احکام/ کفاره مریض در ماه رمضان چگونه است؟

منبع
باشگاه خبرنگاران
بروزرسانی
احکام/ کفاره مریض در ماه رمضان چگونه است؟

باشگاه خبرنگاران/ ماه مبارک رمضان به عنوان برترين ماه سال از جهت عظمت، شرافت و معنويت شناخته مي‌شود که خداوند متعال در اين ايام توفيق روزه داري را به بندگانش داده است؛ پس هر که ماه رمضان را درک کند و مانعي ندارد بايد روزه بگيرد. حال سوال اينجاست که حکم کساني که با عذر يا بدون عذر، روزه دار نبوده‌اند چيست و آيا تکليف خاصي بر عهده آنها است؟

حضرت آيت الله خامنه‌اي:

سوال ۳۳۸ – آيا کفاره افطار عمدي روزه با کفاره مريض تفاوت دارد؟

ج) آري، در دو مورد با هم تفاوت دارد: ۱. در مقدار، ۲. در مصرف. در کفاره افطار عمدي روزه، بايد براي هر روز شصت فقير را سير کند (يا به هر کدام يک مد طعام بدهد) و يا دو ماه روزه بگيرد. اما در کفاره مريض، اگر بيماري تا رمضان آينده ادامه داشته باشد، بايد براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد.

در کفاره افطار عمدي، اگر به شصت فقير دسترسي دارد، نمي‌تواند به هر کدام از آنها بيشتر از يک مد طعام بدهد؛ ولي در کفاره مريض اين امر لازم نيست.

سوال ۳۳۹ - شخصي ۱۰ روز روزه بر عهده دارد و در روز بيستم شعبان شروع به روزه گرفتن مي‌کند، آيا در اين صورت مي‌تواند عمداً روزه خود را قبل يا بعد از زوال، افطار کند؟ در صورتي که قبل يا بعد از زوال افطار نمايد، چه مقدار کفاره دارد؟

ج) در فرض مذکور افطار عمدي براي او جايز نيست و اگر عمداً افطار کند، در صورتي که قبل از زوال باشد غير از کفاره تأخير، کفاره‌اي بر او واجب نيست و اگر بعد از زوال باشد، کفاره بر او واجب است که عبارت است از غذا دادن به ۱۰ مسکين، و در صورت عدم تمکن، واجب است سه روز روزه بگيرد.

سوال ۲۴۰ - فردي که به مدت صد و بيست روز روزه نگرفته، چه وظيفه‌اي دارد؟ آيا بايد براي هر روز شصت روز روزه بگيرد؟ و آيا کفاره بر او واجب است؟

ج) قضاي آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار عمدي و بدون عذر شرعي بوده، علاوه بر قضا، کفاره هر روز هم واجب است که عبارت است از شصت روز روزه با اطعام شصت فقير و يا دادن شصت مد طعام به شصت مسکين که سهم هر کدام يک مد است.

سوال ۳۴۱ - مسافري قصد اقامت ۱۰ روز داشته ولي از اقامت منصرف مي‌شود و تصميم مي‌گيرد قبل از حلول ماه رمضان به شهرش برگردد ولي به خاطر تأخير وسايل نقليه نمي‌تواند برگردد و ماه رمضان در همان شهري که مسافر بوده حلول مي‌کند. اگر اين شخص در محل اقامت فعلي مفطري انجام دهد، چه حکمي دارد؟

ج) اگر بعد از اينکه اقامت ۱۰ روز وي تحقق يافته به اينکه پس از قصد اقامت يک نماز چهار رکعتي خوانده باشد روزه بر او واجب است و جايز نيست کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، و اگر چنين کاري کرد، کفاره (شصت روز روزه يا اطعام شصت فقير) بر او واجب مي‌شود؛ اما اگر قبل از استقرار اقامت و حکم کامل خواندن نماز از اقامتش منصرف شد، چيزي به عهده‌اش نيست.

سوال ۳۴۳ - اگر مکلف علم داشته باشد به اينکه استمنا روزه را باطل مي‌کند، ولي عمداً آن را انجام دهد، آيا کفاره جمع بر او واجب مي‌شود؟

ج) اگر مني هم از او خارج شود، کفاره جمع بر او واجب نمي‌شود لکن احتياط مستحب آن است که کفاره جمع بپردازد.

سوال ۳۴۴ - انسان روزه داري که در يک روز بيش از يک‌بار کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد وظيفه‌اش چيست؟

ج) فقط يک کفاره بر او واجب مي‌شود، بلي اگر اين کار آميزش جنسي يا استمنا باشد احتياط واجب آن است که به عدد دفعات آميزش جنسي يا استمنا کفاره بدهد.

سوال ۳۴۵ - آيا قي کردن عمدي موجب کفاره است؟

ج) قي موجب کفاره است.

سوال ۳۴۶ - آيا کفاره روزه بايد فوراً ادا شود يا مي‌توان در طول زمان آن را بجا آورد؟

ج) دادن کفاره - چه از نظر مالي يا روزه - واجب فوري نيست بلکه براي انجام آن حتي در آينده فرصت داريد لکن نبايد مورد غفلت قرار گيرد.

سوال ۳۴۷ - بر اينجانب ۶۰ روز، روزه (کفاره واجب) واجب بود. در ۳۱ روز اول، روز ۲۹ مصادف با عيد قربان گرديد که روزه در آن روز حرام است و ديگر ادامه ندادم. آيا مي‌توانم اين چند روز روزه را به عنوان روزه‌هاي غير متوالي گرفته و ۳۱ روز روزه متوالي ديگر بجا آورم؟

ج) اگر روز سي ام و سي و يکم را متوالياً روزه نگرفته‌ايد روزه‌هاي قبلي صحيح نيست بلکه بايد ترتيب حفظ شود يعني اول روزه‌هاي مشروط به توالي را بگيرد و سپس روزه‌هاي غير مشروط به توالي را.

سوال ۳۴۸ - در ماه مبارک رمضان، روزهاي يک روز من باطل شد که بايد به جاي آن ۶۱ روز کفاره آن را بگيرم که ۳۰ روز آن پشت سر هم باشد. من همه روزه‌هاي کفاره را گرفته‌ام اما مطمئن نيستم که ۳۰ روز پشت سر هم گرفته‌ام يا ۳۱ روز. اکنون تکليف من چيست؟

ج) اگر روزه‌هاي کفاره را گرفته‌ايد، و در وقت روزه گرفتن متوجه بوديد که ۳۱ روز آن بايد پشت سر هم باشد، شک و ترديد فعلي اعتبار ندارد.

سوال ۳۴۹ - آيا رعايت ترتيب بين قضا و کفاره، در کفاره روزه واجب است يا خير؟

ج) واجب نيست.

سوال ۳۵۰ - آيا قضاي روزه ماه رمضان و کفاره آن، بايد پي در پي انجام گيرد؟

ج) لازم نيست قضاي روزه‌ها پي در پي باشد؛ ولي در کفاره - چنانچه گرفتن دو ماه روزه را اختيار کند. بايد يک ماه تمام و يک روز آن را از ماه ديگر پي در پي بگيرد.

سوال ۳۵۱ - نحوه محاسبه مدت ماه براي کفاره روزه چگونه است؟

ج) اگر از اول ماه قمري شروع به روزه گرفتن کرد، دو ماه قمري - هرچند کمتر از سي روز - کفايت مي‌کند و در غير آن بايد ۶۰ روز در نظر گرفته شود.

سوال ۳۵۲ - از چند سال گذشته کفاره روزه بدهکار هستم. آيا مي‌توانم در طول سال در چند نوبت آن را پرداخت کنم؟

ج) مانع ندارد.

سوال ۳۵۳ - کسي که کفاره روزه را تا چند سال به تأخير اندازد، آيا چيزي بر مقدار آن افزوده مي‌شود؟

ج) خير، چيزي بر آن افزوده نمي‌شود.

سوال ۳۵۴ - شخصي به مدت ۱۰ سال بر اثر جهل نماز نخوانده و روزه نگرفته است. فعلاً توبه نموده و به سوي خدا بازگشته و تصميم بر جبران آنها گرفته است، ولي توانايي قضاي همه روزه‌هاي فوت شده را ندارد و مالي هم ندارد که با آن کفاره‌هايش را بپردازد، آيا صحيح است که فقط به استغفار اکتفا کند؟

ج) قضاي روزه‌هاي فوت شده در هيچ صورتي ساقط نمي‌شود، و نسبت به کفاره افطار عمدي روزه ماه رمضان، چنانچه قدرت بر روزه دو ماه و يا اطعام شصت مسکين براي هر روز نداشته باشد، بايد به هر تعداد فقير که قادر است غذا بدهد و احتياط آن است که استغفار نيز بکند و اگر به هيچ وجه قادر به دادن غذا به فقرا نيست فقط کافي است که استغفار کند يعني با دل و زبان خود بگويد: «استغفرالله (از خداوند بخشايش مي‌طلبم)».

سوال ۳۵۵ - اگر کسي به علت ضعف و بيماري نتواند به ازاي هر روز روزهاي که باطل کرده ۶۰ روز روزه قضاي آن را به جا آورد و به طور مستقل هم درآمدي نداشته باشد که کفاره آن را بپردازد، وظيفه او چيست؟

ج) قضاي روزه واجب است و نسبت به کفاره‌ي افطار عمدي حکم آن در پاسخ قبلي گذشت.

سوال ۳۵۶ - من به علت عدم قدرت مالي و بدني نتوانستم براي انجام کفاره‌هايي که بر من واجب شده بود روزه بگيرم و يا به مساکين اطعام نمايم و در نتيجه، استغفار نمودم لکن به لطف الهي اکنون توان روزه گرفتن با اطعام نمودن دارم، وظيفه‌ام چيست؟

ج) در فرض مرقوم، انجام کفاره لازم نيست گر چه احتياط مستحب آن است که انجام داده شود.

سوال ۳۵۷ - علما نسبت به چهار گروه مي‌فرمايند بايد فديه پرداخت کرد: پيرمرد، پيرزن، ذوالعطاش، حامل و مرضعه. حال بعض علما مي‌فرمايند: «لا يجزي الاشباع عن المد في الفدية» سير کردن فقير کافي نيست و بايد يک مد طعام به فقير تمليک کرد همچنان که در آيه ۱۸۴ بقره فرموده: «فدية طعام مسکين» و نفرموده اطعام مسکين. نظر حضرت عالي چيست؟

ج) کساني که در ماه رمضان مجاز به افطار روزه هستند ولکن بايد براي هر روز فديه بدهند، در دادن فديه در اين موارد سير کردن فقير کافي نيست بلکه بايد يک مد طعام براي هر روز به فقير بدهند.

سوال ۳۵۸ - من به لطف خداوند متعال داراي فرزندي هستم که شيرخوار است. ان شاء الله به زودي ماه مبارک رمضان فرا خواهد رسيد. در حال حاضر مي‌توانم روزه بگيرم ولي در صورت روزه گرفتن، شيرم خشک خواهد شد. با توجه به اينکه داراي بنيه ضعيفي هستم و کودکم هر ۱۰ دقيقه شير مي‌خواهد، چه وظيفه‌اي دارم؟

ج) اگر به دليل کم يا خشک شدن شيرتان بر اثر روزه، خوف ضرر بر طفل خود داشته باشيد، روزه‌تان را افطار کنيد، ولي براي هر روزي بايد يک مد طعام به فقير بدهيد و قضاي روزه را هم بعداً به جا آوريد.

سوال ۳۵۹ - آيا زني که به بچه شير مي‌دهد و روزه براي او ضرر دارد اگر روزه نگيرد بعداً بايد کفاره نيز بدهد يا نه؟

ج) اگر خوف ضرر براي بچه باشد بايد به مقدار هر روزي که روزه را افطار مي‌کند، يک مد طعام (تقريبأ ۷۵۰ گرم گندم يا نان يا برنج و يا مانند آن) به فقير بپردازد و روزه را نيز قضا کند. ولي اگر خوف ضرر براي خودش باشد حکم مريض را دارد.

سوال ۳۶۰ - اگر زن باردار يا شيرده، در صورت ترس بر خودش يا فرزندش روزه را ترک کند و عذرش تا ماه رمضان آينده ادامه داشته باشد، آيا براي هر روز دو فديه بر آنان واجب است يا يک فديه کافي است؟

ج) با فرض استمرار عذرش تا ماه رمضان سال بعد، بيش از يک فديه بر او واجب نيست.

سوال ۳۶۱ - زني در دو سال متوالي در ماه مبارک رمضان حامله بوده و قدرت روزه گرفتن در آن ايام را نداشته است، ولي در حال حاضر توانايي روزه گرفتن را دارد، حکم او چيست؟ آيا کفاره جمع بر او واجب است يا فقط قضاي آن را بايد به جا آورد؟ تأخير او در قضاي روزه چه حکمي دارد؟

ج) اگر بر اثر عذر شرعي روزه ماه رمضان را نگرفته، فقط قضا بر او واجب است، و اگر عذر او در خوردن روزه خوف از ضرر روزه بر جنين يا کودکش بوده، بايد علاوه بر قضا، براي هر روز يک مد طعام به عنوان فديه بپردازد، و اگر قضا را بعد از ماه رمضان تا ماه رمضان سال بعد، بدون عذر شرعي به تأخير انداخته، فديه ديگري هم بر او واجب است يعني بايد براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد.

سوال ۳۶۲ - زني به علت بارداري و نزديکي وقت زايمان، نمي‌تواند روزه بگيرد و مي‌داند که بايد آنها را بعد از زايمان و قبل از ماه رمضان آينده قضا نمايد، اگر به طور عمدي يا غير عمدي تا چند سال روزه نگيرد، آيا فقط کفاره همان سال بر او واجب است يا آنکه کفاره تمام سال‌هايي که روزه را به تأخير انداخته، واجب است؟

ج) فديه تأخير قضاي روزه ماه رمضان هرچند به مدت چند سال هم به تأخير افتاده باشد، يک بار واجب است و آن عبارت است از يک مد طعام براي هر روزي، و فديه هم زماني واجب مي‌شود که تأخير قضاي روزه ماه رمضان تا ماه رمضان ديگر بر اثر سهل انگاري و بدون عذر شرعي باشد، ولي اگر به خاطر عذري باشد که شرعاً مانع صحت روزه است، فديه اي ندارد.

سوال ۳۶۳ - کساني که در ماه رمضان براي انجام وظيفه ديني در مسافرت هستند و به همين دليل نمي‌توانند روزه بگيرند، اگر در حال حاضر بعد از چند سال تأخير، بخواهند روزه بگيرند، آيا پرداخت کفاره بر آنها واجب است؟

ج) اگر قضاي روزه ماه رمضان را به علت استمرار عذري که مانع روزه گرفتن است، تا ماه رمضان سال آينده به تأخير انداخته باشند، قضاي روزه‌هايي که از آنان فوت شده کافي است، و واجب نيست براي هر روزي يک مد طعام فديه بدهند، هرچند احتياط در جمع بين قضا و فديه است. ولي اگر تأخير در قضاي روزه به خاطر سهل انگاري و بدون عذر باشد، جمع بين قضا و فديه بر آنها واجب است.

سوال ۳۶۴ - من حدود سه سال به علت بيماري و مصرف قرص از روزه گرفتن معاف بوده‌ام و به همين علت نمي‌توانستم قضاي روزه را بجا بياورم. فديه را نيز نپرداختم. اما امسال بحمدالله سلامتي حاصل شد و توانايي پرداخت ديه را نيز دارم مي‌خواستم ببينم در مورد سه سال گذشته وظيفه من چيست؟ (لازم به ذکر است که قبلاً تحت تکفل پدر بوده‌ام اما از اول سال ۸۴ استخدام شرکتي شده‌ام).

ج) براي روزه‌هايي که در ماه رمضان به جهت بيماري افطار نموده و تا رمضان سال بعد هم اين بيماري ادامه داشته، هر روز يک مد (حدود ۷۵۰ گرم) طعام به عنوان فديه به فقير بپردازيد و قضاي آن روزه‌ها واجب نيست مگر ماه رمضان آخر در صورتي که پس از آن سلامتي حاصل و قدرت بر گرفتن روزه‌هاي قضاي آن را داشته باشيد که در اين صورت اگر تا رمضان سال بعد، قضاي روزه‌ها را نگرفته باشيد علاوه بر دادن مد طعام بايد قضاي آن را نيز بگيريد.

سوال ۳۶۵ - مادرم تقريباً سيزده سال بيمار بود و به همين دليل نمي‌توانست روزه بگيرد. من دقيقاً اطلاع دارم که علت روزه نگرفتن او احتياج به مصرف دارو بوده است، اميدواريم ما را راهنمايي فرمائيد که آيا قضاي روزه‌ها بر او واجب است؟

ج) اگر ناتواني او از روزه گرفتن بر اثر بيماري بوده، قضا ندارد.

سوال ۳۶۶ - کسي که چند سال مريض بوده و نتوانسته روزه ماه رمضان و قضاي آن را به جا آورد، تکليفش چيست؟

ج) در سالي که بهبود يابد، اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد، بايد قضاي سال آخر را به جا آورد؛ ولي قضاي سالهاي گذشته لازم نيست و تنها بايد براي هر روز، يک مدطعام به فقير بدهد.

سوال ۳۶۷ - من از عينک طبي استفاده مي‌کنم و در حال حاضر چشمانم بسيار ضعيف است. هنگامي که به پزشک مراجعه کردم به من گفت که اگر براي تقويت چشمانم تلاش نکنم، ضعيف‌تر خواهند شد، بنابراين اگر از روزه ماه رمضان معذور باشم، چه وظيفه‌اي دارم؟

ج) اگر روزه براي چشمان شما ضرر دارد، واجب نيست روزه بگيريد، بلکه واجب است افطار کنيد و اگر بيماري شما تا ماه رمضان آينده استمرار پيدا کرد، قضاي روزه بر شما واجب نيست، ولي واجب است که عوض هر روز يک مد طعام به فقير بدهيد.

سوال ۳۶۸ - اگر بر فديه چند سال بگذرد، حکم آن چيست؟ آيا چيزي بر آن افزوده مي‌شود؟

ج) چيزي بر آن افزوده نمي‌شود، ضمن آنکه دادن فديه واجب فوري نيست.

سوال ۳۶۹ - زني به علت بيماري از روزه گرفتن معذور است و قادر بر قضا کردن آنها تا ماه رمضان سال آينده هم نيست، در اين صورت آيا کفاره بر او واجب است يا بر شوهرش؟

ج) اگر افطار روزه ماه رمضان از جهت بيماري و تأخير قضاي آن هم از جهت ادامه بيماري بوده است، براي هر روز يک مد طعام به عنوان فديه بر خود زن واجب است و چيزي بر عهده شوهرش نيست.

حضرت آيت الله صافي گلپايگاني:

مسأله ۱۶۶۹. کسي که کفاره روزه رمضان بر او واجب است، بايد يک بنده آزاد کند، يا به دستوري که در مسأله بعد گفته مي‌شود دو ماه روزه بگيرد، يا شصت فقير را سير کند يا به هر کدام يک مد که تقريباً ۱۰ سير است طعام يعني گندم يا جو و مانند اينها بدهد، و چنان چه اينها برايش ممکن نباشد هر مقدار مي‌تواند صدقه به فقرا بدهد و استغفار کند و اگر از دادن صدقه هم عاجز باشد اکتفا به استغفار نمايد اگر چه مثلاً يک مرتبه بگويد «اَسْتَغْفِرُ الله» و احتياط واجب آن است که هر وقت بتواند کفاره را بدهد.

مسأله ۱۶۷۰. کسي که مي‌خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگيرد، بايد سي و يک روز آن را پي‌درپي بگيرد و اگر بقيه آن پي‎ پي‌درپي نباشد اشکال ندارد.

مسأله ۱۶۷۱. کسي که مي‌خواهد دو ماه کفاره روزه رمضان را بگيرد، نبايد موقعي شروع کند که در بين سي و يک روز، روزي باشد که مانند عيد قربان، روزه آن حرام است.

مسأله ۱۶۷۲. کسي که بايد پي‎ پي‌درپي روزه بگيرد اگر در بين آن بدون عذر يک روز روزه نگيرد، يا وقتي شروع کند که در بين آن به روزي برسد که روزه آن واجب است، مثلاً به روزي برسد که نذر کرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه‌ها را از سر بگيرد.

مسأله ۱۶۷۳. اگر در بين روزهايي که بايد پي ‎درپي روزه بگيرد، عذري مثل حيض يا نفاس، يا سفري که در رفتن آن مجبور است، براي او پيش آيد، بعد از برطرف شدن عذر واجب نيست روزها را از سر بگيرد، بلکه بقيه را بعد از برطرف شدن عذر به جا مي‌آورد.

مسأله ۱۶۷۴. اگر به چيز حرامي روزه خود را باطل کند، چه آن چيز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، يا به جهتي حرام باشد، مثل خوردن غذاي حلالي که براي انسان ضرر معتني به دارد و نزديکي کردن با عيال خود در حال حيض، کفاره جمع بر او واجب مي‌شود. يعني بايد يک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگيرد و شصت فقير را سير کند، يا به هر کدام آنها يک مد که تقريباً ۱۰ سير است، گندم يا جو يا نان و مانند اينها بدهد، و چنان چه هر سه برايش ممکن نباشد، هر کدام آنها که ممکن است بايد انجام دهد.

مسأله ۱۶۷۵. اگر روزه‎ دار دروغي را به خدا و پيغمبر صلي الله عليه و آله نسبت دهد بنابر احتياط کفاره جمع که تفصيل آن در مسأله پيش گفته شد بر او لازم مي‌شود.

مسأله ۱۶۷۶. اگر روزه ‎دار در يک روز ماه رمضان چند مرتبه جماع کند، بنابر احتياط براي هر دفعه، يک کفاره بر او واجب است. ولي اگر جماع او حرام باشد، براي هر دفعه يک کفاره جمع واجب مي‌شود.

مسأله ۱۶۷۷. اگر روزه‎ دار در يک روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع کار ديگري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، براي همه آنها يک کفاره کافي است.

مسأله ۱۶۷۸. اگر روزه‎ دار غير جماع کار ديگري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد و بعد با حلال خود جماع نمايد، بنابر احتياط براي هر کدام يک کفاره واجب مي‌شود.

مسأله ۱۶۷۹. اگر روزه‎ دار غير جماع کار ديگري که حلال است و روزه را باطل مي‌کند، انجام دهد مثلاً آب بياشامد و بعد کار ديگري که حرام است و روزه را باطل مي‌کند غير از جماع انجام دهد، مثلاً غذاي حرام بخورد، يک کفاره کافي است.

مسأله ۱۶۸۰. اگر روزه‎ دار آروغ بزند و چيزي در دهانش بيايد، چنان چه آن را فرو ببرد، روزه‌اش باطل است. و بايد قضاي آن را بگيرد و کفاره هم بر او واجب مي‌شود، و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلاً موقع آروغ زدن خون يا غذايي که از صورت غذا بودن خارج شده، به دهان او بيايد و عمداً آن را فرو برد بايد قضاي آن روزه را بگيرد و کفاره جمع هم بر او واجب‎مي‎شود.

مسأله ۱۶۸۱. اگر نذر کند که روز معيني را روزه بگيرد، چنان چه در آن روز عمداً روزه خود را باطل کند، در کفاره آن دو قول است: يکي اين است که يک بنده آزاد نمايد و يا دو ماه پي‎ پي‌درپي روزه بگيرد يا به شصت فقير طعام دهد و اين قول در صورت اختيار آزاد کردن بنده يا اطعام شصت فقير مطابق با احتياط است و قول ديگر تخيير بين آزاد کردن يک بنده و طعام دادن به ۱۰ فقير يا پوشاندن آنها و اگر هيچيک را نتواند، سه روز پي‎ پي‌درپي روزه بگيرد.

مسأله ۱۶۸۲. کسي که مي‌تواند وقت را تشخيص دهد، اگر به گفته کسي که مي‌گويد مغرب شده افطار کند و بعد بفهمد مغرب نبوده است، قضا و کفاره بر او واجب مي‌شود.

مسأله ۱۶۸۳. کسي که عمداً روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند، يا پيش از ظهر براي فرار از کفاره سفر نمايد کفاره از او ساقط نمي‌شود بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتي براي او پيش آمد کند، بنابر احتياط کفاره بر او واجب است.

مسأله ۱۶۸۴. اگر عمداً روزه خود را باطل کند و بعد عذري مانند حيض يا نفاس يا مرض براي او پيدا شود، بنابر احتياط کفاره بر او واجب مي‌شود.

مسأله ۱۶۸۵. اگر يقين کند که روز اول ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده بنابر احتياط کفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۸۶. اگر انسان شک کند که آخر رمضان است يا اول شوال و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود اول شوال بوده کفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۲. کسي که به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمي‌گيرد، نمي‌تواند زن روزه‎دار خود را مجبور به جماع کند. ولي اگر او را مجبور نمايد، کفاره بر مرد واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۳. انسان نبايد در به جا آوردن کفاره کوتاهي کند، ولي لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.

مسأله ۱۶۹۴. اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به جا نياورد، چيزي بر آن اضافه نمي‌شود.

مسأله ۱۶۹۵. کسي که بايد براي کفاره يک روز شصت فقير را طعام بدهد اگر به شصت فقير دسترسي دارد، نبايد به هر کدام از آن‌ها بيشتر از يک مد که تقريباً ۱۰ سير است طعام بدهد، يا يک فقير را بيشتر از يک مرتبه سير نمايد، ولي مي‌تواند براي هر يک از عيالات فقير اگر چه صغير باشند يک مد به آن فقير بدهد.

حضرت آيت الله ناصر مکارم شيرازي:

مسأله ۱۴۰۳ - کسي که شصت روزه را براي کفّاره انتخاب کرده، احتياط واجب آن است که ۳۱ روز آن را پي در پي به جا آورد، ولي در ۱۸ روز که در بالا گفته شد پي در پي به جا آوردن لازم نيست.

مسأله ۱۴۰۴ - در جايي که بايد پي در پي روزه بگيرد اگر در وسط يک روز را عمداً روزه نگيرد بايد همه را از نو به جا آورد، ولي اگر مانعي پيش آيد مانند عادت ماهانه و نفاس و سفري که ناچار از انجام آن است مي‌تواند بعد از رفع مانع ادامه دهد و لازم نيست از سر بگيرد.

مسأله ۱۴۰۵ - اگر روزه دار به چيز حرامي روزه خود را باطل کند، بنابر احتياط واجب بايد کفّاره جمع بدهد، يعني هم يک بنده آزاد کند و هم دو ماه روزه بگيرد و هم شصت فقير را سير کند (يا به هر کدام از آنها يک مد طعام که تقريباً ۷۵۰ گرم است بدهد) و چنانچه هر سه برايش ممکن نباشد هر کدام که ممکن است بايد انجام دهد (خواه آن چيز حرام، مانند شراب و زنا باشد يا مانند نزديکي کردن با همسر خود در عادت ماهانه).

مسأله ۱۴۰۶ - هرگاه روزه دار نسبت دروغ به خدا و پيغمبر (صلي الله عليه وآله) دهد يک کفّاره کافي است و کفّاره جمع لازم نيست.

مسأله ۱۴۰۷ - اگر روزه دار در يک روز ماه رمضان چند مرتبه جماع کند يک کفّاره بر او واجب است و در صورتي که جماع او حرام باشد يک کفّاره جمع و همچنين اگر در يک روز چند مرتبه کارهاي ديگري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد.

مسأله ۱۴۰۸ - اگر روزه دار روزه خود را به چيز حلالي باطل کند، بعد کار حرامي که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد احتياط واجب آن است براي هر کدام يک کفّاره بدهد.

مسأله ۱۴۰۹ - هرگاه روزه دار آروغ بزند و چيزي در دهانش بيايد نبايد آن را فرو ببرد، و الاّ روزه او باطل مي‌شود و قضا و کفّاره دارد، ولي کفّاره جمع لازم نيست.

مسأله ۱۴۱۰ - اگر نذر کند که روز معيّني را براي خدا روزه بگيرد چنانچه عمداً روزه نگيرد يا روزه خود را باطل کند بايد کفّاره بدهد (و کفّاره آن مانند کفّاره ماه رمضان است).

مسأله ۱۴۱۱ - هرگاه به گفته کسي که سخنش قابل اعتماد نيست و مي‌گويد مغرب شده افطار کند، بعد بفهمد غروب نبوده، قضا و کفّاره بر او واجب است.

مسأله ۱۴۱۲ - هرگاه روزه خود را عمداً باطل کند، بعد به مسافرت برود، کفّاره از او ساقط نمي‌شود، ولي اگر عمداً روزه خود را باطل کند بعد عذري مانند حيض يا نفاس يا بيماري براي او پيدا شود کفّاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۴۱۳ - هرگاه يقين کند که آن روز اوّل ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفّاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۴۱۴ - همچنين اگر شک کند آخر رمضان است يا اوّل شوال و عمداً روزه را باطل کند بعد معلوم شود روز عيد بوده کفّاره ندارد.

مسأله ۱۴۱۹ - به جا آوردن کفّاره واجب فوري نيست ولي نبايد طوري باشد که بگويند کوتاهي مي‌کند.

مسأله ۱۴۲۰ - اگر چند سال بگذرد و کفّاره را به جا نياورد چيزي بر آن اضافه نمي‌شود.

مسأله ۱۴۲۱ - کسي که براي کفّاره روزه، اطعام شصت فقير را انتخاب کرده بايد به هر کدام يک مد طعام (تقريباً ۷۵۰ گرم) بدهد و نمي‌تواند چند مد را به يک نفر بدهد، مگر اينکه دسترسي به شصت فقير پيدانکند، ولي اگر اطمينان داشته باشد که فقير طعام را به عيالات خود مي‌دهد و با آنها مي‌خورد، مي‌تواند براي هر يک از عيالات او، هر چند صغير باشند، يک مد به آن فقير بدهد.

مسأله ۱۴۲۲ - کسي که قضاي روزه ماه رمضان را گرفته جايز نيست بعد از ظهر روزه را باطل کند و اگر عمداً چنين کاري کند بايد به ۱۰ نفر فقير هر کدام يک مد طعام بدهد و اگر نمي‌تواند بايد سه روز پي در پي روزه بگيرد.

حضرت آيت الله سيدعلي سيستاني:

مسأله ۱۶۲۸ - اگر کسي روزه ماه رمضان را به خوردن يا آشاميدن يا نزديکي يا استمناء يا باقي ماندن بر جنابت باطل کند، در صورتي که از روي عمد و اختيار باشد و از روي ناچاري و جبر نباشد، اضافه بر قضا، کفاره هم بر او واجب مي‌شود. و احتياط مستحب آن است که کسي که روزه را به غير آنچه ذکر شد باطل کند، اضافه بر قضا، کفاره هم بدهد.

مسأله ۱۶۲۹ - اگر کسي چيزي از آنچه را که گذشت انجام دهد، در حالي که عقيده قطعي داشته که روزه را باطل نمي‌کند، کفاره بر او واجب نيست. و همچنين است کسي که نمي‌دانسته روزه بر او واجب است، مانند کودکان در اوايل بلوغ.

مسأله ۱۶۳۰ - در کفاره افطار روزه هر يک روز از ماه رمضان، يا بايد يک بنده آزاد کند، يا به دستوري که در مسأله بعد ذکر خواهد شد دو ماه روزه بگيرد، يا شصت فقير را سير کند يا به هرکدام يک مُد که تقريباً «۷۵۰» گرم است، طعام يعني گندم يا جو يا نان و مانند اينها بدهد، و چنانچه اينها برايش ممکن نباشد، بايد به قدر امکان تصدّق دهد، و اگر ممکن نيست، استغفار نمايد. و احتياط واجب آن است که هر وقت بتواند، کفاره را بدهد.

مسأله ۱۶۳۱ - کسي که مي‌خواهد دو ماه روزه کفاره ماه رمضان بگيرد، بايد يک ماه تمام و يک روز از ماه بعد را پي‌درپي بگيرد، و همچنين بقيه ماه بعد را بايد بنا بر احتياط واجب پي‌درپي بياورد. بله اگر مانعي پيش آيد که عرفاً عذر شمرده شود مي‌تواند آن روز را نگيرد و با ارتفاع عذر دوباره ادامه دهد.

مسأله ۱۶۳۲ - کسي که مي‌خواهد دو ماه پي در پي، روزه کفاره ماه رمضان بگيرد، نبايد موقعي شروع کند که مي‌داند در ميان يک ماه و يک روز، روزي باشد که مانند عيد قربان، روزه آن حرام است، يا مانند روزه ماه رمضان، روزه آن واجب است.

مسأله ۱۶۳۳ - کسي که بايد پي‌درپي روزه بگيرد، اگر در بين آن بدون عذر يک روز روزه نگيرد، بايد روزه‌ها را از سر بگيرد.

مسأله ۱۶۳۴ - اگر در بين روزهايي که بايد پي‌درپي روزه بگيرد عذري مثل حيض، يا نفاس، يا سفري که در رفتن آن مجبور است، براي او پيش آيد بعد از برطرف شدن عذر، واجب نيست روزه‌ها را از سر بگيرد، بلکه بقيه را بلافاصله بعد از برطرف شدن عذر به‌جا مي‌آورد.

مسأله ۱۶۳۵ - اگر به چيز حرامي روزه خود را باطل کند، چه آن چيز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، يا به جهتي حرام شده باشد مثل خوردن غذاي حلالي که براي انسان ضرر کلي دارد، و نزديکي کردن با همسر خود در حال حيض، يک کفاره کافي است. ولي احتياط مستحب آن است که کفاره جمع بدهد يعني يک بنده آزاد کند، و دو ماه روزه بگيرد، و شصت فقير را سير کند، يا به هرکدام آنها يک مُد گندم يا جو يا نان و مانند اينها بدهد و چنانچه هر سه برايش ممکن نباشد، هرکدام آنها که ممکن است، انجام دهد.

مسأله ۱۶۳۶ - اگر روزه‌دار عمداً دروغي را به خداوند متعال و پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) نسبت دهد کفاره ندارد، هرچند احتياط مستحب آن است که کفاره بدهد.

مسأله ۱۶۳۷ - اگر در يک روز ماه رمضان چند مرتبه بخورد يا بياشامد، يا نزديکي يا استمناء کند، براي همه آنها يک کفاره کافي است.

مسأله ۱۶۳۹ - اگر روزه‌دار کاري که حلال است و روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، مثلاً آب بياشامد و بعد کار ديگري که حرام است و روزه را باطل مي‌کند انجام دهد مثلاً غذاي حرامي بخورد يک کفاره کافي است.

مسأله ۱۶۴۰ - اگر روزه‌دار آروغ بزند و چيزي در دهانش بيايد، چنانچه عمداً آن را فرو ببرد بنا بر احتياط واجب روزه‌اش باطل است، و بايد قضاي آن را بگيرد و کفاره هم بدهد. و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلاً موقع آروغ زدن، خون يا غذايي که از صورت غذا بودن خارج است به دهان او بيايد و عمداً آن را فرو برد، بهتر است کفاره جمع بدهد.

مسأله ۱۶۴۱ - اگر نذر کند که روز معيني را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمداً روزه خود را باطل کند، بايد کفاره بدهد، و کفاره آن در احکام نذر خواهد آمد.

مسأله ۱۶۴۲ - اگر روزه‌دار به گفته کسي که مي‌گويد مغرب شده ولي اطمينان براي او حاصل نشده است، افطار کند و بعد بفهمد مغرب نبوده است، يا شک کند که مغرب بوده است يا نه، قضا و کفاره بر او واجب مي‌شود، و اگر معتقد بوده که قول او حجت است، فقط قضا لازم است.

مسأله ۱۶۴۳ - کسي که عمداً روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند، يا پيش از ظهر براي فرار از کفاره سفر نمايد، کفاره از او ساقط نمي‌شود، بلکه اگر قبل از ظهر مسافرتي براي او پيش آيد نيز کفاره بر او واجب است.

مسأله ۱۶۴۴ - اگر عمداً روزه خود را باطل کند، و بعد عذري مانند حيض يا نفاس يا مرض براي او پيدا شود، احتياط مستحب آن است که کفاره را بدهد، مخصوصاً اگر به‌وسيله‌اي مانند دارو حيض يا مرضي را به وجود بياورد.

مسأله ۱۶۴۵ - اگر يقين کند که روز اوّل ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۴۶ - اگر انسان شک کند که آخر ماه رمضان است يا اوّل شوال، و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود اوّل شوال بوده، کفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۵۲ - کسي که به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمي‌گيرد، نمي‌تواند زن روزه‌دار را مجبور به نزديکي کند، ولي اگر او را مجبور نمايد، کفاره بر مرد نيز واجب نيست.

مسأله ۱۶۵۳ - انسان نبايد در به‌جا آوردن کفاره کوتاهي کند به گونه‌اي که سهل‌انگاري در اداي واجب شمرده شود، ولي لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.

مسأله ۱۶۵۴ اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به‌جا نياورد، چيزي بر آن اضافه نمي‌شود.

مسأله ۱۶۵۵ - کسي که بايد براي کفاره يک روز شصت فقير را طعام بدهد، اگر به تمام شصت نفر دسترسي دارد نمي‌تواند عدد را کم کند، مثلاً به سي نفر هرکدام دو مُد طعام بدهد و به آن اکتفا کند، ولي مي‌تواند براي هر فرد از عيال فقير اگرچه صغير باشند يک مُد به آن فقير بدهد، و فقير به وکالت از عائله يا ولايت بر آنها اگر صغير باشند قبول نمايد، و اگر نتواند شصت نفر فقير را پيدا کند و مثلاً فقط سي نفر را پيدا کند مي‌تواند به هرکدام دو مُد طعام بدهد ولي بنا بر احتياط واجب هرگاه تمکن پيدا کرد به سي نفر فقير ديگر نيز يک مُد بدهد.

مسأله ۱۶۵۶ - کسي که قضاي روزه ماه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمداً کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بايد به ۱۰ فقير هرکدام يک مُد طعام بدهد، و اگر نمي‌تواند، سه روز روزه بگيرد.
مسأله ۱۶۵۷ - در چند مورد غير از مواردي که قبلاً به آنها اشاره شد فقط قضاي روزه بر انسان واجب است و کفاره واجب نيست:

اوّل: آنکه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلي که در مسأله (۱۶۰۱) ذکر شد تا اذان صبح از خواب دوّم بيدار نشود.

دوّم: عملي که روزه را باطل مي‌کند به‌جا نياورد ولي نيت روزه نکند، يا ريا کند، يا قصد کند که روزه نباشد، و همچنين اگر قصد کند کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد به تفصيلي که در مسأله (۱۵۴۹) بيان شد.

سوّم: آنکه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت يک روز يا چند روز روزه بگيرد.

چهارم: آنکه در ماه رمضان بدون اينکه تحقيق کند صبح شده يا نه، کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

پنجم: آنکه کسي بگويد صبح نشده و انسان به گفته او کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

ششم: آنکه کسي بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نکند، يا خيال کند شوخي مي‌کند، و خودش هم تحقيق نکند و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

هفتم: آنکه به گفته کس ديگري که گفته او شرعاً برايش حجت است، يا او به اشتباه معتقد باشد که خبر او حجت است، افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

هشتم: آنکه يقين يا اطمينان کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است، ولي اگر در هواي ابري و مانند آن به گمان اينکه مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، وجوب قضا در اين صورت بنا بر احتياط است.

نهم: آنکه از جهت تشنگي مضمضه کند، يعني آب در دهان بگرداند و بي‌اختيار فرو رود، ولي اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، يا براي غير جهت تشنگي مثل مواردي که مضمضه در آنجاها مستحب است، مانند وضو مضمضه کند و بي‌اختيار فرو رود، قضا ندارد.

دهم: آنکه کسي از جهت اکراه يا اضطرار يا تقيه افطار کند، اگر مورد اکراه و تقيه، خوردن يا آشاميدن يا نزديکي باشد، و همچنين در غير آنها بنا بر احتياط واجب.

مسأله ۱۶۵۸ - اگر غير آب چيز ديگري را در دهان ببرد و بي‌اختيار فرو رود، يا آب داخل بيني کند و بي‌اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۵۹ - مضمضه زياد براي روزه‌دار مکروه است، و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر آن است که سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.

مسأله ۱۶۶۰ - اگر انسان بداند که به واسطه مضمضه، بي‌اختيار يا از روي فراموشي آب وارد گلويش مي‌شود، نبايد مضمضه کند، و اگر در اين صورت مضمضه کرد ولي آب فرو نرفت بنا بر احتياط واجب قضا لازم است.

مسأله ۱۶۶۱ - اگر در ماه رمضان، بعد از تحقيق (نگاه کردن به افق براي مشاهده فجر صادق)، براي او معلوم نشود که صبح شده و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نيست.

مسأله ۱۶۶۲ - اگر انسان شک کند که مغرب شده يا نه، نمي‌تواند افطار کند، ولي اگر شک کند که صبح شده يا نه، پيش از تحقيق هم مي‌تواند کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد.‌

حضرت آيت الله جعفر سبحاني:

مسأله ۱۳۳۶ - اگر يقين کند که روز اول ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده کفّاره بر او واجب نيست.‌

مسأله ۱۳۳۷ - اگر انسان شک کند که آخر رمضان است يا اول شوّال و عمداً روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود اول شوال بوده، کفّاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۳۳۸ - اگر روزه دار در ماه رمضان با زن خود که روزه دار است، جماع کند، اگر زن بر عمل راضي باشد، هر کدام بايد کفاره بدهد و اگر مجبور کرده باشد، کفّاره روزه خودش و روزه زن را بايد بدهد.

مسأله ۱۳۴۲ - کسي که به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمي‌گيرد، نمي‌تواند زن روزه دار خود را مجبور به جماع کند، ولي اگر او را مجبور نمايد، بنابر احتياط کفاره زن را بدهد.

مسأله ۱۳۴۳ - انسان نبايد در به جا آوردن کفّاره کوتاهي کند، ولي لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.

مسأله ۱۳۴۴ - اگر کفّاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را به جا نياورد، چيزي بر آن اضافه نمي‌شود.

مسأله ۱۳۴۵ - کسي که بايد براي کفّاره يک روز شصت فقير را طعام دهد، اگر به شصت فقير دسترسي دارد، نبايد به هر کدام از آنها بيشتر از يک مدّ که تقريباً ۷۵۰ کيلوگرم است، طعام دهد. يا يک فقير را بيشتر از يک مرتبه سير نمايد، ولي چنانچه انسان اطمينان داشته باشد که فقير طعام را به عيالات خود مي‌دهد يا به آنها مي‌خوراند مي‌تواند براي هر يک از عيالات فقير اگرچه صغير باشند، يک مدّ به آن فقير بدهد.

مسأله ۱۳۴۶ - کسي که قضاي روزه رمضان را گرفته، اگر بعدازظهر عمداً کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بايد به ۱۰ فقير، هر کدام يک مدّ، طعام دهد. و اگر نمي‌تواند بايد سه روز پي در پي روزه بگيرد.

مسأله ۱۳۴۷ - در چند صورت فقط قضاي روزه بر انسان واجب است و کفّاره واجب نيست:

اول آنکه روزه دار در روز ماه رمضان عمداً قي کند.

دوم آنکه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلي که در مسأله ۱۲۷۸ گفته شد، تا اذان صبح از خواب دوم بيدار نشود.

سوم عملي که روزه را باطل مي‌کند، به جا نياورد. ولي نيّت روزه نکند، يا ريا کند، يا قصد کند که روزه نباشد.

چهارم آنکه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت يک روز يا چند روز روزه بگيرد.

پنجم آنکه در ماه رمضان بدون اينکه تحقيق کند صبح شده يا نه، کاري که روزه را باطل مي‌کند، انجام دهد. بعد معلوم شود صبح بوده. و نيز اگر بعداز تحقيق با گمان به اينکه صبح شده، کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضاي آن روز بر اوواجب است، ولي اگر بعد از تحقيق يقين کند که صبح نشده و چيزي بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نيست، و امّا اگر بعد از تحقيق گمان کند که صبح نشده و يا شک کند که صبح شده يا نه و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضاي آن روز واجب است.

ششم آن کسي که مورد اعتماد و اطمينان نيست، بگويد صبح نشده و انسان به گفته او کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

هفتم آنکه کسي بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نکند، يا خيال کند شوخي مي‌کند و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

هشتم آنکه نابينا و مانند آن به گفته کس ديگر افطار کند بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

نهم آنکه در هواي صاف به واسطه تاريکي يقين کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است، ولي اگر در هواي ابري به گمان اينکه مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست.

دهم آنکه براي خنک شدن، يا بي جهت مضمضه کند يعني آب در دهان بگرداند و بي اختيار فرو رود ولي اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، يا براي وضو مضمضه کند و بي اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

مسأله ۱۳۴۸ - اگر انسان شک کند که مغرب شده يا نه، نمي‌تواند افطار کند و همين طور اگر شک کند که صبح شده يا نه، پيش از تحقيق نمي‌تواند کاري که روزه را باطل مي‌کند، انجام دهد.

حضرت آيت الله جوادي آملي:

مسأله ۱۷۶۷ - در روزه ماه رمضان، انجام دادن عمدي و اختياري کاري که روزه را باطل مي‌کند، موجب قضا و کفاره است؛ مثلاً اگر دروغ بستن به خدا و پيامبر هند، فرو بردن تمام سر در آب و قي کردن، با علم و عمد و اختيار انجام گيرد، قضا و کفاره دارد؛ ولي ب در شب ماه رمضان، اگر از خواب دوم به بعد تا صبح خواب بماند، روزه او قضا دارد؛ اما کفاره ندارد، چون ملاک کفاره، افطار عمدي و اختياري است و در اينجا افطاري نيست.

مسأله ۱۷۶۸ - اگر روزه دار با ندانستن مسئله، کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بنا بر اقوا کفاره بر او واجب نيست، پس اگر روزه دار به خيال اينکه جماع کردن با همسر در حال روزه حلال است، با او آميزش کند، کفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۷۶۹ - چنانچه روزه دار در روزه واجب، شک دارد که مغرب شده يا نه و افطار کند، قضا و کفاره بر او واجب مي‌شود؛ ولي اگر بر اثر عوامل طبيعي و تاريکي هوا فکر کرده مغرب شده و افطار کند و سپس متوجه شود که مغرب نبوده، روزه او صحيح است و قضا ندارد.

مسأله ۱۷۷۰ - کسي که به قصد روزه واجب غير ماه رمضان، مانند روزه نذري يا استيجاري، سحري خورده، درحالي که صبح بوده، روزه او باطل است.

مسأله ۱۷۷۱ - روزه‌هاي واجبي که باطل کردن آنها کفاره دارد، چنين اند: ۱. روزه ماه رمضان. ۲. روزه قضاي ماه رمضان. ۳. روزه نذر روز معين. ۴. روزه اعتکاف.

مسأله ۱۷۷۲ - کقارة باطل کردن عمدي روزه ماه رمضان، يکي از اين سه کار است: ۱. دو ماه روزه گرفتن، که ۳۱ روز آن پياپي باشد. ۲. يک بنده آزاد کردن. ۳. ۶۰ فقير را سير کردن که به هر فقير يک چارک (۱۰ سير) طعام غالب آن بلد پرداخت مي‌شود و مستحب است به هريک از ۶۰ فقير ۲ چارک بپردازند. اگر کسي از انجام دادن آن عاجز باشد، بايد چيزي صدقه بدهد و استغفار کند.

مسأله ۱۷۷۳. اگر با کار حرام - مثل خوردن شراب يا عمل زنا - روزه را به عمد باطل کند، به احتياط واجب، کفاره جمع دارد؛ يعني هر سه کار يادشده در مسئله قبلي را بايد انجام دهد.

مسأله ۱۷۸۵. دادن کفاره، واجب فوري نيست؛ ولي مکلف نبايد به گونه‌اي تأخير بيندازد که مايه سستي و بي اعتنايي به امر خدا شود.

مسأله ۱۷۸۶. اگر کسي براي باطل کردن عمدي روزه ماه رمضان کفارهاي به عهده او باشد، ديگري نمي‌تواند تبرع به نيابت از او، از عهده کفاره برآيد؛ مثلاً به جاي او ۶۰ روز روزه بگيرد.

مسأله ۱۷۸۷. در اطعام به ۶۰ فقير، بايد به هر کدام، ۱ چارک پرداخت شود و فرقي بين بچه و بزرگسال نيست و نمي‌توان به يک نفر، دو سهم يا بيشتر پرداخت کرد.

مسأله ۱۷۸۸ - اگر جنب با تصميم بر غسل کردن بخوابد و پس از خواب اول يا دوم يا سوم بعد از اذان صبح بيدار شود، روزه او باطل است و فقط قضا دارد.

مسأله ۱۷۸۹ - کسي که در ماه رمضان قصد روزه ندارد، اما از اول صبح تا غروب چيزي که روزه را باطل مي‌کند انجام ندهد، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولي کفاره ندارد.

مسأله ۱۷۹۰ - شخصي که قصد روزه کرده، ولي در بين روز، از نيت روزه برگردد، يا قصد کرده مثلاً آب بخورد، اما آبي نخورده باشد، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولي کفاره ندارد.

مسأله ۱۷۹۱ - جنبي که غسل جنابت را فراموش کند و چند روز در حال جنابت روزه بگيرد، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولي کفاره ندارد.

مسأله ۱۷۹۲ - کسي که عادتش بر اين است که هنگام بازي کردن با همسر، مني از او خارج مي‌شود و با انجام دادن چنين کاري مني از او خارج شود، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولي کفاره ندارد.

مسأله ۱۷۹۳ - کسي که با اعتماد بر خبر دو عادل يا يک عادل، مبني بر اينکه مغرب شده، روزه‌اش را افطار کند و سپس معلوم شود مغرب شرعي نبوده است، روزه او باطل است و قضا دارد؛ ولي کفاره ندارد.

مسأله ۱۷۹۴ - کسي که بدون تحقيق از صبح شدن يا با اعتماد بر خبر شخص غير کارشناس، مشغول خوردن سحري شود، يا بر اثر عواملي مانند نابينايي، متوجه طلوع فجر نشده، يا در آن شک داشته و مشغول خوردن سحري باشد و سپس متوجه شود که صبح شده، روزه او باطل است و قضا دارد، ولي کفاره ندارد.

مسأله ۱۷۹۵ - کسي که در سحرگاه با تحقيق و نگاه به افق اطمينان پيدا کند صبح نشده، يا دو عادل کارشناس شهادت دهند که صبح نشده و او سحري بخورد، در حالي که صبح بوده، روزه او صحيح است
مسأله ۱۷۹۶ - در همه موارد يادشده که روزه او باطل بوده، بايد تا مغرب به رسم ادب، چيزي که روزه را باطل مي‌کند، انجام ندهد.

مسأله ۱۷۹۷ - بيماري که در ماه رمضان نتوانسته روزه بگيرد و پس از ماه رمضان بهبود يافته، بايد روزه را قضا کند.

مساله ۱۷۹۸ - کسي که از چند ماه رمضان، روزه قضا بر عهده دارد و وقت هم وسعت دارد، مي‌تواند هرکدام را نيت کند؛ ولي اگر وقت ماه رمضان آخر تنگ باشد - براي مثال، چهار روز روزه قضا بر عهده دارد که دو روز از ماه رمضان سالهاي قبل و دو روزش مربوط به ماه رمضان سال آخر است و دو روز هم به ماه رمضان مانده باشد - لازم است در نيت، ماه رمضان سال آخر را تعيين کند و اگر تعيين نکند، براي سالهاي قبل حساب مي‌شود و براي ماه رمضان سال آخر بايد کفاره تأخير بدهد.‌

حضرت آيت الله حسين وحيد خراساني:

مسأله ۱۶۶۸- کفاره افطار روزه ماه رمضان اين است که يک بنده آزاد کند، يا به دستوري که در مسأله بعد مي‌آيد دو ماه روزه بگيرد، يا شصت فقير را سير کند، يا به هر کدام يک مد - که تقريباً ۱۰ سير است. طعام، يعني گندم يا آرد يا نان يا خرما و مانند اينها بدهد، و چنانچه اينها برايش ممکن نباشد بنابر احتياط واجب بين تصدق به هر اندازه که مي‌تواند و استغفار جمع نمايد، و اگر امکان تصدق نبود استغفار کند، اگر چه يک مرتبه بگويد «اشتغفر الله» و احتياط واجب آن است که هر وقت بتواند کفاره را بدهد.

مسأله ۱۶۶۹- کسي که مي‌خواهد دو ماه کفاره روزه ماه رمضان را بگيرد، بايد يک ماه تمام و يک روز آن را از ماه ديگر پي در پي بگيرد، و اگر بقيه آن پي در پي نباشد اشکال ندارد.

مسأله ۱۶۷۰- کسي که مي‌خواهد دو ماه کفاره روزه ماه رمضان را بگيرد، نبايد موقعي شروع کند که مي‌داند در بين يک ماه و يک روز، روزي است که مانند عيد قربان روزه آن حرام است.

مسأله ۱۶۷۱- کسي که بايد پي در پي روزه بگيرد، اگر در بين آن بدون عذر يک روز روزه نگيرد يا وقتي شروع کند که بداند در بين آن به روزي مي‌رسد که روزه آن واجب است، مثلاً به روزي مي‌رسد که نذر کرده آن روز را روزه بگيرد، بايد روزه‌ها را از سر بگيرد.

مسأله ۱۶۷۲- اگر در بين روزهايي که بايد پي در پي روزه بگيرد، عذري غير اختياري مثل حيض يا نفاس يا مرضي براي او پيش آيد، بعد از برطرف شدن عذر واجب نيست و وزه ها را از سر بگيرد، بلکه بقيه را بعد از بر طرف شدن عذر به جا آورد.

مسأله ۱۶۷۳- اگر به چيز حرامي روزه خود را باطل کند. چه آن چيز اصلاً حرام باشد مثل شراب و زنا، يا به جهتي حرام شده باشد مثل نزديکي کردن با عيال خود در حال حيض - بنا بر احتياط کفاره جمع بر او واجب مي‌شود، يعني بايد يک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگيرد و شصت فقير را سير کند، يا به هر کدام آنها يک مد طعام بدهد، و چنانچه هر سه برايش ممکن نباشد، هر کدام آنها که ممکن باشد واجب است انجام دهد، و بنابر احتياط واجب استغفار هم بنمايد.

مسأله ۱۶۷۴- اگر روزه دار دروغي را به خدا و پيغمبر و ائمه معصومين علا عمد نسبت دهد، بنابر احتياط کفاره جمع -که تفصيل آن در مسأله پيش گذشت - بر او واجب مي‌شود.

مسأله ۱۶۷۹- اگر روزه دار آروغ بزند و چيزي از غذا در دهانش بيايد، چنانچه عمد آن را فرو ببرد، روزه‌اش باطل و بنابر احتياط واجب کفاره هم بدهد، و همچنين است اگر آنچه در دهانش بيايد از صورت غذا بودن خارج شده باشد، اگر چه در اين صورت احتياط مستحب اين است که کفاره جمع بدهد، و اگر به آروغ زدن چيزي که خوردنش حرام است. مثل خون - به دهان او بيايد و عمدأ فرو ببرد، روزه‌اش باطل و بايد قضاي آن روز را بگيرد، و بنابر احتياط واجب کفاره جمع بدهد. ۲۹۲ مسأله ۱۶۸۰- اگر نذر کند که روز معيني را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمدأ روزه خود را باطل کند، بايد کفاره بدهد، و کفاره مخالفت نذر قاره مخالفت قسم است که در مسألة «۲۷۳۴» خواهد آمد.

مسأله ۱۶۸۱- اگر روزه دار به گفته کسي که مي‌گويد مغرب شده و قول او شرعا معتبر نيست، افطار کند و بعد بفهمد مغرب نبوده است، يا شک کند که مغرب بوده است يا نه، قضا و کفاره بر او واجب مي‌شود.

مسأله ۱۶۸۲- کسي که عمد روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند، يا پيش از ظهر براي فرار از قاره سفر نمايد، کفاره از او ساقط نمي‌شود، و همچنين است. بنابر اقوي - اگر مسافرت براي او قبل از ظهر پيش آمد کند.

مسأله ۱۶۸۳- اگر عمد روزه خود را باطل کند و بعد عذري مانند حيض يا نفاس يا مرض براي او پيدا شود، بنابر احتياط کفاره بر او واجب است.

مسأله ۱۶۸۴- اگر يقين يا اطمينان کند و يا بټنه قائم شود که روز اول ماه رمضان است و عمدأ روزه خود را باطل کند، و بعد معلوم شود که آخر شعبان بوده، کفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۸۵- اگر انسان شک کند که آخر ماه رمضان است يا اول شوال و عمده روزه خود را باطل کند، بعد معلوم شود که اول شوال بوده کفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۲- انسان نبايد در به جا آوردن کفاره کوتاهي کند، ولي لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.

مسأله ۱۶۹۳- اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال بگذرد و انجام ندهد، چيزي بر آن اضافه نمي‌شود.

مسأله ۱۶۹۴۔ کسي که بايد براي کفاره يک روز، شصت فقير را طعام بدهد، نمي‌تواند يک نفر از آنها را دو مرتبه يا بيشتر سير کند، يا به هر کدام از آنها بيشتر از يک مد طعام بدهد و زيادي را از کفاره حساب کند، ولي مي‌تواند فقير را با عيال او - اگر چه صغير باشند و در صورتي که از جهت سن به حدي باشند که در مورد آنها اطعام عرفأ صدق کند - سير نمايد، يا به ولي صغير براي آن صغير يک مد بدهد.‌

مسأله ۱۶۹۵- کسي که قضاي روزه ماه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمد. کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بايد به ۱۰ فقير هر کدام يک مد طعام بدهد، و اگر نمي‌تواند بايد سه روز روزه بگيرد، و احوط آن است که پي در پي باشد.

مسأله ۱۶۹۶- در چند صورت فقط قضاي روزه بر انسان واجب است و کفاره واجب نيست: اول) آنکه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلي که در مسأله ۱۶۳۸ گذشت تا اذان صبح از خواب دوم و سوم بيدار نشود. ۲۹۴ (دوم) آنکه عملي که روزه را باطل مي‌کند انجام ندهد، ولي نيت روزه نکند، يا ريا کند، يا قصد کند که روزه نباشد، يا قصد کند کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد.

سوم) آنکه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت يک روز يا چند روز روزه بگيرد.

چهارم) آنکه در ماه رمضان بدون اينکه خودش تحقيق کند صبح شده يانه، کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، و بعد معلوم شود صبح بوده، و نيز اگر بعد از تحقيق گمان داشته باشد که صبح شده، يا شک کند که صبح شده يا نه، و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، و بعد معلوم شود صبح بوده، قضاي آن روزه بر او واجب است.

(پنجم) آنکه کسي بگويد صبح نشده و انسان به گفته او کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، و بعد معلوم شود صبح بوده است.

(ششم) آنکه کسي بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نکند با خيال کند شوخي مي‌کند و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، و بعد معلوم شود صبح بوده است.

(هفتم) آنکه کور و مانند او به گفته کسي ديگر افطار کند، و بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

(هشتم) آنکه در هواي صاف به واسطه تاريکي يقين کند که مغرب شده و افطار کند، و بعد معلوم شود مغرب نبوده است، ولي اگر در هواي ابري به گمان اينکه مغرب شده افطار کند، و بعد معلوم شود مغرب نبوده قضا لازم نيست.

(نهم) آنکه براي خنک شدن يابي جهت مضمضه کند. يعني آب در دهان بگرداند - و بي اختيار فرو رود، ولي اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، يا براي وضوي نماز واجب مضمضه کند و بي اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

(دهم) آنکه کسي از جهت اکراه با اضطرار يا تقيه افطار کند.

مسأله ۱۶۹۷- اگر غير آب چيز ديگري را در دهان ببرد و بي اختيار فرو رود، يا آب داخل بيني کند و بي اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۸- استنشاق و مضمضه زياد براي روزه دار مکروه است، و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر آن است که سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد. ۲۹۵) مسأله ۱۶۹۹- اگر انسان بداند که به واسطه مضمضه با استنشاق ہي اختيار يا از روي فراموشي آب وارد گلويش مي‌شود، نبايد مضمضه يا استنشاق کند.

مسأله ۱۷۰۰- اگر در ماه رمضان بعد از تحقيق يقين کند که صبح نشده، و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، و بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نيست.

مسأله ۱۷۰۱- اگر انسان شک کند که مغرب شده يا نه، نمي‌تواند افطار کند، ولي اگر شک کند که صبح شده يا نه، پيش از تحقيق هم مي‌تواند کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد.

مسأله ۱۷۰۲- اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزه‌هاي وقتي را که ديوانه بوده قضا نمايد.

مسأله ۱۷۰۳- اگر کافر مسلمان شود، واجب نيست روزه‌هاي وقتي راکه کافر بوده قضا نمايد، ولي اگر مسلماني کافر شود، روزه‌هايي را که در زمان کفر از او فوت شده بايد قضا نمايد، و اگر مسلمان شود به اسلام از او ساقط نمي‌شود.‌

مسأله ۱۷۰۴- روزه‌اي که از انسان به واسطه مستي فوت شده بايد قضا نمايد، اگر چه چيزي را که به واسطه آن مست شده براي معالجه خورده باشد.

مسأله ۱۷۰۵- اگر براي عذري چند روز روزه نگيرد، و بعد شک کند که چه وقت عذر او بر طرف شده، بنابر احتياط واجب مقدار بيشتري را که احتمال مي‌دهد روزه نگرفته قضا نمايد، مثلاً کسي که پيش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمي‌داند پنجم ماه از سفر برگشته يا ششم، بنابر احتياط واجب شش روز روزه بگيرد، ولي کسي که نمي‌داند چه وقت عذر برايش پيدا شده، مي‌تواند مقدار کمتر را قضا نمايد، مثلاً اگر در آخر ماه رمضان مسافرت کرده و بعد از ماه رمضان برگشته و نمي‌داند که بيست و پنجم ماه رمضان مسافرت کرده يا بيست و ششم، مي‌تواند مقدار کمتر يعني پنج روز را قضا کند، اگر چه احتياط مستحب اين است که مقدار بيشتر را قضا نمايد.

مسأله ۱۷۰۶- اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاي هر کدام را که اول بگيرد مانعي ندارد، ولي اگر وقت قضاي ماه رمضان آخر تنگ باشد، مثلاً پنج روز از ماه رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به ماه رمضان مانده باشد، بنابر احتياط واجب اول قضاي ماه رمضان آخر را بگيرد.

مسأله ۱۷۰۷ - اگر قضاي روزه چند ماه رمضان بر او واجب باشد، واجب نيست معين کند روزه‌اي را که مي‌گيرد قضاي کدام ماه رمضان است، مگر اينکه بين آن دو در اثر اختلاف باشد.

مسأله ۱۷۰۸- در قضاي روزه ماه رمضان مي‌تواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد، ولي اگر وقت قضا تنگ باشد. بنابر احتياط واجب - نمي‌تواند باطل نمايد.

مسأله ۱۷۰۹- اگر قضاي روزه ميني را گرفته باشد، احتياط مستحب اين است که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.

مسأله ۱۷۱۰- اگر به واسطه مرض يا حيض يا نفاس روز ماه رمضان را نگيرد، و پيش از تمام شدن ماه رمضان يا بعد از تمام شدن ماه و قبل از تمکن از قضا بميرد، روزه‌هايي را که نگرفته قضا ندارد
مسأله ۱۷۱۱- اگر به واسطه مرضي روزه ماه رمضان رانگيرد، و مرض او تا ماه رمضان سال بعد طول بکشد، قضاي روزه‌هايي را که نگرفته بر او واجب نيست، و بايد براي هر روز يک شد طعام به فقير بدهد، ولي اگر به واسطه عذر ديگري - مثلاً براي مسافرت - روزه نگرفته باشد، و عذر او تا ماه رمضان بعد باقي بماند، روزه‌هايي را که نگرفته بايد قضا کند، و احتياط واجب اين است که براي هر روز يک مد طعام هم به فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۲- اگر به واسطه مرضي روزه ماه رمضان را نگيرد، و بعد از ماه رمضان مرض او بر طرف شود، ولي عذر ديگري پيدا کند که نتواند تا ماه رمضان بعد قضاي روزه را بگيرد، بايد روزه‌هايي را که نگرفته قضا نمايد، و نيز اگر در ماه رمضان غير از مرض عذر ديگري داشته باشد، و بعد از ماه رمضان آن عذر بر طرف شود و تا ماه رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد، روزه‌هايي را که نگرفته بايد قضا کند، و در هر دو صورت احتياط واجب اين است که براي هر روز نيز يک مد طعام به فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۳- اگر در ماه رمضان به واسطه عذري روزه نگيرد، و بعد از ماه رمضان عذر او بر طرف شود، و تا ماه رمضان آينده عمدأ قضاي روزه را نگيرد، بايد روزه را قضا کند، و براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۴- اگر در قضاي روزه کوتاهي کند تا وقت تنگ شود، و در تنگي وقت عذر پيدا کند، بايد فضا را بگيرد و براي هر روز يک بند طعام به فقير بدهد، و همچنين اگر موقعي که عذر دارد تصميم داشته باشد که بعد از بر طرف شدن عذر، روزه‌هاي خود را قضا کند، ولي پيش از آنکه قضا نمايد در تنگي وقت عذر پيدا کند، بايد روزه‌ها را قضا کند، و براي هر روز هم - بنابر احتياط واجب - يک مدطعام بدهد.
مسأله ۱۷۱۵ - اگر مرض انسان چند سال طول بکشد، بعد از آنکه خوب شد، بايد قضاي ماه رمضان آخر را بگيرد، و براي هر روز از سالهاي پيش يک مد طعام به فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۶- کسي که بايد براي هر روز يک طعام به فقير بدهد، مي‌تواند کفاره چند روز را به يک فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۷- اگر قضاي روزه ماه رمضان را چند سال تأخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و از جهت تأخير در سال اول براي هر روز يک بند طعام به فقير بدهد، و اما از جهت تأخير سال بعدي چيزي بر او واجب نيست.

مسأله ۱۷۱۸- اگر روزه ماه رمضان را عمداً نگيرد، بايد قضاي آن را به جا آورد و براي هر روز يک بنده آزاد کند، يا شصت فقير را طعام بدهد، يا دو ماه روزه بگيرد، و چنانچه تا ماه رمضان آينده قضاي آن روزه را به جا نياورد، بايد براي هر روز يک مد طعام به فقير بدهد.

مسأله ۱۷۱۹ - اگر روزه ماه رمضان را عمدأ نگيرد، و در روز مکرر جماع يا استمناء کند، بنابر احتياط واجب کفاره هم مکرر مي‌شود، ولي اگر چند مرتبه کار ديگري از مفطرات روزه را انجام دهد. مثلاً چند مرتبه غذا بخورد. يک کفاره کافيست.

مسأله ۱۷۲۰- بعد از مرگ پدر، پسر بزرگ‌تر بايد قضاي روزه او را به تفصيلي که در مسأله «۱۳۹۸» گذشت به جا آورد.

مسأله ۱۷۲۱- اگر پدر غير از روزه ماه رمضان، روزہ واجب ديگري را مانند روزه نذر نگرفته باشد، واجب است که پسر بزرگ‌تر قضا نمايد، ولي اگر براي روزه اجير شده و نگرفته باشد قضاي آن بر پسر بزرگ لازم نيست.

حضرت آيت الله شبيري زنجاني:

مسأله ۱۶۷۲ - کسي که بايد پي درپي روزه بگيرد، اگر در بين آن بدون عذر يک روز روزه نگيرد، بايد روزه‌ها را از سر بگيرد.

۱۶۷۳ - اگر در بين روزهايي که بايد پي در پي روزه بگيرد عذري؛ مثل حيض، يا نفاس، پيش آيد، بعد از برطرف شدن عذر، واجب نيست روزه‌ها را از سر بگيرد، بلکه بقيه را بعد از برطرف شدن عذر، بجا مي‌آورد و همچنين است اگر در اين فاصله مريض شود ولي مستحب است که بعد از بهبودي روزه‌ها را از سر بگيرد اما اگر در اين فاصله سفري که از رفتن به آن ناگزير است پيش آيد، بايد روزه‌ها را از سر بگيرد.

مسأله ۱۶۷۴ - اگر به چيز حرامي روزه خود را باطل کند، چنانچه آن مفطر، جماع حرام يا خوردن و آشاميدن حرام باشد چه آن چيز اصل" حرام باشد مثل شراب و زنا، و يا به جهتي حرام شده باشد، مثل خوردن غذاي حلالي که براي انسان ضرري دارد که موجب فساد بدن مي‌شود، و نزديکي کردن با زن خود در حال حيض۔ کفاره جمع بر او واجب مي‌شود؛ يعني بايد يک بنده آزاد کند و دو ماه روزه بگيرد و به شصت مسکين هر کدام يک مد طعام بدهد، و چنانچه هر سه برايش ممکن نباشد، هر کدام آنها را که ممکن است بايد انجام دهد و اگر آن چيز حرام غير از جماع و خوردن و آشاميدن باشد کفارۂ تخييري به تفصيلي که در مسأله ۱۶۷۰ گذشت واجب مي‌شود و احتياط مستحب آن است که کفاره جمع بدهد.

مسأله ۱۶۷۵ - اگر روزہ دار عمداً دروغي را به خدا يا پيغمبر صلي الله عليه و آله) يا امام (عليه السلام) نسبت دهد بنابر احتياط مستحب، کفاره تخييري بر عهده او مي‌آيد.

مسأله ۱۷۷۶ - اگر براي عذري چند روز روزه نگيرد، بعد شک کند که چه وقت عذر او برطرف شده، بنابر احتياط بايد مقدار بيشتري را که احتمال مي‌دهد روزه نگرفته قضا نمايد؛ مثلاً کسي که پيش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمي‌داند عصر پنجم ماه رمضان از سفر برگشته يا عصر ششم، بنابر احتياط بايد شش روز روزه بگيرد، همچنين است کسي که نمي‌داند چه وقت عذر برايش پيدا شده، که بنابر احتياط بايد مقدار بيشتري را که احتمال مي‌دهد روزه نگرفته قضا نمايد؛ مثلاً کسي که پيش از ماه رمضان مسافرت کرده و نمي‌داند عصر پنجم ماه رمضان از سفر برگشته يا عصر ششم، بنابر احتياط بايد شش روز روزه بگيرد، همچنين است کسي که نمي‌داند چه وقت عذر برايش پيدا شده، که بنابر احتياط بايد مقدار بيشتر را قضا نمايد؛ مثلاً اگر در آخرهاي ماه رمضان مسافرت کند و بعد از ماه رمضان برگردد و نداند که شب بيست و پنجم ماه | رمضان مسافرت کرده، يا شب بيست و ششم، بنابر احتياط مقدار بيشتر -يعني شش روز (با فرض کامل بودن ماه) - را قضا کند، البته اگر بداند بين روز برايش عذري پيش آمده و تا قبل از آن روزه بوده، مي‌تواند مقدار کمتر را قضا نمايد اگر چه احتياط مستحب آن است مقدار بيشتر را قضا نمايد.

مسأله ۱۶۸۰ - اگر روزہ دار آروغ بزند و چيزي در دهانش بيايد چنانچه عمداً آن را فرو ببرد، روزه‌اش باطل است، و بايد قضاي آن را بگيرد و کفاره هم بر او واجب مي‌شود و اگر خوردن آن چيز حرام باشد، مثلاً موقع آروغ زدن، خون به دهان او بيايد و عمداً آن را فرو برد، بايد قضاي آن روزه را بگيرد و کفاره جمع هم بر او واجب مي‌شود.

مسأله ۱۶۸۱ - اگر نذر کند که روز معيني را روزه بگيرد، چنانچه در آن روز عمدأ روزه خود را باطل کند، بايد به گونه‌اي که در مسأله ۲۶۶۳ گفته مي‌شود کفاره بدهد.

مسأله ۱۶۸۲ - کسي که مي‌تواند وقت را تشخيص دهد اگر به گفته کسي که مي‌گويد مغرب شده و او گفته او را مورد اعتماد نمي‌داند، افطار کند و بعد بفهمد مغرب نبوده است يا شک کند که مغرب بوده است يا نه، قضا و کفاره بر او واجب مي‌شود.

مسأله ۱۶۸۳ - کسي که عمدأ و بدون عذر روزه خود را باطل کرده، اگر بعد از ظهر مسافرت کند کفاره از او ساقط نمي‌شود؛ همچنين است اگر پيش از ظهر مسافرت کند و از شب در فکر سفر حتي به نحو ترديد نباشد، ولي اگر از شب در فکر سفر باشد و پيش از ظهر مسافرت کند کفاره بر او واجب نيست؛ هر چند به جهت فرار از کفاره سفر نمايد و احتياط مستحب اين است که در مسافرت پيش از ظهر هم کفاره بدهد.

مسأله ۱۶۸۴ - اگر عمدأ روزه خود را باطل کند، و بعد عذري مانند حيض يا نفاس يا مرض براي او پيدا شود، کفاره بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۲ - کسي که به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمي‌گيرد، نمي‌تواند زن روزه دار خود را مجبور به جماع نمايد، ولي اگر او را مجبور نمايد بر مرد هيچ گونه کفارهاي - نه براي خود نه از جانب زن۔ واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۳ - انسان لازم نيست کفاره را فوراً ادا کند، ولي نبايد آن را به قدري به تأخير بيندازد که بگويند در انجام دستور الهي، کوتاهي و مسامحه کرده است.

مسأله ۱۶۹۴ - اگر کفاره بر انسان واجب شود و چند سال آن را بجا نياورد، چيزي بر آن اضافه نمي‌شود.

مسأله ۱۶۹۵ - کسي که براي کفاره يک روز، شصت مسکين را طعام مي‌دهد، نمي‌تواند همان مقدار را بين کمتر از شصت نفر تقسيم کند؛ ولي مي‌تواند براي هر يک از عيالات مسکين، اگر چه صغير باشند، يک مد ديگر به آن مسکين بدهد. و مسکين به وکالت از عائله يا ولايت بر آنها اگر صغير باشند قبول نمايد.

مسأله ۱۶۹۶ - کسي که قضاي روزه ماه رمضان را گرفته، اگر بعد از عصر عمداً کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بايد به ۱۰ مسکين هر کدام يک مد طعام بدهد و اگر نمي‌تواند سه روز روزه بگيرد و بنا بر احتياط همين حکم را دارد اگر بعد از ظهر و قبل از عصر افطار کند ولي باطل کردن روزه پيش از ظهر اشکال ندارد، هر چند در اين حال اگر از شب نيت روزه داشته، مکروه است روزه خود را باطل کند.

مسأله ۱۶۹۷ - در چند صورت فقط قضاي روزه واجب است و کفاره واجب نيست:

اول: در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلي که در مسأله ۱۶۳۹ گفته شد تا اذان صبح از خواب دوم يا بيشتر بيدار نشود و کسي که در خواب محتلم شود و بعد بيدار شود و ببيند جذب شده و دوباره بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود بايد روزه آن روز را قضا کند همان طور که در مسأله ۱۶۴۰ گفته شد.

دوم: عملي که روزه را باطل مي‌کند بجا نياورد ولي نيت روزه نکند، يا ريا کند، يا قصد کند که روزه نباشد، يا قصد کاري کند که متوجه است روزه را باطل مي‌کند انجام دهد. ولي اگر کسي از روي جهل، قصد انجام دادن يکي از مبطلات روزه را بکند تا مادامي که آن را انجام نداده است، روزه‌اش باطل نمي‌شود.

سوم: در ماه رمضان، غسل جنابت را فراموش کند و بعد از گذشتن ماه رمضان متوجه شود، و اگر در ماه رمضان بعد از گذشتن يک هفته متوجه شود به احتياط مستحب روزه را قضا نمايد.

چهارم: کسي بگويد صبح نشده و انسان به گفته او کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

پنجم: کسي بگويد صبح شده و انسان به گفته او اطمينان نکند، يا خيال کند که شوخي مي‌کند و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

ششم: براي خنک شدن يا بي جهت استنشاق يا مضمضه کند (يعني آب در بيني کند يا آب در دهان بگرداند) و بي اختيار فرو رود و همچنين اگر مضمضه يا استنشاق براي وضوي غير نماز واجب باشد، بايد روزه را قضا کند، ولي اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، يا براي وضوي نماز واجب مضمضه با استنشاق کند و بي اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

هفتم: افطار کردن به جهتي؛ چون اکراه با حرج يا اضطرار يا تقيه با رعايت واجب مهمتر يا مساوي، جايز يا واجب باشد.

هشتم: اگر در سحر ماه رمضان افق ابري باشد و کاري که مبطل روزه است را انجام دهد، بعد معلوم شود که در روز، افطار کرده است، در اين صورت بايد روزه آن روز را قضا نمايد؛ هر چند يقين داشته که صبح نشده است.

نهم: در سحر ماه رمضان افق صاف باشد و بدون نگاه کردن به افق، کاري را که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد مثلاً غذا بخورد، همچنين اگر نگاه کرده و در حالي که ترديد داشته که صبح شده يا نه، کاري را انجام دهد که روزه را باطل مي‌کند، و در هر دو صورت؛ بعد معلوم شود صبح بوده است.

دهم: اگر در ماه رمضان گمان کند که مغرب شده، و به خيال اينکه مي‌تواند به گمان خود اعتماد کند، يکي از کارهايي که روزه را باطل مي‌کند بجا آورد، که در اين صورت بايد روزه | خود را قضا کند. مگر بعد معلوم شود که مغرب بوده است. و در اين مسأله فرقي نيست که هوا صاف باشد يا ابري، مکلف بينا باشد يا نابينا و روزه نذر معين در سه مورد اخير حکم روزه ماه رمضان را دارد.

يازدهم: اگر کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد ولي به جهت غفلت يا به واسطه ندانستن مسأله خيال مي کرده که اين کار حلال است، فقط قضا بر او واجب است هر چند مي توانسته مسأله را ياد بگيرد و در ياد گرفتن آن کوتاهي کرده که در اين صورت اگر چه گناهکار است ولي کفاره لازم نيست.

مسأله ۱۶۹۸ - اگر غير از آب چيز ديگري را در دهان يا بيني ببرد و بي اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.

مسأله ۱۶۹۹ - مضمضه زياد، براي روزه دار مکروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.

مسأله ۱۷۰۰ - اگر انسان بداند که به واسطه استنشاق يا مضمضه، بي اختيار يا از روي فراموشي، آب وارد گلويش مي‌شود نبايد اين کار را انجام دهد.

مسأله ۱۷۰۱ - اگر در ماه رمضان، بعد از نگاه کردن به افق صاف مطمئن شود که صبح نشده و کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا لازم نيست ولي اگر از راهي ديگر (مانند نگاه به ساعت) تحقيق کرده باشد، بنابر احتياط بايد روزه را قضا کند. همچنين اگر اطمينان کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده قضا ندارد.

مسأله ۱۷۰۲ - روزہ دار تا حجت شرعي مانند اطمينان يا بي نه به مغرب پيدا نکند، نبايد افطار کند، هر چند گمان به مغرب داشته باشد، ولي در هنگام سحر تا حجت شرعي به صبح شدن نداشته باشد جايز است کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد و لازم نيست تحقيق کند، ولي در صورتي که بدون تحقيق (بنا بر تفصيلي که در مسأله قبل گذشت) يا بدون حجت شرعي به استمرار شب، کاري که روزه را باطل مي‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود که صبح شده بوده، قضاي روزه واجب است ولي کفاره واجب نيست.

مسأله ۱۷۰۳ - اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزه‌هاي وقتي را که ديوانه بوده قضا نمايد. ولي اگر ديوانگي اختياري باشد مثل دارويي خورده يا عملي انجام داده است که عقلش زايل شود، بايد بعد از اينکه عاقل شد، روزه‌هايي را که انجام نداده قضا کند.

مسأله ۱۷۰۴ - اگر کافر مسلمان شود، واجب نيست روزه‌هاي وقتي را که کافر بوده قضا نمايد؛ ولي اگر مسلماني کافر شود و دوباره مسلمان گردد، روزه‌هاي وقتي را که کافر بوده بايد قضا نمايد.

مسأله ۱۷۰۵ - روزه‌اي را که از انسان به واسطه مستي فوت شده، بايد قضا نمايد، اگر چه چيزي را که به واسطه آن مست شده، براي معالجه خورده باشد.

مسأله ۱۷۰۷ - اگر از چند ماه رمضان، روزه قضا داشته باشد، قضاي هر کدام را که اول بگيرد مانعي ندارد، ولي اگر وقت قضاي ماه رمضان آخر تنگ باشد؛ مثلاً پنج روز از ماه رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به ماه رمضان مانده باشد، بايد اول قضاي ماه رمضان آخر را بگيرد؛ ولي اگر قضاي ماه رمضان‌هاي قبل را بگيرد معصيت کرده ولي روزه‌اش صحيح است.

مسأله ۱۷۰۸ - اگر قضاي روزه ماه رمضان گذشته و سال جاري بر او واجب باشد و در نيت معين نکند، روزهاي را که مي‌گيرد قضاي کدام ماه رمضان است، ولي تصميم داشته قبل از رسيدن ماه رمضان آينده، تمام روزه‌ها را قضا کند ابتدا از روزه سال گذشته‌اش حساب مي‌شود ولي اگر تصميم نداشته همه را قضا کند يا مردد بوده، ابتدا از قضاي سال آخر حساب مي‌شود.

مسأله ۱۷۰۹ - در قضاي روزه ماه رمضان، اگر وقت قضا تنگ باشد جايز نيست روز خود را باطل کند؛ خواه پيش از ظهر باشد خواه بعد از ظهر، و اگر وقت داشته باشد مي‌تواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد ولي بعد از عصر نمي‌تواند و بنابر احتياط در بعد از ظهر و قبل از عصر همين حکم را دارد و اگر از شب نيت روزه را داشته باشد افطار قبل از ظهر کراهت دارد.

مسأله ۱۷۱۰ - اگر قضاي روزه ميني را گرفته باشد، احتياط مستحب آن است که بعد از ظهر روزه را باطل نکند.

مسأله ۱۷۱۱ - اگر به واسطه مرض يا حيض يا نفاس و مانند آن از اموري که معمولاً از طرف خداست و انسان در تحقق آن نقشي ندارد روزه ماه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن ماه رمضان يا بعد از ماه رمضان و پيش از تمکن از روزه گرفتن، بميرد، قضاي روزه با پرداخت مد طعام لازم نيست ولي روزه‌هايي را که نگرفته براي او قضا کنند ولي روزه‌هايي که به جهت مسافرت و بنابر احتياط مانند آن از اموري که به گونه‌اي مستند به شخص است مثل بي هوشي اختياري فوت شده را بايد از جانب او بجا آورند.

مسأله ۱۷۱۲ - اگر به واسطه مرضي روزه ماه رمضان را نگيرد و مرض او تا ماه رمضان سال بعد طول بکشد، قضاي روزه‌هايي را که نگرفته بر او واجب نيست و بايد براي هر روز يک مد -که در گندم حدود ۹۰۰ گرم است. طعام به مسکين بدهد؛ همچنين است اگر به واسطه عذر ديگري روزه نگرفته باشد و عذر او تا ماه رمضان بعد باقي بماند هر چند احتياط مستحب است روزه‌هايي را که نگرفته قضا کند ولي در هر صورت بايد براي هر روز يک مد طعام به مسکين بدهد.

مسأله ۱۷۱۳ - اگر به واسطه مرضي روزه ماه رمضان را نگيرد و بعد از ماه رمضان مرض او برطرف شود ولي عذر ديگري پيدا کند که نتواند تا ماه رمضان بعد قضاي روزه را بگيرد احتياط مستحب است روزه‌هايي که نگرفته را قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان غير مرض عذر ديگري داشته باشد و بعد از ماه رمضان آن عذر برطرف شود و تا ماه رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد بنابر احتياط مستحب روزه‌هايي را که نگرفته قضا کند ولي در هر دو صورت بايد براي هر روز يک مد طعام به مسکين بدهد.

مسأله ۱۷۱۴ - اگر در ماه رمضان به واسطه عذري روزه نگيرد و بعد از ماه رمضان عذر او برطرف شود و تا ماه رمضان آينده بدون عذر قضاي روزه را نگيرد، بايد روزه را قضا کند و براي هر روز يک مد طعام هم به مسکين بدهد.

مسأله ۱۷۱۵ - اگر در قضاي روزه سستي و مسامحه کند تا وقت تنگ شود و در تنگي وقت عذري پيدا کند که موجب ترک روزه شود، بايد براي هر روز يک مد طعام به مسکين بدهد و بعد از برطرف شدن عذر، قضا را بگيرد همچنين است اگر مسامحه نکند و تصميم داشته باشد که روزه‌هاي خود را قضا کند، ولي پيش از آنکه قضا نمايد، در تنگي وقت عذر پيدا کند.

مسأله ۱۷۱۶ - اگر عذر انسان چند سال طول بکشد، بعد از آنکه عذرش برطرف شد هر مقداري که تا ماه رمضان بعد براي گرفتن روزه قضاي ماه رمضان آخر، زمان داشته باشد، بايد روزه بگيرد و اگر نگرفت در سالهاي بعد بگيرد و قضاي روزه سالهاي قبل و بقيه روزهاي سال آخر -که پس از برطرف شدن عذر فرصت قضا کردن آن را نداشته است. لازم نيست، بلکه براي هر روز از آن، يک مد طعام به مسکين بدهد.

مسأله ۱۷۱۷ - کسي که بايد براي هر روز يک مد طعام به مسکين بدهد، مي‌تواند کفاره چند روز را به يک مسکين بدهد.

مسأله ۱۷۱۸ - اگر قضاي روزه ماه رمضان را چند سال به تأخير بيندازد، بايد قضا را بگيرد و از جهت تأخير سالهاي بعد چيزي بر او واجب نيست.

مسأله ۱۷۱۹ - اگر روزه ماه رمضان را بدون عذر نگيرد، بايد قضاي آن را بجا آورد و براي هر روز دو ماه روزه بگيرد يا به شصت مسکين طعام بدهد يا يک بنده آزاد کند (به تفصيلي که در مسأله ۱۶۷۰ گذشت)، و چنانچه تا ماه رمضان آينده قضاي آن روزه را بجا نياورد، علاوه بر کفاره پيشين) براي هر روز يک مد طعام به مسکين بدهد.

مسأله ۱۷۲۰ - اگر روزه ماه رمضان را عمداً نگيرد و در روز مکرر جماع يا استمناء کند، کفاره هم مکرر مي‌شود؛ ولي اگر چند مرتبه غذا بخورد، يک کفارہ کافي است.

مسأله ۱۷۲۱ - بعد از مرگ پدر يا مادر، پسر بزرگ‌تر بايد قضاي روزه ايشان را به تفصيلي که در بخش احکام نماز در مسائل ۱۳۹۹ به بعد گفته شد، بجا آورد.

مسأله ۱۷۲۲ - اگر پدر و مادر غير از روزه رمضان، روزہ واجب ديگري را مانند روزه نذر نگرفته باشد، پسر بزرگ‌تر بايد آن را قضا نمايد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar