همچنين از مصاحبان و شاگردان امير مومنان حضرت علي (ع) در بياني، در مورد پوشش «رِداء» گفته است:
«الرداء الذي يستر من فوق إلى أسفل» («رِداء» [ پوششي است که]از بالا تا پايين [ بدن]را ميپوشاند.)
در اصطلاح باستان شناسان، به بازه زمانيِ سه قرن قبل از ميلاد حضرت مسيح (ع) تا قبل از ولادت ايشان، دوران «هِلِني» يا «هِلِنيستي» گفته ميشود. اين عصر، با دوران فرمانروايي «اسکندر» و فتوحات وي از «مصر» تا «هند»، شروع شد و بدين صورت فرهنگ و انديشههاي «يونان باستان» در اثر اين کشورگشاييها در پهنه و گسترهاي عظيم، شيوع پيدا کرد و اين تاثيرات همچنان تا قبل از ميلاد مسيح (ع) توسط جانشينان وي و ديگر حکمرانان و زمامداران در اين ممالک، تداوم و جريان داشت. نکتهاي که مورد غفلت واقع شده، کشف آثاري کهن و نفيس از دنياي باستان است که در آن نمونه ها، زنان داراي «حجاب کامل» و به خصوص «حجاب سر» بوده اند، چيزي شبيه به همان پوشش «رِداء» که در صدر اسلام رايج بوده يا به عبارتي شبيه برخي همين زنان چادري ايراني و عرب امروزي و ديگر زنان مسلماني که چنين پوششي دارند که در فرهنگ عربي به آن «عَباء» نيز ميگويند.
اين آثار باستاني که بدانها خواهيم پرداخت، گواهي آشکار بر ديرينگي و قدمت اين پوشش در جوامع مختلف بشري و توجه خاص به پوشيدگي زن در آن اعصار و ازمان پيش از ظهور آيينهاي اسلام و مسيحيت بوده است.
با نمونههايي که در ادامه تقديم ميشود ميتوان گفت، «حجاب سر» حتي در «فرهنگ هلنيستي» يا به عبارتي همان فرهنگ با شکوه و تاثيرگذارِ يوناني قديم نيز وجود داشته است. هرچند اين فرهنگ بيشتر با پرستشهاي شرک آلود «چند خدايي» شناخته شده و ربطي به آيينهاي «توحيدي» يا «ابراهيمي» نداشته است. فرهنگي که سه يا چهار قرن قبل از ولادت حضرت مسيح (ع) نيز ظهور يافته و بدون شک، پيش از طلوع دو آيين ابراهيمي مسيحيت و اسلام بوده است.
اين مجسمههاي چادري به سه دسته تنديسهاي «سفالين»، «سنگي» و «برنزي» تقسيم ميشود و در اين مقاله تنها به زنان چادري و محجبه در بازه زماني «دوران هلني» خواهيم پرداخت و لازم به ذکر است که تصاوير و مشخصات اين مجسمهها نيز تنها از موزه ارزشمند «مترو پوليتن» شهر «نيويورک» در کشور «آمريکا» انتخاب شده است و اگر در همه موزههاي جهان اين موضوع تحقيق و بررسي شود قطعا نمونههاي فراواني چه از اين فرهنگ و چه از ديگر فرهنگها در اين خصوص به دست ميآيد.
۱- زن چادري رو گرفته و نشسته
مشخصات
ارتفاع: ۶/۷ سانتي متر
شماره: ۱۷۴۰. ۵۱. ۷۴
قدمت: قرن سوم قبل از ميلاد (۲۳۰۰ سال پيش)
محل کشف: قِبرس
جنس: سفال
۲- زن چادري با روي باز و ايستاده
مشخصات
قدمت: اواخر قرن ۴ يا اوايل قرن ۳ قبل از ميلاد (بيش از ۲۳۰۰ سال پيش)
ارتفاع: ۱۱/۶سانتي متر
شماره:۱۱۲۰. ۰۶
جنس: سفال
محل کشف: به محل دقيق کشف يا محل تخميني آن اشارهاي نشده است، ولي اين تنديس را متعلق به دوره هلني و فرهنگ يوناني معرفي نموده اند.
۳- زن چادري با روي باز و ايستاده
مشخصات
قدمت: قرن ۱ قبل از ميلاد (۲۱۰۰ سال پيش)
جنس: سنگ آهک
ابعاد به طور کلي: ۱۹۳ در ۶۱ در ۳۳ سانتي متر
شماره: ۲۴۵۶. ۵۱.۷۴
محل کشف: از ويرانههاي موضعي به نام «گُلگُوئي» در کشور «قبرس» به دست آمده است.
۴- سرديس زن چادري رو گرفته و بزرگ
مشخصات
قدمت: حدود ۴۰۰–۳۱۰ قبل از ميلاد (حدود ۲۴۰۰ سال پيش)
ارتفاع: ۸/۳سانتي متر
جنس: سفال
شماره: ۱۴۲۸. ۵۱. ۷۴
محل کشف: گفته ميشود متعلق به شهر «کيتيون» يا «درياچه نمک» نزديک «لارناکا» در کشور «قبرس» است.
نکته:، چون ممکن است مجسمهها از طريق مجموعه دارها يا افرادي به دست آمده است که از حفاران غير مجاز تهيه کرده اند و بدين علت در محل دقيق کشف، ابهام و احتمال وجود دارد.
۵- سرديس زن چادري رو گرفته و متوسط
مشخصات
قدمت: قرن ۴ قبل از ميلاد (۲۴۰۰ سال پيش)
ارتفاع: ۵/۳سانتي متر
شماره: ۱۴۹۴. ۵۱. ۷۴
جنس: سفال
محل کشف: گفته ميشود متعلق به معبد «آرتِميس پاراليا» در شهر «کيتيون» در کشور «قبرس» است.
۶- سرديس زن چادري رو گرفته و کوچک
مشخصات
قدمت: قرن ۳ قبل از ميلاد (۲۳۰۰ سال پيش)
ارتفاع: 3/2سانتي متر
شماره: ۱۴۹۲. ۵۱. ۷۴
جنس: سفال
محل کشف: گفته ميشود متعلق به معبد «آرتِميس پاراليا» در «کيتيون» در کشور «قبرس» است.
۷- زن چادري رقصنده
باستان شناسان اين مجسمه را «رقصنده» ناميده اند. البته اگر واقعا مجسمه يک رقصنده باشد منافاتي با وجود و بيان نوع پوشش کامل از سر تا پاي زنان در دوران هلني توسط هنرمند و صنعتگر آن ندارد. چه بسا هنرمندي که اين اثر را خلق نموده، خواسته قدرت هنري خود و از سويي ظرافتهاي بدن زن را حتي در پوششي چادر مانند براي مخاطب به نمايش بگذارد.
مشخصات
قدمت: قرن ۳ –۲ پيش از ميلاد (۲۳۰۰ سال پيش)
ابعاد: ۲۰/۵ در ۸/۹ در ۱۱/۴
شماره: ۹۵. ۱۱۸. ۱۹۷۲
جنس: برنز
محل کشف: گفته ميشود متعلق به شهر «اسکندريه» [ در مصر کنوني] است.
۸- زن چادري با روي باز و نشسته بر روي حيوان
مشخصات
قدمت: قرن ۴ قبل از ميلاد (۲۴۰۰ سال پيش)
جنس: برنز
ارتفاع: 8/9 سانتي متر
طول: 10/5 سانتي متر
شماره: ۸۸. ۷۸. ۲۵
محل کشف: به محل آن به طور دقيق يا تخميني اشاره نشده است الا آن که مجسمه را متعلق به دوران هلني اوليه و فرهنگ يوناني بر شمرده اند.
۹- زن چادري (حجاب کامل از سر تا پا)
مشخصات
قدمت: قرن ۳ قبل از ميلاد (۲۳۰۰ سال پيش)
فرهنگ: يوناني، پونتي (سواحل آسياي صغير، درياي سياه)
ارتفاع: ۲۰ سانتي متر
جنس: سفال
شماره: ۳۸. ۱۳۹. ۲۲
محل کشف: گفته شده که متعلق به «تِرابوزان» در جنوب «درياي سياه» واقع در ترکيه امروزي است.
نکته: اين مجسمه تقريبا هم اندازه مجسمه رقصنده برنزي است الا آن که جزئيات و کيفيت آن را ندارد.
۱۰- زن چادري رو گرفته و ايستاده
مشخصات
قدمت: قرن ۳ قبل از ميلاد (۲۳۰۰ سال پيش)
ارتفاع: 11/6 سانتي متر
جنس: سفال
شماره: ۱۷۲۴. ۵۱. ۷۴
محل کشف: گفته ميشود متعلق به «درياچه نمک» نزديک «لارناکا» در «قبرس» است.
سخن پاياني
اين تنديسها که به همراه تصاوير و مشخصات ظاهري از نظر گذشت متعلق به دورانهاي پيش از ظهور «اسلام» و همچنين قبل از شکل گيري آيين الهي «مسيحيت» است و در پراکنش کشف آن مکانهايي همچون: «قبرس»، «ترابوزان» در جنوب درياي سياه و «ترکيه امروزي» و «اسکندريه» در مصر کنوني است.
فرهنگ يوناني کهن، اثر پذير از عقايد و پرستشهاي «چند خدايي» بوده و اين پوششها در ظاهر ربطي به احکام الهي آيينهاي توحيدي نداشته است و از سويي نميتوان آنها را صرفا مجسمهها و تنديسهايي «ايده آليزه» قلمداد نمود بلکه به خوبي مشخص است که بخشي از فرهنگ اصيل هلنيِ شايع و رايج در آن ديار و اماکن ياد شده بوده است.
طبقه اجتماعي اين زنان چادري در دوران هلني مشخص نيست. آيا آنان از طبقه اشراف بوده اند؟ آيا افراد معمولي جامعه بوده اند؟ يا اگر دقيقا اين امر ثابت شود که برخي از آنها از درون معابد باستاني کشف شده اند، آيا ممکن است تنها مجسمههاي زنان قديس و پاک سيرت به زعم آنها در آن قرون و اعصار بوده است؟ يا فراتر از آن ها، اين مجسمه ها، الههها و ايزد بانوهاي مورد پرستش مردمان آن روزگاران بوده که در قالب تنديسهايي اين چنيني با «پوشش کامل» از سر تا پا نمايش داده شده است؟
به هر روي هر شخصيت و منزلتي که اين زنان چادري داشته اند پوشش آنها برگرفته از فرهنگ عفاف و حجابِ مورد پذيرش جامعه آن ادوار بوده است و اگر قديسه يا الهه مورد پرستش نيز بوده اند، بهترين و کاملترين پوشش از نظر مردمان آن روزگاران براي آنها در نظر گرفته شده يا متصور شده است که باز همين امر نيز برگرفته از همان فرهنگ رايج عفاف و توجه به حرمت و جايگاه زن در خصوص «پوشش کامل» بوده است.


















