تصویب لایحه کاپیتولاسیون و غیرتی که «انقلاب» شد! اگر آشپز آمریکایی، پهلوی دوم را زیر میگرفت!

فارس/ ۳ مرداد سال ۱۳۴۳ شمسي لايحهاي در مجلس سنا دوره پهلوي تصويب شد که تاريخساز شد؛ حق کاپيتولاسيون براي آمريکاييها. در آن روزگار چنين امتيازاتي براي آمريکاييها عادي بود ولي در ايران به رگِ غيرت ايرانيها برخورد و تاريخ ورق خورد!
اسمش «لايحه اجازه استفاده مستشاران آمريکايي در ايران از مصونيتها و معافيتهاي قرارداد وين» بود و ۳ مرداد در مجلس سنا دوره پهلوي تصويب شد و ۲۱ مهر در مجلس شوراي ملي. موضوع اين بود که مستشاران آمريکايي که در ايران بودند از نظر قضايي در برابر قوانين ايران مصونيت داشته باشند و در صورت ارتکاب جرم، طبق قانون کشور خودشان محاکمه شوند.
قانون آمريکا هم که معلوم بود و با قانون ايران و هنجارهاي اسلامي حاکم بر مردم ايران جور در نميآمد. البته در آن دوره هم آمريکا رسواي زمانه بود و در ايران هم کسي خوشش نميآمد از جنايتکاران و آتشافروزان جهان. اين شد که به غيرت ايرانيها برخورد ولي مگر کسي جرأت اعتراض علني داشت؟ همه ساکت بودند جز مردي که کلامش را همچون شمشير حق برکشيد و بر تن و جان باطل کشيد؛ «سيد روحالله موسوي خميني».
کاپيتولاسيون در مجلس شوراي ملي دوره پهلوي بهراحتي تصويب شد در حالي که بعدها صاحبنظران آمريکايي نيز آن را «عمل ناشيانه و زشت» و «نشانهاي از رفتار خشن و احمقانه امپرياليسم آمريکايي» ارزيابي کردند
ماجرا چه بود؟
قبل از اينکه برسيم به آن اعتراض تاريخي، ببينيم اصلاً چه خبر بود. از سال ۱۳۰۷ شمسي حق کاپيتولاسيون براي اتباع کشورهاي خارجي در ايران لغو شده بود و همينطور بود تا اينکه دولت «اسدالله علم» بنا به اصرار سفير آمريکا در ايران، در سال ۱۳۴۲ لايحهاي به مجلس سنا برد که همانطور که طبق معاهده وين کارکنان سفارتخانهها از مصونيت قضايي برخوردارند مستشاران آمريکايي حاضر در ايران هم از اين حقوق برخوردار باشند. پهلوي دوم هم در اين ميانه ۲۰۰ ميليون دلار وام ميخواست که اسلحه و تجهيزات نظامي بخرد و آمريکا نميداد و دنبال امتيازاتي ازجمله همين حق کاپيتولاسيون بود. عاقبت محمدرضا پهلوي که ميدانست مردم ايران چنين مصوبهاي را تاب نميآورند و اوضاع خطري است کار را بي سر و صدا پيشبرد و مطبوعات هم ساکت بودند تا کاپيتولاسيون تصويب شود و اعطاء شود و تمام.
از طرف ديگر حاج «مهدي عراقي» از طريق يکي از آشنايانش خبردار شده بود که در مجلس چه خبر است و بعدها تعريف کرد: «اواخر شهريور يا تقريبا اواخر مهر ماه بود که يکي از رفقايي که ما در مجلس داشتيم به ما اطلاع داد که يک لايحهاي دولت ميخواهد بياورد در مجلس و مصونيت بدهد به ۱۷۰۰ مستشار آمريکايي که بعدا به همين نام لايحه کاپيتولاسيون مشهور شد. اين مسئله با آقا مطرح شد، آقا اينجوري قبول نکردند، گفتند تا مدرک نباشد ما نميتوانيم روي آن حرفي بزنيم، شما اگر ميتوانيد مدرکش را تهيه کنيد.»
چند نفري رفتند دنبال اطلاعات دقيقتر و سند و مدرک بيشتر و معلوم شد که بله، خبر درست است.
اين شد که امام (ره) چند روز پس از تصويب لايحه در مجلس، در يک سخنراني در مسجد اعظم قم در ۴ آبان سخناني فرمودند که گوش ايرانيها و تاريخ ايران نشنيده بود و اينحد از شجاعت را خيليها اولينبار بود در عمرشان که ميديدند.
اگر آشپز آمريکايي، پهلوي دوم را زير بگيرد؟!
سخنراني امام (ره) و اعتراض تاريخي ايشان به اين لايحه چه بود؟ اين هم گوشههايي از اين شجاعت ثبتشده در تاريخ ايران و اين روشنگري سرنوشتساز:
«ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... عزت ما پايکوب شد... قانوني در مجلس بردند؛ در آن قانون... تمام مستشاران نظامي آمريکا با خانوادههايشان، با کارمندهاي فنيشان، با کارمندان اداريشان، با خدمهشان، با هر کس که بستگي به آنها دارد، اينها از هر جنايتي که در ايران بکنند مصون هستند. اگر يک خادم آمريکايي، اگر يک آشپز آمريکايي مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور کند، زير پا منکوب کند، پليس ايران حق ندارد جلوي او را بگيرد! دادگاههاي ايران حق ندارند محاکمه کنند! بازپرسي کنند! بايد برود آمريکا! آنجا در آمريکا اربابها تکليف را معين کنند...
اگر چنانچه کسي سگ آمريکايي را زير بگيرد بازخواست از او ميکنند، اگر شاه ايران يک سگ آمريکايي را زير بگيرد بازخواست ميکنند و اگر چنانچه يک آشپز آمريکايي شاه ايران را زير بگيرد، مرجع ايران را زير بگيرد، بزرگتر مقام را زير بگيرد هيچکس حق تعرض ندارد. چرا؟ براي اينکه ميخواستند وام بگيرند از آمريکا، آمريکا گفت اين کار بايد بشود. بعد از سه چهار روز وام ۲۰۰ ميليوني، ۲۰۰ ميليون دلاري تقاضا کردند، دولت آمريکا تصويب کرد که در ظرف پنج سال مبلغ مزبور را به دولت ايران بدهند...
نظاميان آمريکايي، مستشاران نظامي آمريکايي به شما چه نفعي دارند؟ آقا اگر اين مملکت اشغال آمريکاست پس چرا اينقدر عربده ميکشيد، پس چرا اينقدر دم از ترقي ميزنيد؟ اگر اين مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از اربابها بالاترشان ميکنيد، پس چرا از شاه بالاترشان ميکنيد؟ اگر نوکرند مثل ساير نوکرها با آنها عمل کنيد، اگر کارمند شما هستند مثل ساير ملل که با کارمندانشان عمل ميکنند شما هم عمل کنيد...
ارتش هم بداند... ديگر براي شما آبرو گذاشتند؟ براي نظام شما آبرو گذاشتند که يک سرباز آمريکايي بر يک ارتشبد ما مقدم است؟ يک آشپز آمريکايي بر يک ارتشبد ما مقدم شد. در ايران ديگر براي شما آبرو باقي ماند؟ اگر من بودم استعفا ميکردم، اگر من نظامي بودم استعفا ميکردم، من اين ننگ را قبول نمي کردم، اگر من وکيل مجلس بودم استعفا ميکردم.
وکلاي مجلسين خيانت کردند، آنهايي که موافقت کردند با اين امر، وکلاي مجلس سنا خيانت کردند، اين پيرمردها، وکلاي مجلس شورا آنهايي که رأي دادند، خيانت کردند به اين مملکت. آنها وکيل نيستند، دنيا بداند اينها وکيل ايران نيستند اگر هم بودند من عزلشان کردم... ما اين قانوني را که در مجلس واقع شد، قانون نميدانيم. ما اين مجلس را مجلس نميدانيم، ما اين دولت را دولت نميدانيم، اينها خائنند به مملکت ايران...»
همين سخنراني بود که موجب شد چند روز بعد امام (ره) دستگير و به ترکيه و سپس به عراق تبعيد شوند و اين واقعه و غيرتي که خميني (ره) فرياد زد سرآغاز وقايع بعدي و درنهايت انقلاب اسلامي ايران شد.
حالا عاقبت اين قانون چه شد؟ ماند و ماند تا اينکه ۳ ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ارديبهشت سال ۱۳۵۸ ملغي شد و تمام.


















