آخرین خبر/روزی مردی کنجکاو پیش بهلول آمد و پرسید: «اگر مشتی آب روی سرم بریزی، دردم میآید؟» بهلول گفت: «نه!» مرد پرسید: «اگر مشتی خاک نرم روی سرم بریزی چطور؟» بهلول باز هم گفت: «نه!»
مرد با تعجب ابروهایش را بالا داد و گفت: «پس چرا وقتی آب و خاک را با هم مخلوط میکنند و از آن کلوخ میسازند، اگر به سر کسی بخورد، سرش میشکند و میسوزد؟»
بهلول لبخند معناداری زد، کلوخی خشک را از روی زمین برداشت و گفت: «آب و خاک به تنهایی آسیبی نمیرسانند، اما وقتی با هم ترکیب شوند، سخت و سنگین میشوند. آگاهی و رفتار انسان هم همینطور است؛ وقتی غرور و نادانی با هم ترکیب شوند، کلوخی میسازند که هم به خود انسان و هم به دیگران آسیب میزند!» مرد قانع شد و دریافت که باید مراقب جنس رفتارهایش باشد.
















